فريب آن ٢١ درصدي كه به او راي دادند و دومين بازيكن محبوب پرسپوليس شد را نخوريد در ميان آن ٨٠ درصدي كه نظرشان روي او نبود،نه تنها دومين فرد محبوب نيست، بلكه در بين ٥ برگزيده برنامه نود منفورترين است.هواداران خاص خود را دارد.اما هواداراني كه كسري از مخالفانش هم نمي شوند. براي او هيچ چيز جز منافع شخصي اش اهميت ندارد.لااقل تا حالا اين طور به نظر آمده.همين حس جاه طلبي و خواسته هاي بي پايان است كه شهريار را به بتي كم نظير در كشور ما تبديل كرده.او تشنه موفقيت است.هيچ چيز و هيچ كس سر سوزني نمي تواند مانع پيشروي علي دايي شود.به راستي شايد شهريار فوتبال ايران درست فكر مي كند.همه مي خواهند دست انداز او شوند.نيت همه زمين زدن اوست.شايد همه به او حسادت مي كنند.اما هر كسي كه فكر متوقف كردن شهريار را در ذهنش می پروراند بايد بداند كه عاقبتي جز شكست در انتظارش نيست و مرد اردبيلي به سان هميشه از روي او عبور خواهد كرد و شخص بدنيت سرنوشتي جز له و لورده شدن نخواهد داشت. علي دايي در زمان بازيگري به هر چيزي كه ميخواست،رسيد.ركورد تعداد گل ملي وبازي هاي ملي در اختيار اوست.آقاي گلي ليگ،آقاي گلي جام ملت هاي آسيا و توپ طلاي آسيا تنها شماري از افتخارات اوست. در مربيگري نيز تا به حال دستاوردهايش بد نبوده و جا براي بهبود يافتن دارد.مگر ٤٦ سال براي يك مربي سن بالايي است كه او را از طولاني كردن فهرست افتخاراتش باز دارد؟همين حالا يك قهرماني ليگ و دو قهرماني جام حذفي در كارنامه اش مشاهده مي شود و به علاوه چند موفقيت معنوي ديگر. وقتي تيمش نتيجه نميگيرد عوامل پشت پرده و روي پرده و جلوي پرده مقصر ناكامي او هستند.اين طرز فكر علي دايي است. اخلاق ورزشي او در نگاه اول چندان خوشايند و باب ميل مخاطبان به نظر نمي رسد.اما با موشكافي بيشتر به غيرت،تعصب و تعهد او نسبت به مسئوليتي كه دارد، پي مي بريم. همين حالا با تيم نه چندان قدرتمند صبا دغدغه ي بزرگي به نام سهميه دارد.قطعا هركسي جاي او بود،ارتفاع پروازش را حداكثر به قرار گرفتن در نيمه بالايي جدول كاهش مي داد.اما او علي دايي است.با همه فرق دارد.به قله كه رسيد،هوس لايه اوزون به سرش مي زند.به اوزون كه رسيد بدش نمي آيد سري هم به مريخ بزند.مهم نيست كه وسيله نقليه اش پرايد منفور اين روز ها باشد يا فضاپيما.فكر و ذكرش تنها نقطه بالاتر است. نه تنها در ورزش بلكه در تجارت نيز براي خود نامي بزرگ دست و پا كرده.برند لباسش در بين رقباي داخلي يكتاست.دستي هم در جا به جايي بين المللي اتوموبيل دارد.همين فعاليت ها غيرورزشي او را ثروتمندترين فرد ورزشي ايران ساخته . براي ما انسان هاي معمولي موفقيت حد و مرزي دارد و با عبور از مرز آن معمولا سيراب مي شويم.اما جايي كه ما ديگر انگيزه اي نداريم و سيراب شديم، براي علي دايي سرابي بيش نيست. مسلما اگر در ايران در هر قشري ١٠ نفر با بلندپروازي و مسئوليت علي دايي وجود داشت،به هر كشوري كه در هر زمينه اي سرامد ميبود،تنه مي زديم. البته نمي توان منكر سخن جادوگر شد.انصافا خداوند علي دايي را بغل كرده.به راستي اگر خداوند كسي كه هر ثروتي را كه در خارج از كشور بدست آورده و وارد وطن كرده نبايد بغل كند؟كسي كه به خاطر مادرش امروز و فرداهاي مديران ايراني را به ثروت بي حد و حصر اعراب ترجيح داده را نبايد دوست بدارد؟كسي كه بي چشم داشت هزينه زندگي ده ها خانواده را مي پردازد و احدي هم خبر دار نمي شود نبايد مورد نوازش معبود قرار گيرد؟ .......... به راستي علي دايي الگوي خوبي براي رشد و پيشرفت در هر زمينه اي است.با سرمشق قرار دادن منش او مي توان دست نيافتني ها را دست يافت.