اخرین مسافر دنیا کجایی ... در کوچه پس کوچه های خلوت این شهر، چراغ ها سالهاست چشمک میزنند، بهار آمد، باران آمد، اما او ... بیا ... نه برای ما، برای سرمای زمستان، با کتانی های پاره ... . . . .