شعار‌های هواداران در بازی آخر تیم ملی‌ در یک کلمه "زشت" بود. شعار‌های رنگی‌ که نه مکان مناسبی برای مطرح کردنشان بود و نه دردی از تیم ملی‌ دوا می‌‌کرد. جالب است که نوک پیکان شعار‌ها به سمت بازیکنی که برای اولین بار برای تیم ملی‌ کشورش به میدان می‌‌رود هم نشانه‌ رفت. سعی‌ در نقد این شعار‌های نداریم زیرا پر واضح است که کیروش علی‌رغم لج کردن با بازیکنان لیگی مانند بازیکنان فولاد، اولین و آخرین نفری است که در مورد دعوت از بازیکنان تصمیم می‌‌گیرد و پا گذاشتن به ورزشگاه یعنی‌ حمایت ۹۰ دقیقه. نقد ما در مورد توهم دیگری در فوتبال ما است که هواداران ایرانی‌ را از بهترین‌های دنیا می‌‌داند.

مانند اکثر بد بختی‌های موجود در فوتبال و حتی جامعه، رد پای صدا سیما در این تفکر غلط بیش از پیش دیده می‌‌شود. جعبه جادوی ما زمان پر شدن ورزشگاه‌ها از غیرت ملی‌ و بهترین بودن ما می‌‌گوید و زمان که پای خانواده بازیکن و داور به میان آمد، معجزه می‌‌کند و سکوت. انگار نه انگار که ما هم از جنس همین جامعه ایم. مردمی که اندام‌های بدن را حتی پشت چراغ قرمز هم حواله هم می‌‌کنند، تعجبی ندارد که پای ناموس چند نفر دیگر را هم در ورزشگاه به وسط بکشد. حال با این شرایط، چطور ما هنوز بهترین تماشاگران دنیا را داریم؟

اعتراف به حقیقت تلخ بهتر از دروغ شیرین است. ما دیگر نه با اخلاق‌ترین مردم دنیا هستیم، نه با فرهنگ‌ترین آنها و نه بهترین هواداران فوتبال را داریم. این اواخر که دارد گندش در می‌‌آید که دیگر شریف‌ترین داوران دنیا را هم نداریم. چندین درجه پایین تر از خط فقر فرهنگی. در جزیره‌‌ای دور افتاده از دهکده جهانی‌. ماییم و ادعا‌های تو خالی‌. ماییم و گوشی‌های همراه که به وقت چاقو کشی‌ روشن هستند و به وقت خود خاموش. چندین سال است که مانند تام هنکس دور افتاده شدیم. تام با توپش توانست متمدنانه مکالمه بر قرار کند اما ما نتوانستیم با هم نوع خود صحبت کنیم. خود رای در تمامی‌ زمینه ها. در جزیره‌ خود صنف ساختیم و میز گذاشتیم تا بتوانید از زیرش پول مبادله کنیم. ساز و کار فوتبال ما مثال زدنی است. مدلی که فقط در جزیره‌ اسرار آمیز ایران عملی‌ است.

اعلام کنیم که نیستیم آنچه را که ادعا می‌‌کنیم و در درب خروجی‌ ورزشگاه کتاب توزیع کنیم. بلیت فیلم هدیه بدهیم. مگر نه اینکه بی‌ اخلاق را روانکاوی می‌‌کنند. بکاویم روان خودمان را که صندلی‌ زبان بسته را قربانی یک پنالتی می کنیم. ما با مدینه فاضله خود فرسنگ‌ها فاصله داریم. مدیران و بالا سری‌ها هم در آن صورت مجبور به تصحیح خواهند شد زیرا دیگر نحوه برخورد هواداران با مسائل همانند مدیران نخواهد بود. آن روز مدیری که رانت گرفت و از بازیکن مشت خورد، دیگر نمی‌‌چسپد به میز. خود سازی امروز، خیلی‌‌ها را از میز جدا می‌‌کند.