امروز29 سپتامبر 34 مین سالروز درگذشت بیل شنکلی کبیر ،پدر لیورپول مدرن و اصلاحگر افسانه ای تاریخ باشگاه بزرگ لیورپول است. بزرگمردی که پایه های امپراطوری لیورپول در دهه های 1970 و80 رو پی ریزی کرد.
سر بابی چارلتون یه بار دربارش گفته بود:
" او بازیکنی ساحر بود و مربی بهتری بود. او مربی انسان ها بود.در آنفیلدی که هر کسی هیجان دارد، او بی نظیر بود.
او عاشق بازی بود. من کسی را در زندگی نمی شناسم که بیش از بیل شنکلی عاشق فوتبال باشد. او بسیار پر شور بود.
البته، او بازیکنان را به بازی خوب وا می داشت. آنها به اروپا رسیدند و کاپ اروپایی را بردند و احتمالا بدون او این اتفاق شدنی نبود.
اگر شما شانس گلی داشتید باید آن را به گل تبدیل می کردید، در غیر این صورت باید تاوان آن را می دادید. او مردی رویایی بود.
اگر در تیم حریف بودید و بازی خوبی نمایش می دادید، او شما را تحسین می کرد.او انسان منصفی بود. اگر خوب بودید، حتما به شما میگفت که خوب بودید.
من چندین بازی بزرگداشت انجام دادم. روزی سلتیک از من خواست که برای آنها بازی کنم و من برای بزرگداشت یکی از بازیکنانشان در آنفیلد بازی کردم. "
و اینچنین این مرد افسانه ای به زبان دوست و دشمن مورد ستایش قرار گرفت.
شهر لیورپول پس از مرگ شنکلی در سپتامبر 1981 در اثر حمله قلبی شوکه شد. دوست خوب او سر مت بیزبی آنقدر ناراحت شد که با شنیدن خبر مرگ او نتوانست جواب تلفن را در آن صبح غمگین بدهد. در سالهای پس از استعفای او، هواداران به غلط تصور می کردند که رابطه او با باشگاهی که عاشق آن بود، تیره و تار شده بود. اما هواداران چنین مشکلی را احساس نمی کردند و نشان نمی دادند. در اولین بازی پس از مرگ او در انفیلد، پرچم بزرگی در جایگاه کاپ با عنوان "شنکلی برای همیشه زنده است" خودنمایی می کرد.
معروفه که خبرنگاری از او سوال کرده بود که دوست داره چطور بعد از مرگش به یاد آورده بشه؟ پاسخ داد:
" اساساً در فوتبالی که بعضی وقتها دشوار است، شریف و رو راست بوده ام. گاهی اوقات در مقطعی از زمان برای رهایی از دوره دشواری در تیم، باید دروغ مصلحتی گفت. دوست دارم که تصور شود به فوتبال بیشتر خدمت کرده ام تا اینکه از ارزشهای آن کم کرده باشم. و اینکه به کسی حقه نزده ام، و در تمام اوقات، به خاطر مردم لیورپول که به انفیلد می روند، با افراد صادقانه کار کرده ام. دوست دارم طوری مرا به یاد بیاورند که آنها را سرگرم کرده ام.
در آنفیلد بازی کرده بودم و می دانستم که جمعیت تماشاگران چقدر عالی بودند. می دانستم که منتظر تماشای بازی بودند. به همین خاطر هم در درون و هم بیرون زمین مبارزه کردم. تنها یک چیز را خواستم و آن هم موفقیت باشگاه بود. و آن به معنای موفقیت برای مردم بود. نتیجه را برای باشگاه می خواستم، برای عشق به فوتبال کسب می کردم تا مردم را خوشحال کنم."
این روز تلخ رو به همه آنفیلدی ها تسلیت می گم.