پایانی تلخ بر حضور آقای خاص در استمفورد بریج
انگار همین دیروز بود ؛ "من آقای خاص فوتبال هستم" اولین جمله ی ژوزه مورینیو در چلسی !
ژوزه مورینیو مرد گشاده رویی که با اعتماد به نفس تمام پای به میدان رقابت با بزرگان گذاشت . سر الکس فرگوسن، آرسن ونگر و.... .
جوان ولی مدعی ! با همان پالتوی دوست داشتنی، دفترچه ای که همراه همیشگی اش بود ...
اما این ها تنها چیزهایی نبودند که در کنار او به چشم میخوردند .
روی فاریا دوست با وفای او . تیمی سرشار از عشق و تعصب . سر فرانک لمپارد ؛ در ظاهر نوجوانی بی ادعا ولی در باطن سلحشوری ورزیده !
جان تری؛ رهبری غمگین ! چشمان نافذش مارا مجذوب خود میکنند...بیشتر خیره میشویم؛ غم عجیبی در چشمان او پیداست ... غمی که از عشق سرچشمه میگیرد ...
در همان حوالی ؛ جوانی دیگر ! با ابهت به نظر می رسد. قد بلند؛ با دست هایی کشیده . کلاهی بر سر . پتر چک ! مهاجمان حتی اسم او را نشنیده اند ولی از رویارویی با چشمان او نیز هراس دارند !
به سوی مقابل نگاه میکنیم . یک آفریقایی دوست داشتنی .موهایی بلند... درشت هیکل ، سینه ای ستبر . به نظر سختی های دوران کودکی اش همچنان گریبان گیر اوست ....
مورینیو در حالی که تبسمی بر لب داشت؛ مغرورانه در کنار زمین ایستاده بود.
شروع طوفانی در لیگ جزیره.... و مورینیوی قدرتمند .... هفته ها میگذرد اما همچنان طوفان پابرجاست ... نه! گویی این جوان پرتغالی دست بردار نیست ....تیم ها یک به یک از لبه ی تیغ میگذرند ... مالک روسی بر روی سکو ها هر روز خوشحال تر از دیروز ...
مورینیو و فانتزی بازگشت به خانه.... این بار در مقابل بارسلونا ... فرانک رایکارد در کنار نسل جدید .... شاعر فوتبال... پویول ... ژاوی... اینیستا .... حماسه ای در لندن ... اوه نه ! این پرتغالی دست بردار نیست ... بارسایی ها در حسرت از دست دادن مغز متفکر فوتبال ..
ژرمن ها قربانی جدید خوزه ... نسل طلایی..... اولی کان ... روی ماکای ... بالاک.... بازی در خاک لندن ...خاکی که برای ژرمن ها بوی نفرت می دهد ...اما تلاش آن ها نیز بی ثمر تر از بارسلونا .... مونیخی ها در لندن با چمپیونز لیگ خداحافظی میکنند ... و طوفان خوزه مورینیو و چلسی همچنان قربانی میکند !
مورینیو جام ها را درو میکند .... فصل دوم قدرتمندتر از گذشته .... عشق مورینیو و چلسی فوتبال اروپا را به آتش میکشد ...
حال مورینیو خوشبخت تر از همیشه است . او جان تری، لمپارد، چک و دروگبا را در کنار خود دارد ...
سندروم فصل سوم مورینیو !
خوزه در کمال ناباوری برکنار میشود . او می رود در شبی که اشک های دروگبا جاری تر از همیشه است ... خوزه می رود اما عشق او به چلسی در قلبش پابرجاست ... چلسی نیز همچنان مورینیو را می پرستد ... اما چاره ای جز جدایی وجود ندارد !
گذر سال ها ....
مرد پرتغالی این بار با ظاهری جدید به لندن باز میگردد . او این بار پیرتر از گذشته است .... چهره اش با وجود موهایی جو گندمی که یادگار گذشته ای دور بود هنوز زیبایی و جوانی را یدک میکشید و در حالی که باد مو هایش را میرقصاند؛ آماده میشود تا به جدایی پایان دهد.......میلیون ها دوربین او را نظاره میکنند. "من آقای خوشحالِ فوتبال هستم" شروعی دوباره بر عشق بی پایان ژوزه مورینیو ... فریاد های "ژوزه مورینیو ژوزه مورینیو ژوزه مورینیو" این بار بیش از گذشته در استمفورد بریج به گوش می رسد...
باز هم مورینیو و باز هم پیروزی ... باز هم مورینیو و باز هم قدرت .... این بار پیرمرد پرتغالی بیشتر از هر زمان دیگری لرزه بر اندام بزرگان می اندازد ...
طوفان خوزه بار دیگر بر پا میشود .. اما دیگر مانند گذشته نیست ... همه چیز تغییر کرده است ... سوپر فرانک لمپارد، پسر استمفورد بریج ، با ژوزه وداع میکند .... حتی کچل دوست داشتنی که از تفکرات ونگر به ژوزه پناه آورده بود نیز او را ترک میکند ...او این بار تنها است ....
ژوزه دستی به موهای جو گندمی اش کشید ، جامه ی خرمایی رنگش را به عقب داد آرام روی صندلی نشست ناگهان صدایی رشته افکارش را پاره کرد.... هی ژوزه ! حواست هست ؟ ده سال گذشته.... او همچنان درگیر عشق گذشته است ...
مورینیو بار دیگر انقلابی بر پا میکند... جام ها دوباره می آیند.... آیا باز هم داستان عشق ژوزه و چلسی ؟ .... اینطور به نظر میرسد ....
ولی دیگر زمان گذشته است ... هیچ چیز مانند سابق نیست .. پتر چک نیز تیر آخر را بر قلب او وارد میکند ... دیگر پای عشقی در میان نیست خوزه ! .... تعصب از یاد ها رفته ... پرتغالی مغرور بی تفاوتی نشان میدهد .... خم به ابرو نمی آورد .. او این بار تنها تر از همیشه است . زمان میگذرد و میگذرد ... خیانت یا جدایی ؟ .... مسئله این نیست ... مسئله این است که دیگر پای عشقی در میان نیست ...
عشق ژوزه و چلسی به پایان رسیده . دیگر از سکوهای استمفورد بریج فریاد" ژوزه مورینیو ژوزه مورینیو ژوزه مورینیو" به گوش نمی رسد . دیگر کسی برای رفتن او گریه نمیکند . دیگر پای تعصبی در میان نیست . دیگر بوی عشق به مشام نمیرسد ...ژوزه برو ! دیگر عشقی در میان نیست ؛ برو ! .... باز هم جدایی....
ژوزه می رود و می رود ...
این بار تنها تر از همیشه ...
و عشق چلسی و مورینیو به پایان میرسد ... پایانی تلخ ...