اخراج مورینیو یکی از عجیب ترین اتفاقات تاریخ باشگاه چلسی می باشد. پس کجا بود تعریف بازیکنان در اوایل فصل و فصل قبل؟چطور با چنین موفقیتهای فصول قبل می توان تیم را به این وضعیت و رتبه رساند؟بله همانطور که همه شاهد بودند اکثر هواداران چلسی از اخراج مربی محبوبشان ناراحت بودن و حتی حاضر بودن بازیکنان که به قول خودشان خائن بودند اخراج شوند و مربی همیشه محبوب استمفوربریچ بماند؟اما آیا با اخراج بازیکنان تیم از نظر فنی وضعیت بحرانی تری به نسبت اخراج مربی پیدا نمی کند؟شاید برای همین بود که ژوزه بدون هیچ صحبت خاصی باشگاه محبوب خود را ترک کرد،او چه درست و چه غلط معتقد بود که بازیکنانش به او خیانت کردند اما بدون هیچ حرف و جنجال سازی رفت تا وضعیت باشگاه از این بحرانی تر نشود.وحالا باید نگاهی به وضعیت منچستربعد از رفتن فرگوسن کرد:وقتی شما می خواهید جانشین شخصی مثل فرگوسن با آن افتخارات و ماندگاری طولانی شد ،دل شیر می خواهد مطمئنن هواداران بدون نگاه و درک دوره ی نقاهت رفتن مربی از شما امتیاز،بازی زیباو فتح حداکثر تورنمنت ها را می خواهند و این خود فشار بسیار زیادی به مربی جدید وارد می کند ودر کنار فشار های دیگر مانند:عادت کردن به جو رختکن،عادت کردن بازیکنان به شما، کنار آمدن با بازیکنان اسطوره که می تواننددر همان اوایل باعث اخراج شما شوند و......، و تمامی این موارد را می توان از دلایل ناکامی منچستر بعد رفتن فرگوسن دانست.بله داشتن یک مربی برای مدت طولانی در کنار کسب جامهای بسیار خود یک افتخار است و باشگاه شما را به یک باشگاه خاص تبدیل می کند اما چنین مشکلاتی نیز پذیرفت،هرچند که مدیریت بد نیز نمی توان بی تاثییر شود.و شاید آبراموویچ بتوانند در این وضعیت را به بهترین روش ممکن مدریت راکند،مثل الان که گاس هدینگ را آورده که در چلسی موفق بوده و می تواند نظر هواداران عصبانی را عوض کند و چه بسا برای ادامه فصل بتواند سهمیه اروپا را برای چلسی به ارمغان بیاورد هر چند که حداقل روی کاغذ کمی غیر ممکن به نظر می آید.(برای درک بهتر به مقاله علت مشکل منچستر بعد از فرگوسن. http:// www.tarafdari.com/node/422603 بالاخره یک روز هم دوری پایان مورینیو به پایان می رسید و چه بهتر که به خوزه ی محبوب وابسته نباشید. و این دو دلیل برای اینکه به نیمه ی پر لیوان نگاه کرد.