با سلام دوستان..... امروز میخوام حرفایی طولانی ولی از ته دل براتون بزنم..... خیلی علاقه ی شدیدی داشتم این مقاله را زودتر انتشار دهم ولی مشکلاتی که باعث شده بود من به سایت نتوانم سر بزنم این امکانو از من گرفت.... شاید تصاویری که من در این چند هفته از فضای مجازی گرداوری کردم بتونواند در مورد موضوع مقاله من اشاراتی بدهد.... چند هفته پیش برنامه فیتیله کاری انجام داد که عمدتا توسط ترک های ایران توهین قلمداد شد و توسط بسیاری هم در مقابل یک شوخی طنز امیز و بدون توهین.... و در مقابل چند روز پیش مهران مدیری در سریال خود نام سگ خود را کوروش گذاشته و سگش را با نام کوروش صدا میزد که این کار توسط عمدتا فارس زبانان توهین قلمداد شده و در مقابل توسط بسیاری دیگر یک کار بی منظور و بی توهین قلمداد شد...... چند سال پیش فیلم سینمایی ماننده 300 که در کشورهای غربی به خوبی به فروش رفت در میان ایرانیان واکنش هایی تند را در مقابل خود دید در حالی که امثال این فیلم بسیاری برای ملیت های گوناگون ساخنه شده بود که هیچ یک واکنشی که ایرانیان را نشان ادند از خود نشان ندادند،یکی از مشهورترین این اثر ها که همه ما انرا دیده ایم فیلم تروی بود اثری که از یونانیان یک چهره جنگ طلب و بی عهد و بی رحم در کشتار غیر نظامیان نشان داد ولی انطور که ایرانیان واکنش نشان دادند یونانیان ندادند..... به وضوح میشود گفت در اغلب این اتفاقات کلماتی مانند :"جنبه"،"غیرت روی تاریخ یک کشور"،"غیرت روی هویت یک قوم"نقشی بسیار مهم ایفا میکنند.... ولی واقعا کدام یک درست است؟ ایا در جریان فیتیله و یا اقای مهران مدیری و یا فیلم سیصد نشان دادن واکنش به این اتفاقات صحیح بود؟ جواب به یکی از پیچیده ترین سوالات یکی از سخترین کارها خواهد بود،جوابی که نباید در ان سایه ای از تعصبات کشوری و نژادی دیده شود تا یک جواب منطقی و بی طرف قلمداد شود.... در نخست باید توجه کنیم که کلماتی مانند "غیرت"و "جنبه" مفاهیم مطلق و دارای مرزهایی مشخص نیستند و برای هر کس این مرز متغیر است.... بنظر من "جنبه"و"غیرت" مفاهیمی هستند که نقشی ماننده "شجاعت"و"حماقت بازی میکنند.... شجاعت و حماقت مفاهیمی هستند که مطلق نبوده و دارای مرزهایی مشخص نیستند و برای هرفرد با توجه به احساسات تزریق شده توسط محیط متفاوت خواهد بود... برای مثال شاید فرماندهی که با تعصبات کشوری و یا قومی به نبردی میرود که میداند شکست خواهد خورد و هزازان تن از سربازان خود را به کشتن خواهد داد در نظر بسیار از افراد یک کار وطن پرستانه و یا تعصبانه و شجاعانه است ولی درمقابل در نظر بسیاری دیگر این یک کار احمقانه و مرگی بی ارزش خواهد بود..... بنظر شما چه کسی راست میگوید و منطقی تر رفتار میکند؟ شجاعت یا حماقت؟ جنبه یا غیرت؟ مطمینا و با اطمینان میتوان گفت حداقل جواب سوال اول این خواهد بود:بستگی دارد..... در واقع مشکل جواب ان سوال این است:با چه معیار و با چه مرزی میان حماقت و شجاعت باید قضاوت کرد؟ شجاعت و حماقت مفاهیمی مطلق نیستند و برای هرکسی این مرز بین شجاعت و حماقت متفاوت است.... این مرز رابطه بسیار تنگاتنگی با احساسات تزریق شده توسط جامعه دارد... اینکه شما چقدر تعصبات وطنی و قومی دارید حدود مرز این مفاهیم را تا حدود زیادی مشخص خواهد کرد،بنظر می اید نمیتوان مرزی را برای قضاوت انتخاب کرد.... کسانی که به یک اتفاق بخصوص واژگان متفاوت حماقت و شجاعت پیوند میزنند به جرعت میتوان گفت اگر محیط و شرایط برایشان عکس بود رفتارها و قضاوت های عکس از خود نشان میدادند... در واقع شما نمیتوانید به یک انسان به صرف داشتن مرزهای متفاوتی از شجاعت و حماقت وازگانی مثل "ترسو"یا"نادان"نسبت دهید.... جواب سوال این است... مرز مشخصی وجود ندارد و در کل نمیتوان قضاوتی درست انجام داد و اصولا حق قضاوت روی رفتارهای متضاد انسانهارا نداریم..... و اما برگردیم روی سوال اصلی این مقاله:"جنبه"یا"غیرت" با پیش ضمینه ذهنی که در مورد مفاهیم شجاعت و حماقت بدست اوردیم مطمینا میتوان بهتر به جواب این سوال پی برد... بگذارید با طرح چند مثال و موشکافی انها به چیش برویم..... نخست فیلم سینمایی سیصد.... ایا کسی میتواند به ایرانیها واژه "بیجنبه"یا به یونانیان و دیگران واژه"بی غیرت"نسبت دهد؟ با ذهنیتی که از مفاهیم شجاعت و حماقت بدست اوردیم مطمینا جواب سوال بسیار واضح است...نه اینکه ایرانیان تا این حد نسبت به فیلم سینمایی سیصدواکنش نشان دادند دلیل مشخصی دارد که با تلاش در درک ایرانیها این دلیل به وضوح نمایان میشود.... برای ایرانی ها هویت باستانی بسیار اهمیت دارد،دلیل این اتفاق تزریق احساسات ناسیویالیستی و برتری هویتی توسط عمدتا حکومت مرکزی و محیط پیرامون است، ولی برای افراد یونانی یا اروپایی یا غربی این احساسات انطور که به ایرانیان تزریق شده نشده است.... هیچگاه یک ایتالیایی به تاریخ رم انطور که یک ایرانی به تاریخ هخامنشیان افتخار میکند نمیکند و دلیل این اتفاق "بیغیرتی" مردم ایتالیا نیست بلکه این احساسات به انها تزریق نشده است... دلیل واکنش نشان دادن ایرانیان به فیلم سیصد و واکنش نشان ندادن غربی ها در اثار مشابه نیز همین است.... نه ایرانیها "بیجنبه" اند و نه غربی ها "بیغیرتند" به جریت میتوان ادعا کرد اگر ان ایرانی که به فیلم سیصد واکنش نشان داد در اروپا زندگی میکرد به اثری مشابه این واکنش را نشان نمیداد و اگر یک اروپایی که به اثار مشابه واکنشی نشان نداد در ایران رشد کرده و احساساته حاکم بر ایران به او تزریق میشد به اثاری مشابه در رفتاری متناقض واکنش نشان میداد..... فیتیله..... دلم میخواهد تا صبح از دلایل حساسیت ترک های ایران برای اینطور محرک ها حرف بزنم....چند کلمه از این محرکها که درمورد هریک میتوان ساعتها حرف زد و در صورت علاقه میتوانم توضیحاتی بدهم را ذکر میکنم: 1.هویت ستیزی نژادی از ترکهای ایران برای یکسان سازی وحدت نژادی در کشور و توجیح از میان رفتن حقوق قومی(کلماتی ماننده اذری یک نشانه از این سیاست کثیف است) 2.سیاست های تبعیض اامیز نژادی حکومت مرکزی که باعث افزایش کینه های نژادی بین مردم ایران شده..... 3.محرومیت از حقوق قومی و نژادی (محرومیت از حق تحصیل به زبان مادری یک نشانه) 4.بدبینی شدید به صدا و سیما با توجهه به سیاست تبعیضی این نهاد(میتوان به بایکوت خبری و سینسوریسم در بازی تراکتور و پرسپولیس اشاره کرد که صدا و سیما تلاش در جابه جا کردن مظلوم و ظالم به هدف تحقیر نژادی قوم انجام داد و البته هزاران مثال،مثالهایی مثل کار سخیف برنامه نود یا هزاران) تاکید میکنم میشود در مورد هریک از این 4 مورد میتوان مقاله ای جداگانه نوشت که امکانش در این مقاله مهیا نیست ولی حاضر به توضیح درصورت علاقه شما هستم. ولی این محرک ها برای نژاد فارس در ایران تا حدود زیادی وجود ندارد... پس خنده دار است انتظار داشته باشیم مرز میان جنبه و غیرت برای ترک های ایران و دیگران یکسان باشند... وقتی انسانها رفتاری را بصورت جمعی انجام میدهند میتوان گفت محیط انسانها در این رفتار نقش بسیار مهمی داشته نه خود انسانها..... نمیتوان به یک انسان به علت اینکه مرزهایی متفاوت از جنبه و غیرت دارد واژه هایی ماننده:"بیجنبه"یا"بیغیرت"الحاق کرد.... به جریت میتوان ادعا کرد که کسانی که به ترکان واژه هایی نظیر بی جنبه خطاب کردند در صورت قرار گرفتن در محیط یکسان با ترک ها رفتاری مشابه داشتند.... و بالعکس.... مهران مدیری و سگی که اسمش کوروش بود.... محرک های این اتفاق بسیار شبیه به محرک های فیلم سیصد است .. هویت باستانی و حساسیت زیاد روی این هویت،که ترجیحا به علت نزدیکی با مثالهای بالا از توضیحات مشابه صرف نظر میکنم و به نتیجه گیری این مقاله میپردازم: بیاموزیم با معیارهای خود در مورد دیگران قضاوت نکنیم و تا زمانی که انسانی را به طور کامل درک نکردهایم به خود اجازه قضاوت در مورد او را ندهیم.... قبل از اینکه از انسان ها بدمان بیاید سعی کنیم انهارا درک کنیم.... اگر این کار را به خوبی انجام دهیم شاید روزی به این ایه زیبا از انجیل برسیم و بتوانیم به ان عمل کنیم:"love everyone even your enemy"حتی قبل از اینکه از دشمن خود بدمان بیاید اورا درک کنیم.... میدانم افراد بسیار کمی این مقاله طویل را خواهند خواند... صمیمانه از کسانی که وقت خود را گذاشته و این مقاله را مطالعه کردند ممنون و سپاسگذارم.... به امید روزی که حتی دشمن خود را دوست داشته باشیم... :-) میشد در این مقاله مثالهایی بیشتری مثل جمله "من تو را خواهم سوزاند"را نیز در مقابل افراد عادی و یهود بیان کرد که بنظرم رسید مثالهایی کافی زده شده است ولی مثالهای زیاد زیاد و زیادتری وجود دارد فقط کافیست نگاهی به دور برمان بیندازیم:)