طرفدارى- بيش از يك سال به طول انجاميد تا مانشافت تيم فتح جام جهانى سرانجام در ديدارى بتواند عملكرد خوب خود در برزيل را در ذهن هواداران خود زنده نمايد، در حقيقت پيش از پيروزى 3:1 مقابل لهستان تيم يوآخيم در هيچ يك از ديدارهاى خود بعد از فينال ماراكانا اراده كافى، انگيزه لازم و تمركز مورد نياز را از خود بروز نداده بود و به همين دليل حتى تا رده سوم رنكينگ فيفا نيز تنزل پيدا كرده بود. اما با برد مقابل لهستان از بازى هاى انتخابى رقابت هاى يورو 2016 شاگردان يوگى لوو بار ديگر قابليت ها و انگيزه بالاى خود را به نمايش گذاشتند و اميد هواداران خود را براى موفقيت بيشتر اندكى زنده نمودند.

در مطبوعات آلمان دلايل زيادى در زمينه افت عملكرد مانشافت در سال بعد از جام جهانى عنوان شده است، اما شايد نتوان هيچ يك از آنها را براى توجيه اين موضوع به تنهايى قانع كننده ارزيابى كرد، بازيكنان فوتبال در واقع ربات هاى اتوماتيكى نيستند كه با دريافت فرمانى وظيفه خود را به بهترين و دقيق ترين وضع ممكن انجام دهند و مسائل روحى و روانى نيز مى تواند به صورت تعيين كننده اى بر عملكرد آنها تاثيرگذار باشد. از مصدوميت بازيكنان نيز نمى توان به عنوان عامل مهمى در افت مانشافت در يك سال اخير ياد نمود، چون در بازى مقابل لهستان نيز بازيكنان كليدى و مهمى نظير سامى خديرا و ماركو رويس از شرايط بازى برخوردار نبودند. در حقيقت بعد از جام جهانى در همه بازى هاى مانشافت يوگى لوو سرمربى تيم از تمامى بازيكنان اصلى خود به طور كامل بهره مند نبوده است. جدايى بازيكنانى نظير كاپيتان فيليپ لام، پر مرته ساكر و ميروسلاو كلوزه را هم نمى توان عامل مهمى در اين مسئله دانست با وجود اينكه اين سه بازيكن بيش از يك دهه با انجام بيش از سيصد بازى ملى تاثيرى عمده در مانشافت داشته اند. بى ترديد خداحافظى آنها از بازى هاى ملى تا حدودى سبب تضعيف مانشافت گرديد، اما نمى توان نبود اين مثلث قديمى را فاكتورى مهم در افت عملكرد تيم يوگى لوو، بعد از جام جهانى ارزيابى نمود.

اسپانيا در اين زمينه مى تواند به الگوى خوبى براى آلمان ها بدل گردد، ماتادورها بعد از فتح رقابت هاى يورو 2008 با پيروزى مقابل همين تيم آلمان در فينال وين، به مدت چهار سال عملكرد خود را در بالاترين سطح ممكن حفظ نمودند و با ثباتى بى نظير موفق به فتح دو تورنمنت متوالى مهم در سال هاى 2010 و 2012 نيز شدند. بازيكنان لاروخا در حقيقت در آن سال ها احساسى را در خود به وجود آورده بودند كه مى بايست بر طبق آن در هر تورنمنتى خود را به اثبات مى رساندند و اين مسئله را مى توان تا حدودى رمز موفقيت آنها دانست، از طرفى ديگر از لحاظ روحيه و طرز فكر ورزشى نيز مى بايست اسپانيايى ها را يك قدم جلوتر از آلمان ها دانست.

پيروزى آلمان مقابل لهستان و نشان دادن نخستين عملكرد اميدوار كننده بعد از فتح جام جهانى توسط شاگردان يوگى لوو البته نبايد چندان تعجب برانگيز دانسته شود و پرسش مهمى كه مطرح مى گردد اين است كه آيا اين تيم مى تواند چنين سطحى را در بازى مقبل اسكاتلند نيز تكرار نمايد؟ بعد از اين ديدار نيز هواداران مانشافت آيا مى توانند اميدوار باشند كه اين وضعيت به صورت بلند مدت ترى در تيم ماندگار باشد؟ شايد بتوان ادعا نمود كه ديدار مقابل لهستان به نوعى پايانى بر خود بازيابى مانشافت در دوران موفقيت پسا جام جهانى بوده است و البته بايد از اين پيروزى شيرين تنها به عنوان قدمى بسيار كوچك اما تعيين كننده در مسير رقابت هاى يورو 2016 فرانسه و جام جهانى 2018 روسيه براى رسيدن به اهداف بسيار بزرگ تر ياد نمود.