بنام خدا. قسمت دوم. خداروشکر باهواپیماسالم وسلامت رسیدم تهران.خب باخودم گفتم چیکار کنم ،کجا برم تافردا بعدازظهر(ساعت۷بعدازظهر پرواز ازتهران ب رم). هتل برم؟!نه،پولم نمیدم هتل،خدایا چیکارکنم؛اهااااااا یه رفیق دارم تهران شمارشو هم دارم)))خیلی با بامرام نشون میداد هی میگفت هرموقع اومدی تهران بیا طرفم؛رفیق مجازی بود،اسمش مهدی ال گرت!!))) خب بزار زنگ بزنم ببینم اصن جواب میده؛درحال تماس با ال گرت بوق،بوق,بوق,بوق؛الو بفرمایید. من:الو دیوص خان چطوری ))) مهدی:ببخشید شما، من:سپیده هلندیم)))) مهدی:سپیده دیگه کیه،بجا نمیارم!!! من:شوخی کردم مرتی الکس قدیمم)) مهدی:اهاااا ؛چطوری مرتی خان؛شرمنده بخدا شماره هام همه پاک شده بودن,ببخشید اول بجا نیوردم، من:مهدی زیاد شارژ ندارم حوصله شعر ندارم،فقط برم.سر اصل مطلب,کجایی تهرانی؟ مهدی:اره خونه چراااا؟مگه اومدی تهران؟ من:اره))فرودگاهم. مهدی:من میخام همین الان برم.مشهد!!!! من:باش اشکال نداره،منم میرم هتل!!!! مهدی:کص نگو مومن شوخی کردم بیا خونه،منتظرتم هاااا.ناهار دارم اماده میکنم، من:ای دیوص))یه لحظه گفتم پول بی زبونو بدم هتل دار جاکش)))باشه الان سوار تاکسی میشم.راستی ادرسو بفرس برام. مهدی:ای خسیس گشاد)))))باشه الان اس میکنم.فقط طرفای خونه بزنگ. من:چشم عزیزم)))فی امان الله))) مهدی:خخخ))))) درینگ درینگ؛به به اینم ادرس خونشون. تاکسی تاکسی.اغا کجا میریید,بیا ادرس توگوشیم هست ببینید.اهااا سوارشید,چقدر میبرید تا اونجا؟؟؟۳۰تومن.یا امام غریب چطوری حساب کردی عامو,داداش این نرخش دست من نی،ینی چه پ دست عمم شما یه کم تر حساب کن،۲۵تومن خوبه؟اره.صندوقو بزن. ساعت۱۳/۴۵رسیدم درخونه مهدی. مهدی بیا دم در.باش. ژووووووون بیا بغلم،اومدم عشقم))))بوس.بوس.بوس.)) مهدی چقدر خوش تیپی))مرتی خودت که ته خوشکلای با این خنده های روانی کنندت))))من کوچیکتم مهدی،مابیشتر،مهدی چاپلوسی بسه خسته تعارف کن بیا تو)))مرتی تو هنی مثل طرفداری دیوصی)))بیا بریم داخل بفرما فقط مرتی بزار یه تذکر بهت بدم؛ببین مرتضا بابام یکم.مذهبیه رعایت کن,باشه؟باشه منم مذهبیم بخدا من همیشه نماز میخونم))))مرتی کم مص بگو. یاالله.... خوش اومدی مرتضا اینحا خونه ی خودته ،ممنون.بفرما بشین,خب چرا اومدی تهران اونم یهویی؟؟؟اگه ناراحتی برم دزفول اول زنگ بهت بزنم.هماهنگ کنم بعدبیام))))دیوص))میگم چه عجب اومدی این طرفا اهاااا،ولا قرار برم سفره خارجه،ایتالیا تورین# چییییی!!!اخه تو تومال این گوه خوریایی مرتی!!!))))پ مگه چمه که نرم خارج!!!هیچی))))) پ واسه چی میخای بری سفر کاری یا تفریحی؟!!ولا تفریحی,اوه بچ پولدار))))ن باوا یه وام گرفتم بابام هم بازنشست شده یه مقداری پول بهم داد. مهدی شیر مادرت اگه قرص سر درد دارین بیار بخورم سرم دار میترکه،چرا سرت درد گرفته؛ولا من باتراکتور اومدم نه هواپیما))))خخخخ باشه وایسا برم داریم توخونه قرص, دییید ایفون خونه,بابام اومد مرتضا!!!! سلااااام اغای الگرت,علیک اسم شرفیتون شما،منم مرتضام رضایی.خوبی اغای رضایی،ممنون شما خوبین,ببخشید من مزاحم شدم,نه ای حرفا چیه مراحمین,راستی مهدی رو ازکجا میشناسین؛ولا از چن سال پیش تو یه سایت فوتبالی بود!بله..... بابا مهدی سفره رو بیار ناهار بخوریم،ناهارم بادمجونه))) مهدی من یکم خسته اگه میشه یکم من بخوابم،چشم بیا تو اوتاق خودم))))))بیا بخواب رو تختم, بیدارشو دیگه ساعت ۶بعدازظهر پاشو دیگه,بلندشدم,مرتضا بیا ببرمت تو خیابون یه دوری بخوریم؛مگه ندیده ی خیابونام)))))خو ب ک...م که نمیای))))مهدی ای کامپیوتر رو روشن یکم فوتبال بازی کنیم حوصلم سر رفته،خدا کی فردا بعدازمیشه.....!!!!! گوه بخور بیا یه ارسنال یووه ای بزنیم...... .......خب شام خوردیم نشستیم تو حال پیش بابای مهدی.... خب اغای ال گرت تعریف کن کجا کار میکنید چیکار میکنید؛ولا من توی نیرو انتظامیم!!!من؛تو دلم یا خدا خدا بخیرکنه...))) خب اغای ال گرت جبه بودی؟؟؟ارع ب مدت۳۵ماه بودم! اهاااا بله پ شما از مردان نیک جامعه هستید.اغای رضایی شرمنده میکنید مارو. باباش رفت رو منبر یاخدا از ساعت۹نیم شب ۱۱شب یه کله حرف زد)))صد رحمت ب هواپیما؛ولی مرد خوبی بود. دیگه ساعت۱۱خاموشی رو زد.من و مهدی هم رفتیم تو اتاقش که بخابیدم. راستی مرتی باکی میخای بری ایتالیا ،ولا با پیمان بی وی بی,اهااااا. مهدی تعریف کن ببینم هنوز میری هییت هلالی))))ارع من خاک پای هلالیم!!!! چیزشم نیستی)))) مهدی خودمونیم ها خیلی خوب جوون موندی)))دیوص بگیر بخابم کم شعر بگو))) باشه شب خوش. این داستان ادامه دارد.... پایان قسمت دوم. امیدوارم خوشت اومده باشه....کمی و کاستی دید ببخشید. http://www.tarafdari.com/node/407047قسمت اول.