ویلفرد زاها مدتی به خاطر افسردگی پس از ترک اعتیاد در بیمارستان بستری بود، وقتی مرخص شد حرف قشنگی زد: اونجا دیوانه های زیادی بودند، یکی میگفت من مارادونا هستم همه باور می کردند، یکی می گفت من مسی ام، همه قبول می کردند یکی میگفت من مالدینی ام،همه قبول کردند من گفتم : من ویلفرد زاها هستم . همه خندیدند و گفتند: هیچکس زاها نمیشه! من خجالت کشیدم که چی به سر خودم آوردم. پ.ن:از پبج کانون هواداران خیلی آتیشه کریستال پالاس در کره زمین