این کار برای ویژگی های دراماتیک فیلم نیاز است. مثلا هان سولو را بدون چواکا در نظر بگیرید(یکی‌ از کاراکتر‌های Star Wars و سگش). بدون سگش او بسیار آدم عجیب و قریب و به قول معروف "دیوانه"‌ای است. به اضافه آن ما کمی‌ هم نیاز داریم قبل از دیدن صحنه‌های اکشن استراحت کنیم. این هفته مشخص شد که گواردیولا خواهد رفت. آنچنان شگفت آور نیست. شنیده می‌‌شد بایرن دنبال مربی‌ ریلکس تری که آنچنان کنار زمین خنده دار نباشد می‌‌گردد و وقتی‌ شما از چنین شخصی‌ حرف می‌‌زنید یعنی‌ باید از مورینیو متواضع تر باشد و از سانچز فلورس هم خوش برخورد تر.

با این حال کمی‌ عجیب است. نمی‌‌شود با تمام جام‌ها حس شکست در این کار را حس نکرد. حتی برای گواردیولا هم عجیب است آن هم پس از آنکه او تقریبا تنها کمی‌ کمتر از مربی‌ قبلی جام آورده است. با این حال این قضیه به روحیه پپ بر می‌‌گردد که می‌‌خواهد نه تنها ببرد، که خوب و بدون حرف و حدیث ببرد. شاید او با این تیم پاسور قهرمان اروپا شود و شاید هم نشود اما بهتر است اگر می‌‌برد با روش خود ببرد و ثابت کند که روش مالکیت توپ با همه انتقاد‌ها می‌‌تواند ببرد و جامه‌ها را بدرد.

قهرمان و سگش در Star Wars

با توجه به این نکته، کلید اصلی‌ بایرن پپ، تیاگو آلکانتارا است. جواهر آکادمی بارسلونا و اولین خرید پپ در سال ۲۰۱۳. تیاگو این هفته ۲۰ دقیقه در جام حذفی بازی کرد که تازه از یک مصدومیت دیگر برگشته بود. مثل همیشه عالی‌ بود و چهره شاخصی که حالا در انتهای قرارداد سه‌ ساله خود است. ایده بردن در چنین سطحی به جزئیات فوتبال بستگی دارد. اما تیاگو آن سگی است که هم نیت خیر پپ را نشان می‌‌دهد و هم عصبانیت پنهان او را.

تیاگو - پپ، پپ - تیاگو؛ این به خودی خود یک داستان عاشقانه فوتبالی است. تیاگو این هفته گفت که چرا در آخرین لحظه به یونایتد نرفت و گفت که به خاطر عشق به پپ از رفتن به انگلیس منصرف شد. پپ هم در اوایل آمدنش جمله معروف Thiago order nichts را گفت (تیاگو تنها بازیکنی است که دوست دارم بخرم).

او نگفت Messi oder nichts یا Iniesta oder nichts. تیاگو اینجا نشانی‌ از آن ایده ساختن یک تیم رویایی بود. ایده عشق به توپ، جمع گرایی و ایده "هر کس بتواند پاس بدهد برنده است وگرنه او بازنده ای بیش نیست".

به اضافه اینکه تیاگو واقعا بازیکن فوق العاده‌ای است. او توانایی‌ ذاتی گرفتن و دادن توپ را دارد و به نظر نسخه برزیلی پل اسکولز است که از پر قو ساخته شده است. او در ۲۴ سالگی تنها ۱۱۵ بازی را از ابتدا انجام داده است اما ۲۰ جام گرفته است. یعنی‌ هر ۶ بازی که او از ابتدا در ترکیب بوده، یک جام گرفته است. 

اینجا نقطه ضعف اصلی‌ تیاگو است که او به اندازه کافی‌ بازی نکرده است. او در فصل اول ۱۸ بازی از اول، در فصل دوم ۷ بازی و امسال ۱۳ بازی را فیکس بوده. با این حال باز هم او جایی‌ در جهان‌های موازی تیاگو ثابت کرده است که در بایرن پپ او چیز دیگری است. اگر او موفق‌ترین ماشین نباشد، یکی‌ از دنده های اصلی‌ ماشین است. یک جنس متفاوت با حسی کوچک اما حیاتی برای پپ. 

پس از مصدومیت در سه‌ ماه اول حضورش در آلمان، او به عنوان جانشین در بازی با دورتمند به میدان آمد و صدا‌های پپ به گوش می‌‌رسید:

" تیاگو، تیاگو، تو رو خدا توپ را از دست نده. از دست نده. کنترل کن. کنترل کن. کنترل. خیلی‌ کنترل کن. کنترل، کنترل. تو رو خدا هیچ ریسکی‌ نکن".

در آن لحظه بود که بایرن پرواز کرد. آنها ۱۸ بازی از ۱۹ بازی آینده را بردند که بهترین دوران تیاگو در بایرن بود. جایی‌ که او خیلی‌ زیبا و روان بازی می‌‌کرد و رکورد ۱۸۵ بار لمس توپ در ۹۰ دقیقه را به جا گذاشت. او در ماه مارس دوباره مصدوم شد و پس از آن در ۱۰ بازی بدی بایرن تنها ۴ بار پیروز شد. همچنین آنها به رئال مادرید هم باختند.

پیام تیاگو مشخص بوده است. مقابل آرسنال در مونیخ او غیر قابل کنترل بود. یک هفته بعد او مقابل انگلیس چنان جک ویلشر را تحت تاثیر قرار داد که انگاری استیو جابز تیاگو را طراحی کرده است. در آنجا او باز هم یک ماه دیگر مصدوم شد. 

بایرن این فصل اما بدون توجه به حضور یا غیبت او عالی‌ بوده است. شاید آنها قهرمان چمپیونزلیگی شوند که همیشه خواسته اند. مهم نیست که راه بعد از آن چه می‌‌شود و آیا پپ به سیتی می‌‌رود یا نه. با این حال به نظر می‌‌رسد تیاگو هم در همان مسیر خواهد بود. برای داستان "گواردیولای تیاگو" زمان یعنی‌ همین الان. یک دوران بی‌ انتها که اگر سگ مهربان او که همان اصول اوست و نشانه‌ای از شخصیت و باور‌های او، خوب بازی کند، احتمالا نقش به بسزایی در این پیروزی خواهد داشت.