چند روز پیش یکی از جذابترین دربی های شاید دو دهه ی اخیر رو با هم دیدیم. مسابقه ای که توی هر خانواده و جمعی بحث و جدل سازه و کری های هیجانی خاص خودش رو داره .همه ی ما هم کم و بیش در میان دوستان سرخابی ف طبیعتا کری هایی برای هم دیگه می خونیم که خمیر مایه ش افتخارات و قدرت تیم خودی و گوشزد کردن و بزرگ جلوه دادن ضعف های تاریخی یا فنی و... تیم روبروست که البته با چاشنی طنز همراه می شود که جوی دوست داشتنی و در عین حال اعصاب خرد کن جالبی به وجود میاره . اما هم خوانی های باور نکردنی چند روز پیش یکی از اتفاقا معدود مجری های نسبتا محبوب صداوسیما در یک جمع دوستانه ،پا را از کری خواندن فراتر گذاشت . ضیا که در تلویزیون جمهوری اسلامی با کلام های پایانی زیباش در مدح حضرت مهدی (عج) در برنامه ی گزینه ی جوان و آیتم های جذاب نیمروز و فضای نشاط آور پرتقال و گفتگوهای صمیمی اینجا شب نیست و البته اشک های سرشارش در مراسم عزاداری و مذهبی در برنامه های خودش به چهره ای مقبول و مذهبی تبدیل شده بود، پس از پایان شهرآورد81 ، کلاه گیس سرمربی تیم مقابل را سوژه کرد و در کمال پررویی و بی شرمی ،چندین بار هم آن شعر کذایی (( عزا عزاست امروز روز عزاست امروز کلاه گیس مظلومی روی هواست امروز )) را سر داد .عموم مردم هم در محافل دوستانه شوخی های لفظی و به اصطلاح کری خوانی با دوستان دارند ولی اینکه یه سرمربی رو نه به خاطر نقص فنی ( که قابل تامل و تحمل بود) که به خاطر نقصی ظاهری مورد طعنه قرار بدهی آن هم از طرف مجری پر سر و صدایی که سالهاست در صداو سیمایی مقید ، ادعای ارادت بی حساب به ائمه ی اطهار را دارد؟!.
اما نکته جالب تر عذرخواهی ضیا پس از انتشار این فیلم در رسانه هی اجتماعی ست. اینجاست که برای مردم سوالی با پاسخی ساده مطرح می شود.کدام یک ضیا ی واقعی ست؟ مجری پرتقال و نیمروز یا این فیلم کوتاه؟؟.... پاسخ ساده است. مجری ای که با تیکه های خاص خودش در اجرا هاش خیلی ها از جمله ما رو مجذوب خودش کرده بودو بدتر از همه ژست های مذهبی ش که الان مشخص میشه همش یک شوی تلوویزیونی بیش نبود نه یک باور عمیق قلبی.چرا که هیچ توهینی در هیچ دین و قاموسی شایسته و پذیرفته نیست چ برسد به اسلام که در سک کلام دین اخلاقه. گس برای نشون دادن خود واقعی ت نیازی دیگه به عذرخواهی نیس .
...
گذر پوست به دباغ خانه افتاد.......
..
مجریان و خبرنگاران صداوسیما که دربه در پیگیر اخبار بی اخلاقی ها و بدرفتاری ها و پول های کلان و مغزهای خالی و ... در فوتبال بوده اند تا با سوز و گداز خاصی آن را به طرق مختلف توی سر فوتبال دوستان بزنند و با ژستی اخلاق مدارانه، منطقی و مردم دوستانه آن ها را بازخواست کنند این بار ، یکی شان به بدترین و فجیع ترین شکل ممکن زیر تیغ دادگاه ذهن مردم (نه فقط آبی ها) قرار گرفته است.....
باید نشست و نظاره کرد که آیا تلویزیون حالا خودش رو هم نقد می کنه و افراد داخلش رو....
هر چند پیش تر این رو ثابت کرده که به ناشیانه ترین و منزجرکننده ترین شکل ممکن از کنار این قضایا میگذره و شاید این هم یکی از دلایل کاهش چشمگیر تلویزیون ملی در ذهن مخاطب ایرانی ست....یعنی عوام فریبی ، هوچی گری و فرافکنی و....