كامبيز حسينى - کمدین و دلقک - در برنامه ١٢٨"پنج عصر" خودش، به مناسبت سخنان اكبر عبدى كه از صدا و سيما پخش شد، با منتسب كردن سروده هايى قلابى و دروغين به فردوسى، او را نژادپرست خواند و افزود: از اون تاريخ كه ايشون [فردوسى] بذر نفرت يه عرب رو يك جورايى داشت ميكاشت تا امروز ايرانى خيلى پيشرفته تَر شده تو شعور. جالب اينكه كامبيز حسينى پس از خواندن شعرى كه به اشتباه به فردوسى منتسب كرده بود افزود: "همه اين شعر رو ميشناسيم، خونديم، ميدونيم." يكى از بدبختى هاى برخى از تريبون به دستان و سلبريتى هاى ايرانى اين است كه سواد ندارند ولى ميخواهند درباره همه چيز اظهارنظر كنند. ندانستن يك مطلب جرم نيست، اما اظهار فضل در مورد مطلبى كه نميدانيم و انتشار دروغ مسلما جرم است. مطمئنا كامبيز حسينى هرگز شاهنامه فردوسى را نخوانده است وگرنه دچار چنين اشتباهاتى نميشد، اما او با يك جستجوى ساده در گوگل نيز ميتوانست متوجه شود كه اين اشعارى كه او به فردوسى منتسب كرده است متعلق به فردوسى نيست. متاسفانه بيسوادى، لودگى و ايران ستيزى تبديل به مخرج مشترك اكثريت بزرگ برنامه سازان رسانه هاى فارسى زبان دولتهاى آمريكا و انگليس شده است. كامبيز حسينى در كشورى زندگى ميكند كه همه روشنفكران و مردم آن احترام خاصى براى توماس جفرسون، از بنيانگذاران كشور آمريكا، قائلند. توماس جفرسون يكى از بزرگترين برده داران كشور آمريكا بود و رسما نژاد سفيد را بر نژاد سياه برتر ميدانست و حتى زندگى مشترك آنها در چارچوب يك ملت را امكانپذير نميدانست. اى كاش كامبيز حسينى به جاى انتساب اشعار دروغين به فردوسى و سپس نژادپرست خواندن او كمى از چرايىِ احترام ويژه مردم آمريكا به توماس جفرسون ميپرسيد. فرانسه زبانان، با تمام وجود به ولتر افتخار ميكنند و به زبان فرانسه ميگويند "زبان ولتر". ولتر يك شاعر به غايت زن ستيز بود. اى كاش كامبيز حسينى از فرانسويان ميپرسيد كه چرا بجاى محكوم كردن زن ستيزى ولتر او را افتخار خود ميداند و زبان خود را زبان ولتر مينامند. همينگونه است وضعيت دانته و رابطه او با زبان ايتاليايى. اما كامبيز حسينى كه چندين سال است به خارج مهاجرت كرده به جاى درك و فهم عميق جوامع غربى، با بيسوادى و لودگى تمام به ايران ستيزى ميپردازد و با انتسابِ اشعار دروغين به فردوسى او را نژادپرست ميخواند و شگفت اينكه خود را باشعورتر و بافرهنگتر از فردوسى ميخواند!!! در پايان بيافزايم كه در اين وسط كامبيز حسينى نامى نيز از كوروش كبير آورد و با تاكيدى خاص بر واژه "كبير" كورش بزرگ را هم در اين داستان اكبر عبدى وارد كرد. من كه اصلا اين مسئله را متوجه نميشوم. ظاهرا حمله به فردوسى كافى نبوده و حتما لازم بوده كه به كورش بزرگ نيز گيرى داده شود! حداقلِ خواسته از كامبيز حسينى اين است كه در برنامه مزخرف آينده خود از اطلاعات دروغينى كه منتشر كرده است پوزش بخواهد.