حتی همان هایی که از تو متنفرند هم این روزها هوس همان آقای خاص قبلی را کرده اند ... شرور، زیرک و مهربان ... همان پسر خوش چهره ای که در کنفرانس های قبل از بازی روی صندلی لم میداد و مسخره بازی میکرد ...
فوتبال کسل کننده شده، آدم ها حال و حوصله هم را ندارند، شبیه به خانه سالمندان است اینجا، کسی به دیگری کار ندارد، مربی ها انگار همه در حال شستن دندان های مصنوعی خود هستند، سکوت کرده و اخبار به زور میخواهد بازی ال کلاسیکو را جذاب کند ... ال کلاسیکو ای که همه ما میدانیم با بنیتز و انریکه نتیجه ای بهتر از 2 - 1 یا 2 - 0 نخواهد داشت ...
دنیا همان مردی را میخواهد که وقتی با پورتو قهرمان اروپا شد، در حالی که آدامس میجوید بدون نگاه کردن به جام قهرمانی بوسه ای به آن زد، مدال را از گردنش برداشت و به رختکن رفت ... دیوانه وار ترین صحنه ای که از یک مربی به یاد داریم ...
مردی که در مصاحبه بعد از آن قهرمانی گفت، خوشحال نیستم چون روزهای سخت خواهد رسید ... حالا رسیده بعد از یک دهه و اندی ... مردی که دوباره سری آ ایتالیا را به رونق انداخت، رسانه های پیر پایتخت را دوباره زنده کرد و جنجال را به آنجا بازگرداند ... مردی که انگلیس را به دو قسمت قبل و بعد از خود تقسیم کرد، همان پسر تخسی که مصاحبه های تری و فرانکی را با تلوزیون اسکای خراب میکرد ... مردی که فوتبال اسپانیا در روزهای بودنش اشتیاق پادشاهی را از دست داده بود و مانند یک شوالیه جوان دنبال هیجان میگشت ...
دل اروپا برای روزهای خوب تو تنگ شده ... برگرد آقای خاص