طرفداری/روزنامه 90؛ در ابتداي فصل برانکو بالاجبار از زوج کاميابينيا و کفشگري استفاده مي کرد ، اما اين زوج عملکرد مناسبي نداشتند . نوراللهي به ترکيب سرخپوشان برگشت تا هم در فاز دفاعي و هم تهاجمي شاهد پيشرفتهايي باشيم . اين بازيکن در ديدار برابر تراکتورسازي نيز عملکرد مناسبي داشت و در کسب پيروزي در تبريز از مهرههاي کليدي برانکو محسوب ميشد. خصوصيات نوراللهي را در دو فاز دفاعي و تهاجمي بررسي ميکنيم .
اين بازيکن در فاز دفاعي هميشه سعي ميکند تا بازيکن حريف حرکتِ اول را انجام دهد و کمتر در حرکات وي ديدهايم که ريسک بالايي را بپذيرد . قدرت بازيخواني نوراللهي در کارهاي تدافعي بالاست و اين خصوصيت موجب ميشود تا او جايگيري مناسبي داشته باشد . از طرف ديگر کمال کاميابينيا خصوصيت درگير شوندگي دارد و اين زوجسازي هم پوشاني نسبتا قابل قبولي در اين امر دارد . در فاز تهاجمي نوراللهي قابليت انتقال سريع از دفاع به حمله را دارد و اکثرا به عنوان يک واصل مناسب بين خط دفاع و هافبک ايفاي نقش ميکند .
قبل از به بازي رسيدن نوراللهي شاهد بوديم سرخپوشان در اين زمينه مشکلات عديدهاي داشتند و واصل مناسبي براي انتقال هاي مناسب نداشتند . در ديدار برابر تراکتورسازي نوراللهي از بازيکنان تأثيرگذار ميدان بود . ساختار دفاعي سرخپوشان متراکم بود و نوراللهي وظيفه کاور جلوي مدافعين را بر عهده داشت که در انجام اين مسئوليت موفق ظاهر شد . اين بازيکن همچنين در شکلگيري ضدحملات پرسپوليس نيز نقش ويژهاي داشت . نوراللهي با انتخاب پاسهاي کوتاه و رو به جلو روند حملات اين تيم را سرعت ميبخشيد و شاهد بوديم که در چند صحنه اين حرکات نتيجه بخش نيز بود و پايهگذار خلق موقعيت براي پرسپوليس شد . سرخپوشان در شرايطي توانستند از سد تراکتورسازي بگذرند که در کارهاي تدافعي کم نقص عمل کردند و با ارائه يک بازي منظم کمتر غافلگير شدند .
مسلما هافبکهاي دفاعي نقش ويژهاي در بالانس ميان دفاع و حمله دارند و عموما بازيکنان اين پست براي رسيدن به پختگي لازمه ، نيازمند تجربههاي زيادي هستند . نوراللهي براي کسب اين تجارب فرصت مناسبي در اختيار دارد و اگر بتواند روند رو به رشد خود را حفظ کند در آيندهاي نزديک هافبک دفاعي روزهاي آينده فوتبال ايران خواهد بود .


