در شعر از خودم (نظر بديد لطفا) 1 من خودم يه شعر نوشتم كه به طور اتفاقي بهداد سبز يك شعر با همون موضوع داشت كه كامنت كرد اما اين بار با هماهنگي بيشتر و به طور غير اتفاقي هر دو ما روي يه مو ضوع يعني مادر شعر گفتيم
شعر خودم :
خاطرم آمد و رفت
آن همه خاطره ها
نقطه مشتركش مادر بود
از همان بدو وجود
تا همين كپه خاك
مادرم با من بود
از همان اول راه
دست من را بگرفت ، برد جلو
چه خطر ها كه نكرد
تامرا حفط كند
و چه از خود بگذشت
تا من آرام شوم ، رام شوم
تا كه خوشكام شوم
اما من
من چه كردم با او
جز همين زحمت بسيار كه بر او دادم
جز همين نعمت بسيار كه از او دارم
جز همان دوره كه از او خوردم
شيره عشقش را
جز همان دوره كه از او بردم
من جوانيش را
و چقد زود گذشت آن دوران
و من احمق بودم
و نكردم فكري
تا از او ياد كنم
تا كه او شاد كنم
حال كو رفته من
من دگر هيچ ندارم از او
جز همين خاطره ها
راست ميگفت همان مرد بزرگ
جز بهشتي كه بود دور ز ما
آن چه چيزي است كه ْلايق باشد
بهر پاهاي تو اي مادر من .....
و حالا شعر بهداد :
تو کتابا دنبالِ
معنیِ واژه مادر بودم...
توی ذهنم واسه مادر
چه ترانه ها سرودم...
غزل و دوبیتی و قصیده
خیلهاش سبک کهن
خیلی هاشم سبک سپیده!
حالا من موندم و شعرام
واژه هایی که رو کاغذ بیقرارن...
واسه هر قافیه و ردیف و وزنی
مثل بارون
تند و آروم
دلشون میخوان ببارن...
مادر مادر مادر
مادر مادر مادر
بهترین شعر و ترانه
شعر خوب من همینه
بیت اول مادر
بیت دوم مادر
وزن شعرم مادر
قافیه هام مادر
غزل من... مادر
بی تکلف چه سپید و چه کهن... مادر
مادر مادر مادر
مادر مادر مادر
مادر مادر مادر... مادر....
لازم به ذكر است كه انتخاب عكس به وسيله بهداد انجام گرفته است
براي سلامتي همه مادري يه صلوات بفرستين و يا هر كار ديگه اي كه بهش اعتقاد دارين انجام بدين
و من الله توفيق ..