معمولن بعد از یک حملهی تروریستی در کشورهای غربی، آزارهای اجتماعی و سیاسی علیه مهاجران و مسلمانان و خاورمیانهایها افزایش مییابد. مثلن دیشب یک کمپ پناهجویان در شمال فرانسه آتش گرفته؛ بعضی از رهبران احزاب دست راستی اروپایی خواهان اخراج مسلمانان شدهاند؛ و بعضی دولتها گفتهاند سیاستهای ضدمهاجرتی تازهای تصویب میکنند. شاید جبهههای جنگ تازهای باز شود و بعضی آزادیهای شهروندان اروپا به بهانهی حفظ امنیت، محدود. تم اصلی واکنشهای رسمی در غرب، ساختن دوگانهی خیر و شر است. تروریستها علیه دنیای آزاد. گاهن ارزشهای اسلامی-خاورمیانهای علیه ارزشهای مسیحی-اروپایی. اما همین چند روز پیش هفت هَزارهی مسلمان در افغانستان به دست داعش سر بریده شدند و چهل و سه نفر در منطقهی شیعهنشین لبنان با بمب داعش کشته. سیزده نوامبر پاریس، سیصد و شصت و پنج روز زندگیست برای ساکنان رقه و موصل. بماند که از سال ۱۹۴۸ به این طرف، پاکسازی قومی و دزدی از یک ملت به راه بوده با حمایت همان دنیای آزاد توسط تنها دموکراسی خاورمیانه.
کشتار بیرحمانه در پاریس جنایت است. بدون اما و اگر. به گلولهبستن آدمهای عادی وسط کنسرت و خیابان، نهایت بیرحمی است. محکوم کردنِ آن، همانقدر وظیفهی اخلاقی/انسانی است که فعال نگهداشتنِ شاخکهای انتقادی: نقد بازنمایی رسانهای، نه گفتن به گفتارها و سیاستهای ضدمهاجرت و جنگطلبانه، و تحلیل بستر کلانتر تاریخی و سیاسی-- برای آیندهای عادلانهتر و آزادتر برای همه، چه خاورمیانه، چه آفریقا، چه اروپا. جایی که حقوق انسانهای حاشیهنشین نیز ارزش داشتهباشد و از دست رفتنِ جانشان لایق سوگواری.
بر گرفته از فیسبوک https://www.facebook.com/Ali.Abdi.II?fref=ts