پانونیوس. این نام اولین بار، بعد از خبرِ امضای قرارداد کریم انصاری فرد برای بازی در لیگ یونان، به گوشِ ایرانیها رسید. کریم، از کابوس اوساسونا به یونان پناه برده بود اما حتی در این لیگ هم گل نمیزد و برای مدت زیادی پیراهن شماره 10 تیم ملی را به دیگران واگذار کرده بود. او برای بازگشت به تیم کیروش، به چند گل در فوتبال یونان نیاز داشت و توانست این ماموریت را با موفقیت پشت سر بگذارد. او دیروز دو بار دیگر برای تیم شگفتیساز یونانی گل زد. یک بار با سماجتیِ عجیب در تغییر کردن مسیر توپ و دومین بار، با شوتیِ از راه دور، به گوشه دروازه و قلبِ سکوها. حالا، روی سکوهای نه چندان شلوغ ورزشگاه، پرچمی شبیه پرچم تایلند تکان میخورد، توپ جمع کن ها آمده بودند توی زمین و روی شانههای کریم دست میکشیدند. گزارشگر، بیشترین تلاشش را انجام میداد تا نام او را درست تلفظ کند.
روندِ پیشرفتِ فوتبالی کریم، هیچوقت یک مسیرِ منطقی را طی نکرده است. او فوتبالاش را از تیم ملی نوجوانان شروع کرده. از مرحله مقدماتی جام ملتها و بازی با تیمهایی که به سادگی در مقابل ایران گلباران میشدند. کریم، در کنار جلال الدین علیمحمدی، ستارههای کم سن و سال آن تیم بودند. جلال، به سپاهان رفت و به نیمکت دوخته شد. انصاری فرد، به سایپا پیوست و زیر نظر علی دایی، کاری کرد که همه توپ ها به او ختم شوند. کریم، آقای گل لیگ برتر شد. با لقب «شاه ماهی نقل و انتقالات» به پرسپولیس پرستاره اما به هم ریخته ژوزه رفت. کریم در پرسپولیس درخشش چندانی نداشت اما در تراکتور،موفق شد دوباره آقای گل لیگ برتر باشد. او شانس پیوستن به باشگاه های عربی را داشت اما مقصد ایده آلش اروپا بود. هر چند که فوتبال اسپانیا، هیچوقت نتوانست آرمانشهر مدنظر او باشد.
درخشیدن در فوتبال یونان، لقبِ تروریست گرفتن از رسانههای این کشور، محبوب شدن روی سکوهای ورزشگاه و ناجی شدن، برای احساسات پسران توپ جمع کن عشق فوتبال، ارزش زیادی دارند اما برای کریم، بازی تازه شروع شده است. بازیکنی که کشورهای پولدار و بی دغدغه عربی را رها می کند تا به آغوش بحران اقتصادی یونان برود، حتما برای ساقهایش حملههای تروریستی بزرگتری در اروپا در نظر دارد. کریم بایدکاری کند که دوباره، همه توپ ها به او ختم شوند. که در تیم ملی، نقشی مهم تر از آرام کننده کارلوس کی روش، در اعتراض به داورِ استرالیایی داشته باشد