در دنیای امروزی فوتبال ایده ها و تاکتیکها و سبکها حرف اول رو میزنه،اصولا تیمی موفق هست که بتونه نقشه هارو خوب پیاده کنه در مستطیل سبز،میلان آریگو ساچی-منچستر فرگوسن-بارسای پپ-بایرن هاینکس نمونه هایی بارز از این نوع تیمها هستند که موفیقتی مدت دار داشتند بخاطر اجرای عالی ذهنیت مربی و تاکتیک دیکته شده،اما برخی مواقع هست که تیمها در اجرای تاکتیک اصلی به در بسته میخورند و نمیتوانند مثل همیشه بازی کنند،در اینجور مواقع مربیان همیشه یک"پلنB" یا به اصطلاح عامیانه نقشه ی دوم را در سر دارند و بازیکنان هم از آن آگاه هستند با توجه به تمرینات زیاد برای این طور بازیها،که با اجرای آن تیم به روند خوب برمیگرده و برنده میشه،تیمهای بزرگ همیشه آماده ی سبک اصلی هستند و میتوانند نقشه را عوض کنند،شاید بشه از منچستریونایتد فان خال مثال خوبی زد برای نقشه ی دوم،این تیم در فصل پیش در مسابقاتی که به مشکل برمیخورد با تغییر نقشه تونست برنده باشه،بازیهای مثل ساندرلند-ساوتهمپتون-بازی رفت با وست بروم از این قیبل بازیها بودند،نقشه میتونه با یه تعویض باشه،با آرایش ناگهانی تیم باشه،تغییر فقط یک پست در زمین هم تونسته گواه این رو بده،وقتی رئال مادرید تونست بایرن رو در بازی برگشت نیمه نهایی لیگ قهرمانان دو فصل پیش با نتیجه ی سنگین 4-0 شکست بده همه از نقشه ی دوم بی نقص آنجلوتی یاد میکردند و با این اصطلاح تعریف میکردند ازش"این روزها پلنB یه جور ژسته،یه جور کلاس"بله آنجلوتی کلاس کاری خودشو به پپ تحمیل کرد و نشون داد در بازی برگشت خبری از رئال بازی رفت نیست،اینها مقدمه ی بود تا برسیم به همین کلاس کاری اما در لیگهای مدعی اروپا،لیگهایی مثل سری آ-لیگ برتر و لالیگا همیشه چند مدعی قوی در اروپا داشتند که تونستن وجه ی لیگ خودشون رو نشون بدن،در ایتالیا وقتی یووه و اینتر خوب نبودن این میلان بود که سکاندار سری آ بود در اروپا،تیمی که بخوبی عمل میکرد و قهرمانی پشت قهرمانی هدیه ی بود به سری آ،میلان این رو بخوبی نشون داد در اواخر دهه ی 80 و اوایل دهه 90 و نیمه ی اول عصر2000 ...تیمی مثل یووه هم خوب بود در دهه ی 90 ولی این تیم در ضربه ی آخر که قهرمانی باشه شکست میخورد،وقتی میلان افول کرد این رقیب همشهری بود که بقدرت رسید در اروپا،اینتر پله پله اومد جلو تا اینکه سال 2010 رو عالی تموم کرد و 3گانه ی تاریخی درج شد در تاریخ اینتر،با افت کردن این تیم این یوونتوس بود که سکاندار شد و جور ایتالیا رو کشید با حضور در نیمه نهایی لیگ اروپای 2014 و فینال لیگ قهرمانان 2015 اما یووه دچار سندروم همیشگی خودش شد و نتونست با قهرمانی به اتمام برسونه اما نمیشه از عملکرد موفق این تیم چشم پوشی کرد....لیگ برتر هم از قاعده ی پلن B خودش مستثنی نیست،تیمهایی مثل لیورپول-یونایتد-آرسنال و چلسی همیشه تونستن بخوبی این لیگ رو مدعی نشون بدن در اروپا و طوری که همیشه از این 4تیم که در لیگ قهرمانان حضور داشتند بعنوان مدعی یاد شده همیشه،از سال 2000 که لیگ قهرمانان بصورت 32 تیمی برگزار شده تیمهای انگلیسی بیشترین حضور رو در جمع 4تیم نهایی داشتند و حضور خوبی هم در فینالهای این رقابت جذاب از خودشون بجا گذاشتند،فینال 2005 لیورپول-فینال 2006 آرسنال-فینال 2007 لیورپول-فینال 2008 یونایتد و چلسی-فینال 2009 یونایتد-فینال 2011 یونایتد-فینال 2012 چلسی که در فصول 2006/2007 ...2007/2008...2008/2009 از جمع 4تیم نیمه نهایی 3تیمش را نمایندگان لیگ برتر شکل میدادند که رکوردی شاید دست نیافتنی باشد برای دیگر لیگها...در لالیگا هم همیشه این بارسا و رئال بوده اند که حرف اول را برای این لیگ در اروپا میزنند،درسته در برهه هایی تیمهایی مثل والنسیا و اتلتیکو فینالیست هم بوده اند اما هیچ تیمی در لالیگا ثبات این دو را نداشته در حضور موفق در لیگ قهرمانان،لالیگا در لیگ اروپا هم در چند سال گذشته حرف اول رو زده؛تیمهایی مثل اتلتیکو مادرید-بیلبائو و سویا در این لیگ نمونه ی بارز این مشخصه هستند،بخصوص سویا که در 10 سال گذشته تونسته 4بار قهرمان لیگ اروپا بشه....اما پلن B بوندس لیگا چیست ؟؟؟ چه بوده در واقع !!! آنها با بایرن تونستند حرفی برای گفتن در اروپا داشته باشند اما براستی با افت بایرن بوندس لیگا نقشه ی دومش چیست ؟ آنها این فکر ترسناک رو در گذشته تجربه کرده اند،در روزهایی که بایرن در اروپا تیمی قوی نبود و حتی به جمع 4تیم هم نمیرسید،فقط یک فصل لورکوزن تونست بدرخشه اما درخششی که به زعم کارشناسان جرق ی بوده و توام با شانس(فصل2001/2002)در 15 سال گذشته بوندس لیگایی ها چند بار در جمع 4تیم حضور داشته اند ؟ فصول 2000/2001 که به قهرمانی بایرن منجر شد-2001/2002 که به نایب قهرمانی لورکوزن منجر شد-2009/2010 که به نایب قهرمانی بایرن منجر شد-2010/2011 که شالکه در جمع 4تیم کارشو تموم کرد-2011/2012 که منجر به نایب قهرمانی بایرن شد-2012/2013 که فینالیست دورتموند-بایرن بودند-2013/2014 که بایرن در جمع 4تیم کارشو خاتمه داد و فصل 2014/2015 که باز هم این بایرن بود که نماینده ی درخشان بوندس لیگا بود در جمع 4تیم که به فینال هم نرسید،8 بار حضور در جمع 4تیم اونم به لطف بایرن،بوندس لیگا پلن B ندارد و نمیتواند هم داشته باشد با این سطحی که از تیمهای آنها میبینیم،آنها فقط بایرن را دارند و قرار هم نیست همیشه در اوج باشد این تیم و قطعا افتهای دهه ی 90 و نیمه های عصر 2000 خیلی زود گریبان این تیم راخواهند گرفت،بوندس لیگا باید چاره ی بیاندیشد قبل از ظهور واقعه،چند تیم خوب و مدعی یا فقط همیشه یکی !!!....جواب مشخص است؛چند تیم خوب....آنها نباید امیدی به جرقه های مقطعی امثال لورکوزن و دورتموند و شالکه داشته باشند،البته ظاهر امر گویاست که آنها ترجیح میدهند بایرن را قوی نگه دارند تا بقیه را مدعی کنند(با خریدن ستاره از تیمهای دیگر توسط بایرن که آنها را از قدرت باز میدارد)واتسکه رئیس دورتموند:"بایرن قصد تضعیف ما را دارد،زیرا آنها نمیخواهند بوندس لیگا قدرت دیگری داشته باشد و با خریدن گوتزه و لواندوفسکی و ترغیب دیگر ستاره ها این امر رو میشه به وضوح دید،آنها مثل سوپرمارکت رفتار میکنند با دیگر تیمهای بوندس لیگا"...بله به واقع همین است،بوندس لیگا به پلن A خود مینازد آما یادش رفته دیگر لیگها پلن B را همیشه در دسترس دارند،این روزها پلن B یه جور ژسته یه پرستیژ یا یه کلاس....بوندس لیگا لیگی است فاقد پلن B !