در صورتی که سر الکس فرگوسن هنوز روی نیمکت منچستریونایتد حضور داشت، بی شک توی فصل نقل و انتقالات داوید ده خیا رو به رئال مادرید می فروخت، چون مهم ترین چیز براش داشتن نظم و تمرکز کافیِ بازیکن بود. در شرایطی جالب، فن خال هم دقیقا نظم و انضباط براش از ...
هر چیزی مهم تره، ولی شیوه برخوردش با مسئله ده خیا فرق داشت و حاضر نشد که بهترین بازیکن تیمش رو صرفا به خاطر این موضوع از دست بده. فرگوسن خودش چند روز پیش اعتراف کرد که شاید اگه شیوه برخوردش با ستاره هاش انقدر سخت گیرانه و قاطعانه نبود، می تونست چندین قهرمانی دیگه رو هم توی کارنامه ـش داشته باشه، ولی با این حال از شیوه کاریش ابراز پشیمونی نکرد. در مورد فن خال، از هفته جدید لیگ برتر مشخص میشه که چقدر سیاستش روی نگه داشتن ده خیا جواب میده و اصولاً چطوری می تونه ده خیا رو کنترل کنه و به زندگی حرفه ای توی منچستری که در حال حاضر یه خورده حس بدی بهش وجود داره، برگردونه. بی شک اما هوادارا این حس نامطبوع را با شعار و فحش و هو کردن و ... نشون نمیدن. این اتفاق نه توی منچستر و نه توی هیچ باشگاه انگلیسی دیگه نمیوفته. لوییز سوارز هم در تابستون قبل از پیوستن به بارسا چنین فشاری روش بود، اما وقتی که توی فصل آخرش به درخشش برای لیورپول ادامه داد، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده باشه! همچنان بعد از جرارد محبوب ترین بازیکن توی آنفیلد بود.فلسفه هواداران انگلیسی اینه که تا وقتی که بازیکنی توی تیمشون هست، هر چقدر هم بد باشه، یا رفتار غیر حرفه ای نشون داده باشه (که ده خیا و سوارز همین رو هم نشون ندادن و صرف می خواستن جدا بشن)، جزئی از DNA و هویت باشگاه محسوب میشه و باید ازش حمایت بشه. این اتفاق رو راجع به فلاپ هایی مثه دی ماریا، بالوتلی، لاملا، سولدادو، شوچنکو، تورس، اندرسون، ورون و ... میشه مشاهده کرد.


