بدون شک حمایت هواداران چلسی از مردی که حتی روزگار تلخش هم خاص تر از دیگران است حاصل یک احساس زودگذر،خام و توخالی نیست بلکه نشات گرفته از یک آگاهی و شعور عمیق در قلب و ذهن آدم هاییست که عشق را با تمام وجود درک میکنند.... سکوهای استمفورد بریج نقطه آغازی بر یک انقلاب است.....یک فریاد بلند است ....حالا همه روی سکوها فریاد می زنند: او یکی از ماست.... چه برنده باشد چه بازنده... حالا سکوهای استمفورد بریج محل رقم زدن احساسی ترین لحظات برای مردیست که پرشورترین و بی نظیرترین دقایق عمرش را با آبیهای لندنی به اشتراک گذاشته و لحظاتی ناب و احساسی را برای همین هوادار به ارمغان آورده است . روزگار سختیست...روزگار امتحان عاشقیست....امتحان برای سکوها.... امتحان برای آقای میلیاردر.... امتحان برای آقای خاص وامتحان برای رسانه ها.....معلوم نیست این هوادار تا کجا فریاد مورینیو مورینیو سر می دهد....بدترین سناریو برای چلسی این فصل سقوط به دسته پایین تر است.چیزی که بیشتر به یک شوخی شبیه است...اما آیا هوادار چلسی حاضراست با آقای خاص به دسته پایین تر برود؟!!!....مسلم است که چنین توهمی هرگز در ذهن هیچ هواداری شکل نخواهد گرفت چون هوادار در قلبش ایمان دارد ....به آینده خوشبین است و امیدوار....ندایی درون قلبش می گوید: او همه چیز را روبراه خواهد کرد....حتی می توانی این فریاد بی صدا را درون ذهن دشمنان مو و چلسی هم بشنوی....او مرد روزهای سخت است...او هر کاری که اراده کند را به سرانجام می رساند...او همه چیز را روبراه خواهد کرد.... اکنون همه بر سر دوراهی قرار گرفته اند.....مردی که نمی داند برود یا بماند.....هواداری که حمایت کند یا نکند ....رئیسی که مردد است اخراج کند یا نکند.....و بعضی ها که آتش بیار معرکه بشوند یا نشوند....چه وضعیت خاصی..... آقای خاص: زمانی که حمایت های هواداران را دید و شنید چه افکاری در ذهن مرد پرتغالی شکل گرفت....این که این هوادار تا کجا پای من خواهد ایستاد....این که بر سر این دو راهی، راه ما از هم جدا خواهد شد یا نه...... شاید هوادار خاص چلسی حاضر باشد با ژوزه تا ته جهنم هم برود اما....شاید این امتحان آقای خاص است....با رفتار و گفتار و احساسش، عشقش را صادقانه به سکوها اثبات کرد و آن ها نیز متقابلا پاسخ این عشق را با احساسات ناب و حمایت های بی دریغشان دادند...حالا دوباره توپ در زمین مورینیوست....شاید مجبور به گرفتن تصمیمی علی رغم میل باطنیش شود...شاید تصمیمی برای جدایی دوباره..... اقای میلیاردر: آقای میلیاردر هم تردید دارد....یک بار طعم اخراج او را چشیده است....شاید هم منتظر چراغ سبزیست که روی سکوها روشن شود....شاید منتظر است تا صبر هواداران لبریز شود و نا امیدی در چشمانشان انعکاس یابد....آیا او هم می تواند پا به پای هواداران، پای مرد پرتغالی بایستد...ضررهای میلیونی را چه کند؟!!!.... بعید است که او عاشق چشم و ابروی آقای خاص باشد... هوادار: نه می تواند روزگار سخت تیم مورد علاقه اش را ببیند و نه تاب دیدن روزهای تلخ مردی که قلبش برای چلسی می تپد را دارد....نه می تواند خودش را راضی کند که با اعتراضش دل مرد محبوبش را برنجاند و پشتش را خالی کند و نه می تواند آینده باشگاهش را در خطر ببیند.... الان فرصتیست تا در تاریخ جاودانه شوند.....شاید چندین سال بعد آیندگان در مورد مردمانی حرف بزنند که همه معادلات منطقی و عقلانی را بر هم زدند و بالاترین قیمت ممکن را برای اثبات حق شناسی و قدردانیشان پرداختند...هوادارانی که از نتیجه گذشتند، از جام گذشتند، سرزنش و تحقیر و توهین را به جان خریدند اما با سری بالا و سرافرازانه فریاد غرور سر دادند....آبرویی برای خود خریدند که قیمتی برای آن نمی توان نهاد و این گونه خاص بودن خود را به رخ خیلی های دیگر کشیدند ..... حالا نبض فوتبال روی سکوهای آبی تر از همیشه استمفورد می زند و پالس های جدیدی را به دنیا مخابره می کند.....چنین پیامی در دنیای مدرن و ماشینی امروز چیز غریبیست....پیامی پر از احساس و از خود گذشتگی در دنیای منطق و منفعت طلبی ....پیام آغاز یک انقلاب: ما می توانیم به خاطر یکی از خودمان از همه چیزمان بگذریم....ما تا آخر پای او خواهیم ایستاد.... هوادار،حالا زمان عاشقیست.... با ژوزه تا قعر جهنم هم بمان که این افتخار فراتر از هزاران جام تا ابد در تاریخ جاودانه خواهد ماند.... خدایا چه میشود اگر این شروع تلخ، پایانی رویایی را به دنبال داشته باشد و ققنوس از خاکستر خود دوباره جان بگیرد.....میشود اگر تو بخواهی....ما به تو ایمان داریم و خوش بین هستیم پس پایانی زیبا و حماسی را برای ما رقم بزن....