طرفداری - 

 

1 - مکس آلگری بهترین سرمربی جهان فوتبال طی یک سال گذشته است. نه تنها یک سال گذشته، بلکه طی یک سال و نیم گذشته. کوچک ترین شک و تردیدی در این زمینه وجود ندارد. این مسئله نه سلیقه شخصی است و نه مربوط به تعصبات رنگی می شود. با یک دو دو تا چهار تا خیلی راحت می شود به این مسئله دست پیدا کرد. صرفا کافی است اهل فوتبال باشید، آن را جدی دنبال کنید و کمی هم به مطالعه بپردازید. مکس آلگری طی یک سال و نیم گذشته مجموعه ای از تصمیمات خیره کننده تاکتیکی و بازی های تاکتیکی به یاد ماندنی را خلق کرده است و در این اواخر استادانه توانسته «مدیریت بحران» را نیز به عنوان یک سرمربی به منصه ظهور برساند. مکس آلگری بهترین بوده است. این جمله نه شوخی است و نه سلیقه ای.کمی، فقط و تنها فقط کمی به مطالعه برای پی بردن به این جمله نیاز است. 2 - به محض انتخاب آلگری به عنوان سرمربی یوونتوس، کارشناسان و تاکتیک نویسان فوتبال ایتالیا خبر از تغییر سیستم 2-5-3 مورد علاقه آنتونیو کونته دادند. آلگری پیش از این در میلان بارها ارادت خود را به سیستم 2-1-3-4 نشان داده بود و به نظر می رسید او همین رویه را از ابتدا در یوونتوس نیز در پیش گیرد تا تیمی شبیه به فلسفه خود خلق کند. با این حال با شروع رقابت های سری آ، دقیقا خلاف این مسئله در زمین مسابقه به نمایش در آمد. آلگری ترجیح داد تا تغییرات را در یوونتوس به شکلی پیوسته و آرام به وجود آورد. همین شد که یوونتوس تا هفته یازدهم رقابت های سری آ با همان 2-5-3 معروف کونته به میدان رفت. اولین باری که آلگری 2-1-3-4 معروفش را در یوونتوس پیاده کرد، مربوط به دیدار برگشت مقابل المپیاکوس در لیگ قهرمانان اروپا می شد. او این تغییر را در سری آ نیز در هفته یازدهم مقابل پارما به وجود آورد. عبور یوونتوس از 2-5-3 و رو آوردن به 2-1-3-4، پروسه ای بود که آلگری استادانه ترجیح داد آن را پیوسته در تیم به وجود آورد. نتیجه این تصمیم نیز به خوبی از عملکرد یوونتوس تا هفته یازدهم و همچنین از هفته یازدهم به بعد مشخص است. 3 - هر چند قطع وابستگی کامل از «مایسترو» امری محال برای هر تیمی محسوب می شود، اما آلگری توانست در فصل گذشته تا حد امکان این وابستگی را کمتر و کمتر کند. همواره دوران یووه پس از پیرلو، یکی از مهم ترین چالش های بیانکونری عنوان می شده است. چالشی که آلگری توانست به خوبی یووه را در فصل گذشته برای آن آماده کند. پیرلو فصل گذشته تنها 20 بار در سری آ برای یوونتوس به میدان رفت و تقریبا در نیمی از بازی های این تیم  به علت های گوناگون غیبت داشت. آلگری با تعریف کردن وظایف آندره آ پیرلو به عنوان یک بازیساز عقب زمین(Deep - lying playmaker) برای کلودیو مارکیزیو توانست تا حد قابل توجهی جانشین مناسبی برای پیرلو پیدا کند. یوونتوس فصل گذشته در 18 بازی بدون پیرلو توانست 14 پیروزی کسب کند که تصور این مسئله تا پیش از این، کمی دشوار به نظر می رسید. 4 - آلگری علی الخصوص در لیگ قهرمانان اروپا با تعریف کردن پلن بی استادانه توانست در بازی های مهم و پر فشار با تغییر سیستم، ابتکار عمل را در دست داشته باشد. پلن بی آلگری در بازی های پر فشار سوییچ کردن از سیستم 2-1-3-4 به 2-5-3 برای تمرکز بیشتر در خط دفاعی بود. در این حالت عموما بارزالی وارد میدان می شد تا در کنار کیلینی و بونوچی، BBC از نوع دفاعی تشکیل دهد. آلگری با همین تاکتیک در دو بازی رفت و برگشت مقابل رئال توانست بخش قابل توجهی از دقایق پر فشار پایانی را کنترل کند. آلگری در مونت کارلو مقابل موناکو نیز با همین روش توانست 90 دقیقه تاکتیکی را خلق کند تا تیمش را کسب یک تساوی بدون گل راهی نیمه نهایی شود. 5 - حرکت ناگهانی و صد البته محیر العقول مجموعه مدیریتی یوونتوس در خروج همزمان سه رکن، پایه و ستاره اصلی تیم اتفاقی قابل پیش بینی را در فرم حرکتی یوونتوس در فصل جاری ایجاد کرد: از دست دادن بازی های ابتدای فصل. با این حال آلگری علی رغم آنچه پیش از این تصور می شد، نشان داد با خونسردی و آرامش کارلتویی اش می تواند مدیریت بحران خوبی را نیز به عنوان یک سرمربی روی مجموعه تحت نظارتش داشته باشد. اوضاع در یوونتوس استادیوم به قدری بحرانی شده بود که جی جی مجبور شد با هواداران برای آرام کردن آن ها در انتهای چند بازی به صحبت بپردازد. مکس اما آرام و خونسرد بود و بدون توجه به انتقادات، کار خود و تصمیمات تاکتیکی خود را اتخاذ می کرد. جا افتادن رفته رفته امثال دیبالا، کوادرادو و ساندرو در تیم تعادل را به یوونتوس بازگرداند و اکنون اختلاف دو رقمی شده در صدر جدول، به 6 امتیازی تنزل پیدا کرده، که هر لحظه امکان کمتر شدن آن نیز وجود دارد. 6 - پپ گواردیولا، سمپائولی و انریکه سه مربی برتری هستند که از دید بالون دور باید با هم برای کسب عنوان بهترین مربی سال رقابت کنند. خیلی راحت اما نبودن مکس این لیست و این رقابت را از درجه اعتبار ساقط می کند. اینکه مثلا چرا پپ گواردیولا با رقم زدن یکی از ضعیف ترین فصل های فوتبالی کارنامه خودش در این لیست قرار گرفته و مکس خیر، سوالی است که البته برای مراسم بالون دور طی چند سال اخیر طبیعی بوده است. مکس چهره فتوژنیکی ندارد، ساده است، خبرنگار زیاد اطرافش پرسه نمی زند و از همه مهم تر، هیچ - دقت کنید هیچ ادعایی هم ندارد.پارامترهایی که مثلا پپ گواردیولا همه آن ها را یک جا در خود جای داده است. با این حال تفاوتی در اصل ماجرا ایجاد نمی شود. هر چند چشم های ما بار دیگر با این عدم انتخاب عجیب و غریب خیره شده است، اما این خیره شدن چشم ها، در این سال ها امری کاملا طبیعی بوده است.