شهاب احمدی / طرفداری 1- همه فکر می کردند این ال کلاسیکو نیز همچون بازی های چند سال اخیر جدالی بین رونالدو و مسی خواهد بود؛ اصلا گویی مردم بیشتر انتظار جدال رونالدو - مسی را می کشیدند تا جدال رئال و بارسا. اما این بار و بر خلاف تمام ال کلاسیکوهای چند سال اخیر خبر خاصی از رونالدو و مسی نبود. این بار این رئال و بارسا بودند که با یکدیگر مصاف کردند. همیشه برنده ی ال کلاسیکو تیمی بود که رونالدویش یا مسی اش بهتر کار می کرد اما این بار برنده را نه مسی مشخص کرد و نه رونالدو؛ این بار نه قدرت رونالدو سرنوشت بازی را مشخص کرد و نه شیرین کاری های تکنیکی مسی. این بار این تیم رئال و این تیم بارسا بود که سرنوشت بازی را مشخص کرد. این بار بر خلاف همیشه این مربیان و تاکتیک هایشان بودند که بیشترین تاثیر را در سرنوشت بازی داشتند. برای اولین بار در ال کلاسیکو های چند سال اخیر؛ این یک مربی بود که مچ همتایش را می خواباند و اتفاقا نه رونالدو و نه مسی هیچ تاثیری در خواباندن این مچ نداشتند!! 2- ال کلاسیکوهای چند سال اخیر در نوکمپ از لجاظ روند بازی بسیار شبیه به یکدیگر بوده اند.در اکثر این بازی ها مادرید برای کنترل هر چه بهتر بازی سعی در تجمع میانه ی میدان با نفرات زیاد و استفاده از ضد حملات و حملات برق آسا با تعداد پاس های کم داشته است. به زبان ساده تر؛ مادرید همیشه سعی داشته است توپ را طبق عادت همیشگی بارسا در اختیار این تیم قرار دهد و از ضد حملات و حملات ناگهانی استفاده کند. دلیل اصلی موفقیت مادرید در بازی های اخیرش مقابل بارسا در نوکمپ نیز دقیقا همین مساله بوده است. کارلتو برای موفقیت در این بازی هم سعی در استفاده از همین فرمول را داشت؛ به طوری که حتی در کنفرانس مطبوعاتی پیش از بازی اعلام کرد که ضد حملات عاملی کلیدی در موفقیت تیمش خواهد بود اما کارلتو این مسئله را فراموش کرده بود که جواب دادن این فرمول مستلزم این است که بارسا طبق عادت همیشگی اش اصرار بر گردش توپ و حفظ مالکیت توپ داشته باشد!! تاتا مارتینو به خوبی با مطالعه ی بازی های اخیر دو تیم در نوکمپ به این نتیجه رسیده بود که در این مورد خاص ترک عادت موجب مرض نخواهد بود!! 3-ترکیب ابتدایی کارلتو دقیقا حاوی این مسئله بود که استراتژی تیمش در این بازی نیز همچون چند بازی گذشته در نوکمپ خواهد بود. کارلتو نیز همانند مورینیو از دفاع وسط تیمش در خط میانی و به عنوان هافبک دفاعی بهره برده بود تا قدرت دفاعی تیمش را در مصاف با آنچه <تیکی تاکای بارسا> نامیده می شود؛ بالا ببرد. اما ترکیب ایتدایی تاتا حاوی مطالب جدیدی بود. نیمکت نشین کردن الکسیس سانچزی که اگر بهترین بازیکن بارسا در این فصل نبوده باشد؛ قطعا یکی از بهترین ها بوده است مسئله ای است که کمتر کسی انتظار آن را داشت. بازی دادن به فابرگاس و شعاع حرکتی او در زمین نیز نشان دهنده این موضوع بود که بارسا بر خلاف همیشه هیچ اصراری بر بازی تمام هجومی و خیمه زدن در زمین حریف ندارد. آمار نزدیک درصد مالکیت توپ و همچنین تعداد خطاهای دو تیم نیز به خوبی نشان دهنده ی این مساله است که چگونه تاتا مارتینو با تغییر سبک بازی تیمش موفق شد تا بیشتر از گذشته بازی را کنترل کند و مانع از ضدحملات رئالی شود که اتفاقا ضد حمله بیشترین تاثیر را در موفقیت های اخیرش در برابر بارسا در نوکمپ داشته است. 4- کارتو باید می دانست که اگر مورینیو توانسته بود چند بازی را برای تیمش در نوکمپ در آورد در کنار بازیکنی مانند رونالدو؛ پدیده ای همچون اوزیل را در اختیار داشته است که توانایی این را دارد که با پاس های ناگهانی اش سرنوشت بازی را عوض کند. کارلتو اما در این دیدار از داشتن چنین بازیکنی بی بهره بود. مودریچ بازیکن خوبی است اما شعاع حرکتی او در این دیدار به او این اجازه را نمی داد که همچون اوزیل بیشتر زمان بازی اش را نزدیک محوطه جریمه ی بارسا باشد. ایسکو نیز که در این دیدار فرصت خود نمایی پیدا نکرد و در عوض به گرت بیل زمان داده شد که طبیعی هم بود با توجه به عدم رسیدن به آمادگی و هماهنگی با تیم؛ نتواند عملکرد مطلوبی از خود بر جای بگذارد. گرچه هنوز زود است که بتوان نتیجه گیری کلی انجام داد اما به نظر می رسد روزها که می گذرد کارلتو بیشتر و بیشتر از فروش بازیکنی همچون اوزیل پیشمان می شود... 5- ضد قهرمان؛ شاید بهترین کلمه برای وصف اولین ال کلاسیکوی فصل باشد. بازی که بر خلاف همیشه رونالدو و مسی کمرنگ ترین نقش را در آن داشتند. به همین علت هم بسیاری از مردم از فوق العاده نبودن این ال کلاسیکو صحبت می کنند اما به نظر می رسد بازی رئال و بارسا برای متنوع شدن و فرار از بگو مگوهای تکراری رونالدویی ها و مسی ها به این مساله احتیاج داشت. پس از سال ها ال کلاسیکوی متفاوتی را شاهد بودیم؛ ال کلاسیکویی که در آن تاکتیک دو تیم بسیار پر رنگ تر از دو ستاره ی آن ها بود. ال کلاسیکوی امسال دقیقا به همان دلیلی که مردم می گویند فوق العاده نبود؛ کاملا فوق العاده و متفاوت بود؛ ال کلاسیکوی ضد قهرمان ها...

ال کلاسیکوی ضد قهرمان ها! تاریک روشن هایی از یک الکلاسیکوی متفاوت
۱٬۸۵۲ بازدیدیکشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۲ - 0۹:۵۰


