سلام دوستای عزیز تر از جونم طرفداری سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام نوکر و غلامتون برگشت :)))))))))))) شاید باورتون نشه اما الان که دارم این متنو مینویسم دارم گریه میکنم تا رسیدم اومدم طرفداری وقتی اون کامنت هاتونو دیدم مو به تنم سیخ شد که آخه مگه میشه انقدر شماها به من لطف داشته باشید خدارو شکر میکنم که شماهارو تو مسیر زندگی من قرار داده به قرآن نمیدونم چجوری باید این همه لطف و محبت شماهارو جبران کنم بی نظیرید یعنی هرچی بگم کم گفتم الان انقدر خوشحالم که باز برگشتم انگار ولم کردن تو کارخونه تی تاپ :)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))) اصلا نمیدونم دارم چی مینویسم ولی بی نهایت شرمنده این همه بزرگواری شماها هستم دلم براتون لک زده بود این 1 هفته عین 100 سال گذشت واسم باور کنید اگر دسترسی به اینترنت داشتم همون فردای خداحافظی میومدم باز به جون خودم حس زمانیو داشتم که هفته اول خدمتم بود و میخواستم از رو دل تنگی فرار کنم بیام پیش خانوادم .... شماها بد جور منو وابسته خودتون کردید با معرفتا خدا وکیلی مثل برادر میمونید واسم 1 دنیا ممنون از تمام شما بزرگوارا که واسم دعا کردید و تو اون مطلب واسم کامنت گذاشتید اسم نمیارم که خدایی نکرده کسی جا نمونه ولی بدونید داداش کوچیکتون ترول ترولی (علیرضا) خیلی خاطرتونو میخواد و واقعا واسم افتخاره که باز تو جمع صمیمیه شما سرورای خودم هستم خدارو شکر مشکلم با دعای شما رفقای دل پاک تقریبا حل شد ممنونم ازتون واقعا ممنونم من مدیون خوبیهاتونم :)))))))))))))) واقعا نمیدونم چی باید بگم فقط بدونید از صمیم قلب دوستتون دارم و باور کنید اولین بار تو زندگیم که تو 1 جمع پسرونه از این لفظ استفاده میکنم داداشای گلم باهاتونم تا پای جون خاک زیر پاتونم رفقای با صفا بازآمدم بازآمدم، از پیش آن یار آمدم در من نِگر در من نِگر، بهر تو غمخوار آمدم شاد آمدم شاد آمدم، از جمله آزاد آمدم چندین هزاران سال شد، تا من به گفتار آمدم