طرفداری - ملک، زمین، پول، جواهرات و گاهی هم بدهی ... اینها چیزهایی هستند که معمولا برای ورثه به جا گذاشته می شوند. اما در ایتالیا در کنار همه این موارد یک چیز دیگر هم به فرزندان می رسد، عشق، نفرت و یک باشگاه فوتبال. مهم نیست از کدام طبقه اجتماعی باشید. کارگرها، کارمندان، فروشنده ها ... نام باشگاهی که مثل بتشان است را از کودکی در گوش فرزندانشان زمزمه می کنند و در حالی که آن ها بزرگ می شود راه و روش عشقبازی با فوتبالی که نوعی مذهب برای مردمان سرزمین چکمه ای به حساب می آید را به آن ها می آموزند. سناتور ها و خانواده های قدرتمندی چون موراتی و آنیلی هم باشگاه هایشان را به همراه غرور و تعصب به جا مانده از سال های طولانی برای فرزندانشان به ارث می گذارند. مهم نیست شما سناتور باشید یا نخست وزیر، صاحب چاه ها و شرکت های نفت و گاز و یا صاحب کمپانی فیلمسازی، در هر رتبه و طبقه ای که باشید برنامه آخر هفته شما مشخص است، فوتبال.
فوتبال؛ عشق، فلسفه و کسب و کار یک ایتالیایی است، و البته بهترین دلیل برای دشمنی. و در سرزمین پیتزا و اسپاگتی دشمنی و خصومتی عمیق تر از شرایط بین یوونتوسی ها و اینتری ها وجود ندارد. رقابت های ریز و درشت زیادی بین تیم های ایتالیایی وجود دارد، دربی هایی که هر کدام تاریخچه ای طولانی و داستان های زیادی را در خود دارند که البته جزء جدایی ناپذیر آن ها نامگذاری هر کدام است؛دربی دلا کاپیتاله بین رم و لاتزیو، دلا مادونینا میان میلان و اینتر، دلا موله یوونتوس و تورینو، دربی سیسیل میان کاتانیا و پالرمو، دربی خشن و سخت دلا لانترنا بین جنوا و سامپدوریا، دربی دل سوله بین رم پایتخت نشین و ناپولیایی های جنوبی و حتی دربی دلو استرتو ما بین تیم های همیشه کوچک مسینا و رجینا. اما در این میان تنها یک دربی است که نه ما بین تیم های همشهری است و نه محدود به منطقه خاصی می شود، بازی سیاه و سفید های تورین و سیاه و آبی پوشان اینتر میلان، دربی ایتالیا. نامی که جیانی بررا روزنامه نگار اسطوره ای برای اولین بار در توصیف این رقابت به کار برد و از آن روز دربی ایتالیا نه تنها در لیست بلند بالای شهرآورد های کشور چکمه ای اروپا قرار گرفت بلکه به یکی از پر کاربردترین و مهم ترین آن ها هم بدل گشت. کلید واژه دربی ایتالیا در فصل 68-67 متولد شد، 6 سال بعد از اولین جرقه خصومت و دشمنی میان دو تیم که دلیلی مزید بر حساسیت های همیشگی بود تا این رقابت را لایق توصیف بررا کند. 16 آپریل 1961، بازی ای که به اغتشاش کشیده شد و نیمه کاره رها شد، حکم به گناه کار بودن یوونتوسی ها و برد 2-0 برای اینتر، فرجام خواهی تورینی ها 2 ماه بعد و تغییر رای به برگزاری بازی مجدد، اعتراض آنجلو موراتی به این تغییر و بازی دادن به تیم آکادمی در بازی مجدد و نتیجه 9-1 ای که به سود بیانکونری رقم خورد تا 10 جولای 1961 پرگل ترین بازی دو تیم رقم بخورد و یوونتوس قهرمان آن فصل از رقابت ها شود.

حال شاید درک نفرت میان هواداران دو تیم و اینکه چرا این بازی از حالت معمول خارج است راحت تر باشد. شاید فقط در کشوری مثل ایتالیا امکان پذیر باشد که یک تیم در عین حال که محبوب ترین تیم است، منفورترین هم باشد. یوونتوس با اختلافی بیش از 2 برابر نسبت به اینتر محبوب ترین تیم ایتالیاست اما میان هواداران تیم های دیگر دشمن مشترک محسوب می شود و از این حیث هم بالاترین آمار را به خود اختصاص داده است. ولی مسلما و با فاصله ای چشمگیر تیفوسی های بیانکونری و نراتزوری را می توان آشتی ناپذیر ترین هواداران در ایتالیا دانست. و این تنها محدود به طرفداران دو تیم نیست، بلکه کری ها، تمسخر ها و اتهامات به وفور در سطح مدیران آن ها هم بوده و هست.تا جایی که حتی «وکیل آنیلی» با شکوه هم آلوده به این درگیری بوده است؛«رقابت ما و تیم های میلانی بر سر این است که چه کسی زودتر به آنجا می رسد، ما به ستاره سوم و آن ها به ستاره دوم.» که البته در مقابل طنازی و تند و تیز بودن صحبت های پپینو پریسکو ی شوخ طبع کارایی چندانی ندارد؛«یوونتوس یک بیماری است و متاسفانه مردم از کودکی به آن مبتلا می شوند.» و یا «وقتی با یک میلانی دست می دهم، دستانم را می شویم، اما وقتی با یک یوونتوسی دست می دهم انگشتان دستم را می شمارم.»و این واکنش ها و کنایه ها هرگز تمامی نداشته و ندارند. در آپریل 1998 دومین جنجال شکل می گیرد، در بازی مستقیم دو تیم در هفته های پایانی فصلی که هر دو برای قهرمانی در آن می جنگیدند، چیکارینی خطای یولیانو به روی رونالدوی برزیلی را پنالتی نمی داند و دل پیرو توپ برگشتی را به تنها گل مسابقه بدل می کند تا باز هم یووه قهرمانی را به دست آورد. اما سرانجام شعله های میراث موراتی پدر برای ماسیمو که نفرت از یوونتوسی هاست زبانه می کشد و آتش رسوایی کالچوپولی که جرقه ی آن را اینتری ها و ماسیمو موراتی زدند دامن یوونتوسی ها را می گیردو باعث تبعید یوونتوس برای اولین بار به سری Bمی شود تا اینتر تنها باشگاهی باشد که هرگز از سری A خارج نشده است. خشم تیفوسی های یووه زمانی به اوج خود می رسد که یکی از قهرمانی های گرفته شده از آن ها نصیب اینتر می شود تا بعد از 17 سال اولین اسکودتو اینتر به شکلی غیر فوتبالی و از دست رئیس دادگاه به آن ها تحویل داده شود. حالا و بعد از 5 قهرمانی پیاپی نراتزوری و 4 قهرمانی متوالی یووه در این سالها، بار دیگر جوزپه مه آتزا شاهد پای گذاشتن بازیکنان دو تیم بر روی چمنش است تا شاید جنگی دیگر و خاطره حواشی جدیدی برای نسل های بعدی شکل بگیرد و دلیلی دیگر برای هواداران دو تیم شود تا نفرت و خشم بیشتری از هم در دل هایشان بپرورانند.



