فیلمی را می شناسم.متفاوت تر از همه فیلم هایی که دیده ایم.تنها فیلمی که سالی دوبار اکران می شود.سابقه ای به قدمت تاریخ دارد.فرش قرمز ندارد.بازار سیاهی دارد بیا و ببین! تنها فیلمی که از همه ژانر ها بهره می برد.هم ترسناک است،هم تاریخی،هم می تواند درام غم انگیز و اشک آوری باشد،هم می تواند کمدی خنده دار happy end! هم از سیاست برایت روایت می کند،هم اجتماعی است.هم اکشن هست و هم سوپراستار های سینمای مستطیلی شکل سبز رنگ را به خانه ات می آورد. تنها فیلمی که ده ها و شاید صدها کارگردان دارد.هرگز قهرمان و شخصیت منفی ثابتی ندارد.برنده و بازنده اش هر بار می تواند تغییر کند. تنها فیلمی که کشته شدن ها و جنگ هایش هرگز با جلوه های ویژه و بدل های حرفه ای خلق نشده اند.نهال ورژن های خیلی قدیمی تر فیلم با خون خود بازیگران و مردم آبیاری شده. فیلمی روایی که به تو می گوید فوتبال وسیله است.وسیله ای برای فوران و بیان احساسات و تفکرات و اعتقادات.فوتبال عین زندگی است.فیلمی که توجیهت می کند وقتی با این همه مشغله و مشکلات دیوانه وار دنبال ریزترین اخبار و اطلاعات از سایت ها می گردی و برای شروع(و گاهی هم پایان بازی!) ثانیه شماری می کنی،دیوانه نیستی. قسمت اول فیلم فردا عصر اکران می شود.انتظار هر لحظه سخت تر می شود. این بار قهرمان فیلم کیست؟شخصیت منفی داستان که در نهایت محکوم به شکست خواهد بود این بار در کدامین جبهه ایستاده است؟؟ کاش این بار فیلم را در کنار هم ببینیم نه در مقابل هم.حتی اگر هم از خیلی سکانس ها ناراحت شدیم و به مذاقمان خوش نیامد،سعی کنیم این بار قهرمان فیلم خود ما باشیم.به زحمتش می ارزد...