طرفداری- اینها مشتی از خروار خروار تفاله‌های است که گزارشگران به زور به ما می‌‌فهمانند. فرنگی‌‌ها هم قبل از پخش بازی‌ها ما را (enlighten) می‌‌کنند. مغز ما گلدان گل‌های مصنوعی این قشر به ظاهر با سواد است. دیتا‌ها را در ما می‌‌کارند و تا می‌‌شود به آن آب می‌‌بندند. کود‌ها را از آمار‌های 69 سال پیش جدا می‌‌کنند و بر عکس و البته با لطف در ما فرو می‌‌کنند. ریاضیات توهّم سواد را به خوبی‌ در آدم‌های کم مایه شکل می‌‌دهد.  اعداد هاله‌ای نور است بر کمبود‌های ما. آخر مثل آدم حرف زدن، خیلی‌ وقت است که ته انبار است و ما در ویترین دیتا داریم. فکت داریم. آمار داریم. فوکو و ژیژک نداریم. هر چه هست آمار‌های اکنمیست است و نیویورکر و "وا کن پست" و "بیا تو اینسایدر". ویترین ما از معادلات پر است هرچند که این معادلات برای دنیای هزار یک شب باشد. حالا این شهوت اعداد از کجا به توپ بازی ما رسید؟

سرمایه داری در آمریکا اجازه دنبال کردن بازی‌های NBA رو به شکل کامل به "کارکنانش" نمی‌‌داد. در این حوالی تاریخ، آقا بالاسر‌ها به دوستانشان در مدیا پیام دادند که گزارش بازی‌ها را مانند غذا‌های سرو شده در هواپیما در بیاورند. فشرده کردن اطلاعات تا حد توان برای کوتاه‌ترین زمان ممکن. بمباران اطلاعات در طول بازی به شکلی‌ که یک تماشاگر در 5 دقیقه بتواند تاریخ NBA را مرور کند. پیامد کنسرو کردن گزارش بازی‌ها به آنجا رسید که گوش‌ها بر چشم ارجعیت یافت. دیگر مهم نبود چه لحظه نابی در قاب تلویزیون نقش ببندد. اگر این "لحظه ناب" در آمار‌ها جایی‌ نمی‌‌گرفت، باد هوا بود و بس.

اگر مسی در کوپا آمریکا آماری را جابجا نکرد، کوتوله‌ای است دیگر در بین مشهور‌های دو شبه. اگر در سوپر کاپ اروپا، دو ضربه آزاد را در یک بازی گل کرد و به نزدیکی‌‌های رکورد میهایلوویچ رسید، اعجوبه‌ای است باور نکردنی. معجزه نبوغ مسی باید در چارت آماری ما قرار بگیرد. دیگر به چشم ما اعتباری نیست. جالب آنکه این عدد پرستی‌ مدرن، خود را زیر سوال می‌‌برد. از یک سو‌ ما را با 1 و 0 می‌‌سنجد، و از طرفی‌ دیگر با کوچک‌ترین حادثه، فکت‌های قبلی خود را نقض می‌‌کند. 

در این بین اما شاید تنها ری هادسون در bein sport راه را درست می‌‌رود. او در زمان دریبل‌های مسی و تمام کنندگی او، به ما از دریبل‌های سالم این فصل یا تعداد گل‌هایش نمی‌‌گوید. سعی‌ نمی‌‌کند ما را با اعداد ارضا کند. لذت دیدن لطافت بازی مسی را برای ما نگه می‌‌دارد. چند ثانیه‌ای مکث می‌‌کند. کلمه را در دهانش یک بار خیس می‌‌کند. و بعد با هیجان می‌‌گوید: "جادوگر. یک جادوگر واقعی‌".