از چهاردهم آپریل 2014 و روزی که لیورپول هیجان انگیز برندان راجرز منچستر سیتی را در خانه با نتیجه 3 بر 2 شکست داد و یک گام بزرگ به سمت قهرمانی آن سال برداشت چه تصویری در ذهنتان باقی مانده؟ گل کوتینیو؟ اشتباه کمپانی؟ بازگشت دراماتیک قرمزها؟ شما را نمی دانم ولی برای هواداران لیورپول قطعاً مهمترین صحنه برایشان لحظات اشک ریختن استیون جرارد در میانه میدان و صحبت های حماسی اش برای بازی برابر چلسی بود. حالا یکبار دیگر فکر کنید؟ اطمینان دارم در هیچکدام از این صحنه ها برندان راجرز در لیست ده تایی شما هم نیست! اصلا شاید چند سال بعد هیچکس اهمیت هم ندهد که چه کسی آن روز بر روی نیمکت نشسته بود. همه از رویایی که در آستانه وقوع بود صحبت خواهند کرد. از دراماتیک ترین لیورپول تاریخ. تیمی که کاپیتانش (قهرمانش) به شکل جنون آسا و خودآزار گونه ای باعث فرو ریختن همان رویا شد. برندان راجرز بعد از آن بازی هم مثل همیشه در اتاق کنفرانس از روند خوب تیم، تمرکز و تاکتیک هایش و مزخرفات تکراری این گونه صحبت کرد. اصلا انگار نه انگار که داشت یک کابوس چندین ساله را برای کوپ نشین ها تمام می کرد. بازی مقابل چلسی دیگر اوج این فاجعه بود. او کنار زمین ایستاده بود و با دستهای خودش داشت تابوت آن رویای شیرین را دفن می کرد و در مقابل، مورینیوی چلسی که برد و باخت آن بازی هیچ فرقی برایشان در جدول نداشت بعد از گل دوم با سرمستی تمام به سمت طرفداران آبی ها دوید و بر سینه های خودش کوبید تا نشان دهد او از سرمربی رقیب به مراتب هیجان انگیز تر است. شاید بپرسید هیجان انگیز بودن مگر در عملکرد و نتایج یک مربی تاثیر دارد؟ من می گویم بله. مطمئنم اگر مورینیو روز چهاردهم آپریل 2014 روی نیمکت لیورپول بود بعد از پایان بازی به جای اینکه مثل راجرز خشک و بی احساس بغل زمین بایستد و به کمپانی و بازیکنان حریف خسته نباشید بگوید می دوید سمت جرارد، بغلش می کرد، گریه می کرد و با کاپیتانی که بیشتر از هر کس دیگری مستحق بُردن لیگ بود به سمت کوپ نشین ها می رفت و به سینه اش می کوبید و مثل یک پادشاه اساطیری لشگر پیروز را تهییج می کرد تا به فکر فتح نهایی باشند. یک مربی هیجان انگیز از آن همه شور و شوق و هیجان می توانست قدرتی بسازد که هر اتوبوس آبی رنگ پارک شده در بازی بعد را منفجر کند و فاتح و بی رقیب یک رویای دست نیافتنی را ممکن کند. برای همین هم هست که لیورپولی ها این قدر از آمدن کلوپ هیجان زده اند. شاید هیچ مربی جدیدی تا به این اندازه برای آنها هیجان انگیز نبوده. او برای لیورپول مثل یک نیمه‌ی گمشده است. چیزی شبیه به یک مکمل. آلمانی هیجان انگیز ما قرار است با شور و احساسات غیر قابل مهارش در کنار زمین شور و اشتیاق معروف و زبانزد آنفیلد را تکمیل کند. قرار است هنگام پیروزی بدود میان تماشاگران و بخشی از آنها شود. دیگر مورینیو نمی تواند بدون رقیب به سمت آن اقلیت اندک طرفداران چلسی برود و به سینه اش بکوبد چون این طرف یک آلمانیِ عینکیِ یک متر و نود و سه سانتی متری خواهد بود که از او هم هیجان انگیز تر و پر شورتر است. همه در جزیره این را می دانند. حتی خود مورینیو.