مرگ حاج اسماعیل اخلاقی (درگذشت عاشورای 1431ق) قصه عجیبی دارد، قصه ای که اهالی شهر «تنکمان» از توابع شهرستان نظرآباد واقع در استان البرز از دیدن و شنیدنش انگشت به دهان ماندند. مرگی که بیشتر به قصه های تاریخی و گاهی هم خاطرات قدیمی ها می ماند؛ مرگی که دقیقاً ظهر روز عاشورای محرم 1431ق یعنی دقیقاً ششم دی ماه سال 1388 در شهر تنکمان رخ داد. مرگی که به گفته خیلی ها ناگهانی بوده بدون داشتن سابقه بیماری خاصی در حاج اسماعیل، مرگی که سکته و... نبوده، یک مرگ طبیعی، شاید هم یک دعوت... .
...قبل از اجرای تعزیه خوانی، حاج اسماعیل زودتر از نوبتش رفت روی صحنه. دقیقاً صحنه ای که علی اکبر کفن پوش شده بود.
- امام حسین: ساعتی صبر کن ای مونس جان من زار
- علی اکبر: نیست دیگر به دلم جان پدر صبر و قرار
- امام حسین: بنشین نزد پدر با تو وصیت دارم
- علی اکبر: چه وصیت پدر ای، شوق شهادت دارم
- امام حسین:...
حاج اسماعیل اینجا که می رسد. سکوت می کند. چند قدم عقب می رود. خمیازه ای می کشد. آرام روی زمین می افتد. چشمانش را می بندد. نفس های آخر را می کشد. حاجی با لباس شهادت خوانی ابا عبدالله با گفتن «یا حسین» می خوابد و دیگر بیدار نمی شود. حاج اسماعیل گفته بود: «آنقدر که جان دارم باید برم تا برسم.» اسماعیل اخلاقی، رفت و همه مردم تنکمان را انگشت به دهان گذاشت.