بسياری منتظر بودند تا ببينند پس از رسوايی های دو سال اخير در مراسم توپ طلا آيا فيفا قصدی برای ترميم وجهه آسیب ديده مراسم توپ طلا در بين مردم دارد يا خير؟! منتظر بودند که ببينند آيا همچون دو سال گذشته کميت آماری بر کيفيت فردی ارجحيت پيدا ميکند؟ آيا صِرف گلزنی و رسيدن به تعداد گل بالا، موجب انتخاب بازيکنان نالايق در ليست بهترين ها می شود؟ آيا ايستادن 90 دقیقه ای در برابر دروازه حريفان و به گل تبديل کردن توپ هايی که حاصل تلاش و جان کندن ساير بازيکنان است باعث حضور در جمع بهترين های جهان می شود؟ آيا گلزنی های پی در پی در برابر تيم های کوچک و محو بودن در برابر حريفان بزرگ و بازی های سرنوشت ساز، باز هم بازيکنی خاص را در بين نامزدهای نهايی قرار خواهد داد؟ آيا قدرت تبليغاتی و رسانه ای يک بازيکن باز هم نقشی پر رنگ در انتخاب ها ايفا خواهد کرد؟ و آيا... متاسفانه پاسخ تمام اين سوال ها مثبت بود و انتخاب عروسک تبليغاتی فیفا و رسانه ها به عنوان يکی از 3 نامزد نهايی، آب سردی بود بر پيکر بازيکنانی که از نظر کيفيت فوتبالی بسيار برتر بودند اما قربانی قدرت تبليغاتی بازيکنی خاص گشتند و به آنچه استحقاق آن را داشتند نرسیدند که در راس آنها می توان به لوئیس سوارز اشاره کرد. بازیکنی که نه تنها با گلزنی های حساس خود راه را برای 3 گانه بارسا هموار ساخت بلکه با جنگندگی و بازی بدون توپ خود بلای جان مدافعان و بازیکنان حریف بود، و اینها و بسیاری از خصوصیات دیگر مواردی است که نمی توان به صورت آمار و ارقام به نمایش گذاشت تا نشان داد کیفیت تنها در آمار خلاصه نمی شود. اگرچه لیونل مسی برنده توپ طلای امسال خواهد بود و شاید عده ای بگویند همین کافی است و در آینده کسی رتبه های بعدی را به خاطر نمی آورد، اما بحث و مشکل اصلی بر سر این نیست که چه کسی در چه رتبه ای قرار میگیرد، بحث بر سر آن است که نباید اجازه داد تبلیغات، رسانه ها و آمارها گول مان بزنند و ما را به اجناس پَست تر عادت بدهند در حالی که چند قدم آن طرف تر جنس های بسیار مرغوب تری نیز یافت می شود!