سلام پدر خوبی؟نوزده سال گذشت که آمدی،بغض دارم چون قدری دوستت دارم که دیدن لبخندت برایم آرزوی هر دم است،چقد بغض کردی؟چقد زیر فشار دم نزدی تا آرسنال آرسنال بماند؟چقد پیشنهاد رد کردی؟دبگو دبگو تا همه بفهمن،دبگو چقدر پیر شدی برای چی؟برای کی؟دبگو بعد هر گل خورده و اشتباه فرزندانت برای چه گونه هایت سرخ و دست هایت را بر هم می فشاری؟وقتی آمدی رنگ موهای سرت رنگ مشکی پرهای زاغ بود،جوان و جویای نام و طب تنت از دم داغ بود،تو جوانیت را فدای ما کردی،تو پدر بودی،نان آوردی،آب آوردی تا ما تشنگان در پی آبی که در حوض آرسنال سرازیر کردی با آرسنال آشنا شویم،ما میلیون ها نفریم تا حالا شمردی تو چند میلیون نفر را علاقه مند به خانه ی سرخت آرسنال کرده ای؟انگار دیگر بغض ندارم چون بغضم تر شد،گونه هایم به رنگ سرخ فرش شد،دیگه ادامه نمیدم چون اگه ادامه بدم خیلیا خیلی شرمنده میشن،خیلیا در حقت نامردی کردن،فقط آن روز که تو نباشی بدان در نبودت یتیم خواهیم بود،پدر زنده و سلامت باشی،ونگر کبیر ونگرکبیر ونگرکبیر ونگرکبیر ونگرکبیر ونگرکبیر ونگرکبیر . مچکرم رییس،مچکرم پدر