روزهای اخرِ اکتبر بود.شاید خیلی ها داشتن ترانه باران نوامبر گانز ان رزز رو پیدا میکردن تا نوامبر رویایی رو داشته باشن.نوامبر دروگی ها ، انگارقرار بود تلخ تر از همیشه باشه.همون لحظه که پوگبا هم سوپر گلش رو به پادلی فراموش کرده بود مکسی باز کار عجیبی رو انجام داد.دیبالا جاش رو به ساندرو داد تا تنها ترکیب امتحان نشده رو هم تست کنه!دقیقه 89 ضربه سر بونوچی به تیر خورد تا همه باور کنن که انگار سری آ هم باهاشون لج کرده!چین چروک های پیشونی مکس با اعصاب همه تو تورین بازی میکرد...
توپ به ساندرو که رسید کسی توقع گل نداشت.فقط برگشتن ببینن که خرید گرون قیمتشون قراره با یه توپ معمولی چیکار کنه!چند لحظه بعد کوادرادو با دستهای قلب شده کنار میله ی پرچم باران نوامبر رو در تورین بشارت داد!
داور که سوت رو زد همه چیز تازه شروع شد!سفر به بروسیا پارک برای صدر نشینی بود.با قلبی که انگار دوباره شروع به تپیدن کرد، لیخت ورزشگاه رو به سکوت دعوت کرد و یووه شکست ناپذیر ترین تیم اکتبر آلمان رو حذف کرد.صدر رو از دست داد اما مکس وعده پس گرفتنش رو داد!
باران نوامبر هنوز برای تورینی ها معنی نداشت.مکس دیوانه داشت عاقل تر جلوه میکرد تا اشتباه بونوچی با تجربه ماکارونه شادی رو به کومونه امپولی هدیه داد!دیگه واسه هیچکس نتیجه دربی رم اهمیت نداشت!10 دقیقه همه به جانشین های مکس فکر میکردن تا اصرار مکس برای بازی دادن به سوگولی هاش جواب داد و با گلهای اورا و مانژو یووه کارلو کاستلانی رو خفه کرد و پیغامی برای هم استانی هاشون فرستاد!
اکسل رز فقط برای مکس میخوند.هنوز هم میتوانیم راهی پیدا کنیم!به تاریکی اهمیت نده!چون هیچ چیز تا ابد ادامه ندارد!
13 روز بازیهای ملی، نوامبر رو برای دروگی ها کوتاه تر کرد.اما لذت باران نوامبر رو کم کم داشتن حس میکردن تا خبر نرسیدن خدیرا به بازی کلاسیک شمال ایتالیا رسید!همیشه چیزی برای گرفتن انتقام از میلان وجود داره..حتی اگر مدتهاست که فقط پیروز شده باشی!مخصوصا اگر الگری باشی!شاید مکس دیوانه تنها کسی بود که اون شب از مصدومیت اورا ناراحت شد!زمان میگذشت و میلان هم علاقه ایی برای سلام کردن به بوفون نداشت!همه میدونستن نمیبازن اما به برد هم شک داشتن که شکشون با اومدن بونوچی به یقین تبدیل شد!
از تغییر تاکتیک زیاد نگذشته بود که پوگبا، ساندرو و دیبالا گل گرون قیمتی رو با والی به دوناروما تحمیل کردن!
نوامبر دیگه داشت رویایی سپری میشد!رتبه دوازدهم اکتبر نصف شده بود...اما هنوز کسی نمیتونست خوشحال باشه!
طوفان داشت از منچستر میرسید!
خدیرا باز هم نبود.و این استورارو بود که هر بازی بهتر میشد!اعتماد به نفس به همه جای تورین برگشته بود.بازی خوب یووه رو خیلی زود مانژو تبدیل به گل کرد و این استورارو و مارکیزیو بودن که با دوازده تکل صحیح تونستن سیتی رو کنترل کنن تا کسی حسرت خودخواهی های موراتا رو نخوره!صدر نشینی خیلی زود به هوادارا برگشت داده شد و فقط مکس بود که میدونست پایان تاریکی ها در نوامبر با تموم شدن مصدومیت ها همراه بود!
روز های اخر نوامبر بود و سفر به جنوب شاید ترسناک به نظر میومد.انقلاب زامپارینی مشخص نبود در چه سطحی قرار داره.اما یووه براش فرق نداشت که پالرمو چقدر آماده است.اونا مدتها بود به پالرمو اجازه گلزنی هم نداده بودن و مثل همیشه جنوبی هارو وحشیانه سرکوب میکردن!باربرا شاید یه نیمه امیدوار شد به نباختن!اما نیمه دوم این مانژو بود که بازهم قفل خیلی چیزهارو باز میکرد!ضربه سره محکم مانژو روی پاس فوق العاده دیبالا باز نشون داد توپهایی که از سمت چپ میان، برای مانژو کار رو راحت تر میکنن!بازی کنترل میشد.هرچیزی که تا اون روز زخمی کرده بود یوونتوس رو، کنترل میشد.استورارو ماه خوب خودش رو با یه گل کامل کرد و موراتا پایان خودخواهی هاش رو برای مکس به صورت کامل ترسیم کرد!
13 امتیاز از 15 امتیاز ممکن در نوامبر رمانتیک ترین چیزی بود که یک دروگی در باران عاشقانه نوامبر میتونست تجربه کنه!مکس دیگه دیوانه نبود!کسی به وجود پپ و نبودن الگری هم فکر نمیکرد!همه میدونستن اوضاع از چه قراره!حتی ساری که وقتی به صدر جدول رسید اعتراف کرد فقط یک بهترین در ایتالیا وجود داره!
تمام ایتالیا میدونن باید به یوونتوس و اسکودتو به یه اندازه فکر کرد!