دلم برای آن دلقکی میسوزد که همچون من از این نقاب ، بیزار است که همچون من با صورتک خندان ، می گرید… که همچون من لا به لای شادیهاست که از درون مانند کوهی آب میشود و باز میخندد که میگرید و میخندد!