طرفداری – لبران جیمز هرچند مدتها بعد از کوبی وارد NBA شد اما بدون شک مهمترین رقیب او در دوران حرفهایش بود. تقابل این دو فوقستاره از زمان حضور لبران (2003) در NBA یکی از جذابترین تقابلهای تاریخ لیگ بود. چند روز بعد از اعلام رسمی خداحافظی کوبی در پایان فصل، خبرنگارها در حاشیه تمرین کوز سراغ جیمز رفتند و با او دراینباره صحبت کردند. صحبتهای جیمز یک بار دیگر علاقه و احترام این فوقستاره به کوبی را نشان میدهد.
خیلیها منتظر واکنش تو به خبر بازنشسته شدن کوبی هستند. ناراحت کننده است. این اتفاق یک روز برای همه خواهد افتاد اما اینکه فهمیدیم امسال آخرین سال حضوری کوبی در NBA است، ناراحت کننده بود. کسی که دوران حرفهای بینظیری داشت. وقتی بچه بودم پوستر او را روی دیوار اطاقم داشتم. زمان بازی در دبیرستان در یک تورنمنت شرکت کردیم. مسابقه آلاستارز آن تورنمنت در فیلادلفیا برگزار شد و من این فرصت را داشتم تا با او ملاقات کنم و او کتانیهایش را به من داد. سال اولی که در لیگ بازی میکردم، یکی از اولین بازیهای خانگی ما مقابل لیکرز بود. آن مسابقه برای من تبدیل رویا به واقعیت بود. وقتی بچههای سن من دبیرستان میرفتند، کوبی، تریسی (مکگریدی)، کوین (گارنت) و این گروه بودند که به آنها نگاه میکردند و میخواستند مثل آنها باشند. کوبی الفبای بازی در لیگ را به ما یاد داد.

من میخواستم دقیقا مثل او باشم. مسلما الگوی همه جردن بود اما او از ما دور بود و کوبی کسی بود که من همیشه دلم میخواست مثل او باشم و مثل او بازی کنم. او به من یاد داد که مبارز باشم و من را به سطح بالاتری برد. او به من یاد داد مبارزه چیست و همینطور به من یاد داد که هرگز تسلیم نشوم. درسی که من از کوبی گرفتم این بود که ممکنه است بازی را ببازی اما باید در هر مبارزه پیروز باشی. من این درسها را با نگاه کردن به او و مسابقه دادن مقابلش یاد گرفتم. خیلیها دوست داشتند شما دو نفر را در فینال NBA مقابل هم ببینند اما انگار این اتفاق هرگز نخواهد افتاد. سال 2009 این شانس وجود داشت که در فینال مقابل هم بازی کنیم. او میخواست این اتفاق بیفتد، من هم میخواستم این اتفاق بیفتد اما نشد؛ واقعا از این اتفاق متنفرم. در تیم ملی کنار او هم بازی کردهای. کمی درباره این تجربه بگو. سال 2008 و همینطور سال 2012 بالاخره با او همتیمی شدم و کارش را از نزدیک دیدم. از نزدیک دیدم چطور هر روز به جزئیات توجه میکند. او کسی بود که همیشه میخواست تمرین کند. همتیمی شدن با او برای من اتفاق احساسی بود چون کسی بود که همیشه به او نگاه میکردم و احترام فوقالعادهای نه فقط به عنوان یک رقیب بلکه به عنوان یک دوست برایش قائلم.

میتوانم یک ساعت درباره او صحبت کنم چون خاطرات زیادی از کوبی دارم. من مسابقهای که او در آن 81 امتیاز به دست آورد را به یاد دارم؛ بازی که در سه کوارتر 63 امتیاز آورد؛ شوت ثانیههای پایانیاش مقابل فینیکس (بازی هفتم فینال کنفرانس غرب در سال 2009 که لیکرز به شوت ثانیههای پایانی کوبی برنده و قهرمان کنفرانس شد) و خیلی خاطرات دیگر از او دارم. من خوش شانس بودم که او همیشه در کنفرانس غرب بازی کرد و من همیشه در کنفرانس شرق بودم چون میتوانستم بعد از تمام شدن بازیهایم به خانه بروم و بازی او را از تلویزیون تماشا کنم. تا امروز همیشه بعد از مسابقه برای تماشای بازی او به خانه میرفتم. مهمترین چیزی که در این سالها از کوبی یاد گرفتهای چه چیزی بوده؟ او کسی بود که میدانست همیشه باید در سالن تمرین باشد. به خاطر اینکه میدانستم او هر روز به سالن تمرین میرود، من هم هر روز به سالن تمرین میرفتم. همیشه میدانستم که او در حال پیشرفت است و با خودم میگفتم اگر یک روز تمرین نکنم او از من فاصله خواهد گرفت. همیشه از او به عنوان انگیزه استفاده میکردم و با خودم میگفتم نمیتوانی یک روز تمرین را تعطیل کنی. فکر میکنم داخل زمین این مهمترین چیزی باشد که درباره کوبی دلتنگ آن خواهم شد. بعضیها معتقدند رسانهها بعد از اعلام خبر خداحافظی کوبی، احترامی که او شایسته آن بود برایش قائل نشدهاند. تو هم چنین حسی داری؟ من او را یکی از نترسترین حریفان همه تاریخ میدانم. 5 با قهرمان NBA، دو بار MVP فینال، 17 بار حضور در مسابقه آلاستارز و فکر میکنم رسانهها او را به خوبی معرفی کردهاند. من اینطور که رسانهها سعی در کوچک کردن او داشتهاند نمیبینم چون او بازیکن بزرگی است، من و شما (رسانهها) این را میدانیم. در دو بازی آخر مقابل لیکرز بازی خواهید کرد که ممکن است آخرین بازیهای کوبی در NBA باشد. فکر میکنم احساسی و جالب باشد. او میخواهد برنده شود و قطعا من هم میخواهم برنده شوم اما آن مسابقه بزرگتر و از برد و باخت خواهد بود. اینکه دو بازی آخر مقابل او بازی میکنیم جالب است و اینکه شانس دیدن او را دارم خوب. اینکه سال دیگر لیکرز را میبینم اما کوبی لباس آنها را نمیپوشد با عقل جور نیست. 20 سال؛ 13 سال از دوران حرفهای من او اینجا بوده. تقریبا نصف عمرم کوبی را در لباس لیکرز دیدهام و اینکه او نباشد برایم عجیب و غریب است. همیشه بازی کردن مقابل یا در کنار یک اسطوره جذاب است.

به یادماندنیترین خاطرهای که از کوبی داری چیست؟ بازی فینال المپیک مقابل اسپانیا، به یادماندنیترین بازی من از اوست. بازی خیلی سخت و نزدیکی بود. رودی فرناندز یک شوت خیلی مهم را برای اسپانیا در لحظات پایانی گل کرد. آنها در نقشه زون خوب بودند و ما نیاز داشتیم حتما امتیاز بگیریم. من توپ را در سمت چپ به کوبی دادم و او یک شوت سه امتیازی باورنکردنی زد. بازیکن اسپانیا روی او خطا کرد و ما با 4 امتیازی که کوبی گرفت شرایط خوبی پیدا کردیم. یکی دیگر از جاهایی که فهمیدم او در سطح بالاتری از بقیه بازی میکند زمانی بود که در مرحله گروهی همان مسابقات دوباره مقابل اسپانیا بازی کردیم. آن زمان پائو گسول همتیمی او در لیکرز بود اما کوبی مستقیم به سمت او رفت و با او درگیر شد. آنجا فهمیدم که او فقط به بردن فکر میکند و به جز مسابقه همه چیز را فراموش میکند. او واقعا فراموش کرده بود که سه هفته دیگر پائو را در تمرین لیکرز میبیند و این برای من خیلی جذاب بود چون فهمیدم او برای برنده شدن هرکاری میکند.



