به نام او که زنده کرده و میمیراند.
سلام.
از اونجایی که من در بیشتر بست هام به موضوعات علمی و نظیرهم برداختم این بست رو به اونها اضافه کردم(داستان اتم):
در داستان ها اومده روزی فردی بنام دموکریت(دانشمنان یونانی که به دانشمند خندان معروف است)لب دریا نشسته بود و سیبی در دست داشت.وی سیب را نیم کرد و آن نیم را خورد.
و با خودش اندیشید اگر باز سیب را نیم کنم سبس هزاران بار این کار را انجام دهم چه خواهد شد؟
او با خود فکر کرد:من به ذره ای خواهم رسید.اسم ذره را اتم(شکست نابذیر)گداشت.ولی مردم حرفش را باور نکردند زیرا شکلی نداشت.او به مردم گفت اتم آب دایروی و اتم آبلیمو لوزی شکل است.
بس از او فردی بنام جان دالتون(دانشمند انگیلیسی که بیماری کور رنگی را نیز کشف کرد) گقث:اتم شکل مشخصی دارد مانند کره توبور فلزی (ساچمه).
ولی باز کامل نبود.
بس از مدتی دانشمندی بنام تامسون(اسم کوچکش خاطرم نیست)گفت اتم بار دار هستند.مانند کیک کشمشی یا هندوانه ذراتی دارند که دارای بار منفی است(او این نظریه را بس از انجام آزمایشی فهمید)
ولی دانشمندی بنام رادرفورد گفت که ذرات هسته دارند و ذرات منفی بیرون از هسته و ذرات مثبت(بروتن)داخل هسته اند.
اما نظریه ی وی باز تصحیح شد و بور(دانشمند آلمانی)گفت:اتم دارای بار منفی هست اما آن بار منفی(الکترون)به دور هسته می چرخد که اگر اینطور نبود بس از مدتی به درون هسته می افتاد.
ممنون که مطالعه کردین اگر جایی اشتباه بود اطلاع بدین.
ممنون.
((به دنبال علم باشید))