"قسمت اول"
سالهاست که ورزشی به اسم فوتبال جای خودش را در میان انسان ها باز کرده.بسیاری این ورزش را خاکی ترین و دوست داشتنی ترین ورزش میدانند. ورزشی که با آن اشک میریزی،می خندی، کری میخوانی و در کل زندگی میکنی. ورزشی که خیلی ها دوست دارند جای شخصیت های آن در این فیلم زندگی باشند.
خیلی ها نیز از منظر دیگر به آن نگاه می کنند: صنعت فوتبال......... صنعتی که در آن تربیت می کنی، بزرگ می کنی،رشد میدهی ، درآمدزایی می کنی و یا در کل تجارت عشق می کنی. شاید برای بسیاری این کلمات تکراری باشد: آن ستاره تکرار نشدنی،آن اسطوره مربیگری و ........... ولی چیزی که توجه انسان را جلب می کند این است که چرا در بسیاری از کشورهای پیشرفته و یا حتی عقب افتاده این ستاره تکرار نشدنی،تکرار می شود یا آن اسطوره مربیگری می رود و جایش را به اسطوره بعدی میدهد. سوالی که یک طرفدار فوتبال از خودش می پرسد این است که چگونه این کارها صورت می گیرد؟؟ در اولین جواب یک کلمه بارز می شود و مانند چراغی در فکر روشن میگردد: "پول" و یا همان چرک کف دست خودمان....
ولی آیا پول میتواند همه کار در این صنعت انجام دهد؟؟ برای یافتن جواب میتوان به اولین رقابت شکل گرفته برای آغاز یک لیگ توجه کرد: "فرصت نقل و انتقالات" ......... فرصتی که در آن میلیون ها و یا حتی میلیاردها خرج میگردد تا تیمی به اصطلاح کامل و با قدرت روانه این رقابت فوتبالی بشود. در هر فصل تیم های بزرگ میلیون ها خرج ابرستاره های دنیای فوتبال می کنند تا آن ها را به دست بیاورند،کمپین های تبلیغاتی راه میاندازند، به کمپانی های بزرگ اسپانسر روی می آورند، با ایجنت ها یا همان نمایندگان بازیکنان تماس می گیرند و آنها را به دست می آورند. در وبلاگی خوانده بودم که نوشته بود:
""به گیله مرد میگم : تعجب میکنم که ما همیشه بیشترین مدالها رو در رشته هایی بدست میاریم که کمترین سرمایه گذاری مالی رو در اون انجام دادیم !
لبخندی میزنه و میگه : پول هیچوقت نتونسته کار عشق رو انجام بده ! ""
این جمله مرا به فکر واداشت که آیا همه چی پول است؟؟؟ برای یافتن جواب می توانیم به لیگ کشور خودمان مراجعه کنیم. لیگی که با تزریق سالیانه میلیاردها تومان پول،عایدی آنچنان نداشته و هر سال گوشه گیرتر و تاریک تر میگردد.لیگی که زمانی جلسات تمرین تیم های آن چند هزار نفر را به محل تمرین می کشاند،امروزه با کمبود تماشاگر در خیلی از بازی ها روبرو شده است. حتی تیم هایی مانند تراکتورسازی تبریز که به تماشاگران پرشور خود معروف بود،امروز کم کم آن پرشورها را دارد از دست می دهد. ولی چرا این اتفاق در کشور ما که زمانی از بزرگان فوتبال آسیا بود، شکل میگیرد و در کشورهای حاشیه خلیج فارس حالت معکوس به خود گرفته و ورزشگاه ها و کانال های بیشتری ،فوتبال این کشورها را پخش زنده می کند و برایش تبلیغ می کند؟؟؟؟؟.........................(ادامه دارد)