یک/ هنوز جوهر مصاحبههای مثبت اهالی فوتبال بعد از شوکِ هادی نوروزی و در جریان مراسمهای ماه محرم خشک نشده بود که یکی از روزنامه های ورزشی، با تیتری درشت و کنایه آمیز از عضو سابق کمیته اخلاق که در انتظار فرارسیدن افشاگریِ کارلوس کی روش بود، روی کیوسک رفت. طبیعتا سکوت می توانست بهترین پاسخ سرمربی پرتغالی تیم ملی به جان گرفتن دوباره این جریان باشد و غوغاسالاری و هیاخواهی در بین این گروه را خنثی کند اما سی کیو در مصاحبه تندش در جایگاه ویژه آزادی، با دست گذاشتن روی المان های مذهبی و فرهنگی خاص ایران، نشان داد آمده است تا با دست پر در این بازی شرکت کند. بازی باخت-باخت برای مردی که الکس فرگوسن او را در زمره معدود آدم های ستایش شده کتاب زندگی اش قرار می دهد و فراز کمالوند، او را به باد انتقاد می گیرد! مردی که برای اثبات اهمیتاش در فوتبال ایران، به پیروز شدن در هیچکدام از این نزاعهای لفظی نیاز ندارد.
دو/ وقتی کارلوس کی روش ناگهان روی خط تلفنی برنامه نود حاضر شد تا به تعبیر «عروسکهای خیمه شب بازی» و «پدرخواندهها» برسد، به جز عادل فردوسی پور که هنوز دنبال نام ترابیان می گشت، تقریبا همه می دانستند که اختلاف نظر آقای مربی با دبیرکل فدراسیون از همیشه جدی تر شده و به زودی خبرهای تازه تری درباره دوگانه ناسازگارها به گوش خواهد رسید. یک هفته بعد، بیانیه جدید کی روش روی خروجی همه خبرگزاری ها دیده می شد. بیانیه تندی که در آن، به استهزای سوابق کاری اسدی و تلاش یک دوست برای حضور او در پست فعلی پرداخته شده بود و شاید تصویر کیروش در فوتبال ایران را چند درجه تنزل داد. سرمربی بزرگ تیم ملی برای ادامه دادن این دعوا، به سراغ یک نوع رویکرد جهان سومی رفت و از روشی بهره برد که در جامعه ایران پیشتر باب میلی مایلی کهنها بوده است. یک راهکار سنتی از چهرهای که همیشه به موجب تفاوتاش با ایرانیها مورد ستایش قرار گرفته است.
سه/ عصبانیت کی روش، دقیقا همان چیزی است که مدیران مخالف او بیشترین استقبال را از آن به عمل خواهند آورد. آن ها در روزهای اخیر در همین جهت قدم برداشته اند و به نظر می رسد حالا به این خواسته رسیده باشند. وقتی اسدی در قامت یکی از مدیران رده بالای فدراسیون، به خودش اجازه می دهد درباره جزئیات حضور یک دروازه بان مسن در تیم جوان کی روش قضاوت کند، واضح به نظر میرسد که در جستجوی واکنش تند کیروش است. واکنشی که از راه میرسد تا فقط چند ساعت بعد از آن، باشگاه استقلال با زشتترین کلمههای ممکن به سرمربی تیم ملی حمله کند و روزنامه دولت، علیه کیروش جلد ببندد. به نظر می رسد نه درخشش مهدی رحمتی در دربی تهران و نه نمره مردود شخصیتی او در تیم سرمربی پرتغالی، اهمیت چندانی برای مخالفان کیروش ندارد. آنها صرفا به دنبال قرار دادن یک نام محبوب در مقابل سرمربی تیم ملی برای لطمه زدن به وجاهت او بودهاند و کیروش نیز با عصبانی شدن و شرکت کردن در بازی بیانیهها، موقعیت را برای آنها فراهم کرده است.
چهار/ سرمربی تیم ملی بر خلاف همه مدیرانی که برای پایانِ همکاری او با تیم ملی روزشماری می کنند، رزومه خوبی دارد، بر خلاف آن ها از توانایی فنی لازم برای پستاش برخوردار است و باز بر خلاف آنها، پایگاه مردمی محکمی در اختیار دارد. کیروش یک بار به لطف همین محبوبیت در میان مردم، اتحاد مدیران فوتبالی برای کنار گذاشتنش را ناکام گذاشته بود و میتوانست به جای بیانیه نویسی، باز هم روی قدرت تحلیل جامعه حساب باز کند. بر خلاف اسدی و سایرین، کیروش به نسبت داشتههایش در نقطه درستی قرار گرفته است. او این روزها مشغول معماری یک تیم جوان و پر از استعداد شده و میتواند با صرف تمرکزش روی تیم و خوب نتیجه گرفتن، بهترین پاسخ را برای مخالفاناش کنار بگذارد. مرد اول نیمکت تیم ملی، آنقدر باهوش هست که به مناظره با دبیرکل فدراسیون در نود تن ندهد و این سزاواری را برای اسدی قائل نباشد اما این رفتار باید در قبال دعواهای رسانهای نیز تکرار شود. دعواهایی که در آن ها نوعی ابتذال دیده می شود و کی روش با ورود به آن ها، خودش را تا سطح گروه مخالفاش پایین میآورد و بعد به تجربه بالای آنها از حضور در این سطح نازل میبازد. همداستانی با این جریان در هیچ برههای، به سود کارلوس و تیم ملی تمام نخواهد شد. کاش آقای مربی تیم واژه هایش را از این بازی بیرون بکشد.
محمدحسین عباسی