طرفداری- باورش هم سخت است مجموعه ای که در فرآیند تکامل فوتبالی مان، فوتبال را با آن شناختیم به فاصله کم تر از چند سال به حال و روزی بیفتد که گاه حتی پیش از شروع فصل شمردن جوجه ها در انتهای فصل را بی فایده سازد، قهرمانی های تکراری یووه در سال های قبل و قهرمانی های تکراری تر اینتر در سال های قبل تر محصول هر چه بود آنی نبود که دوست داشته باشیم ببینیم، حداقل در ساحت سری آ، علی القاعده رفت و آمد در سرزمینی که بر سر هر هفت تپه گرگی نشسته در پی طعمه، نباید آن قدرها هم ساده باشد،مگر می شود سرزمینی که پایه های قدرت پادشاه آن قدر چوبین بود که کاربری حمام های اش پیش از نظافت، طراحی دسیسیه برای به زیرکشیدن قدرت بود، روزی تا این حد بی ثمر، تکراری و قابل پیش بینی باشد. نه یقینا نه! تاریخ اما هم صدا با پینک فلوید می گوید: "آتش فشان ها در ایتالیا خیلی اهل سکوت نبودند!" حالا دوباره توی استادیوم ها و روی سکوها بوی گوگرد می آید.
آن موقع ها که پخش زنده طرفداری و تماشای آنلاین و خبردار شدن از ترکیب یازده نفره قبل از شروع بازی و فلانی با فلان کس ریخته رو همی در کار نبود و از قضا عمده ما هم پسر بچه های هشت نه ساله. سهم ما از فوتبال همان شبکه سه وطنی بود که باریدن بارانی آن را از ما می گرفت و نوع خوش خیم اش ما را با حیاط و چرخاندن آنتی بد بدن رها می کرد، چشم امیدمان هم ناچارا همان خطی بود که وسط پلیس جوان یک هویی از آن زیر می آمد و می نوشت"پخش زنده: یوونتوس – اینتر ساعت 23:15" البته کمی آن طرف تر بارسلونا هم با لوانته بازی داشت ولی عجالتا انتخاب ها کمی عقلانی تر بود. عقلانی؟ بیا و توضیح بده که خیلی قبل تر از تقلیل معنای جامع فوتبال به این دوتایی لعنتی، بولونیا مرکز حفظ و اشاعه ارزش های بودیسم بود و برلیان فوتبال پرتغال پرده های جدیدی روی هنر رنسانس فلورانس کشیده بود، بیا وتوضیح بده که به جای یک ال کلاسیکو در فصل، ده "ال فلان چی چیو" داشتیم یکی از یکی زیبا تر، بیا و توضیح بده که قبل از این خزان لعنتی ما هم بهاری داشتیم و ...!

به نظر اما فوبوس کم کم در حال آب کردن یخ بندان هیجان است. فقط 4 امتیاز! 4 امتیاز بین تیم اول و پنجم، این خلاصه وضعیتِ پیش از کریسمسِ سری آ یی است که در کنار لیگ برتر تنور رقابت های اروپایی را داغ نگه داشته اند آن هم در حالی که آلمان و فرانسه با همان همیشگی معروف شان تکلیف شان روشن است و شرایط اسپانیا هم با وجود رافا از وضوح نسبی برخوردار. اینتر دیوانه به منطقی ترین شکل ممکن در حال ذخیره سازی امتیازات است، فیورنتینا با پائولو سوسا ترنمی دل چسب تر از فادوی پرتغالی دارد، ناپولی ساری با هیگواین و همسیک ارائه گر فوتبالی مدرن و زیبا شده، یووه با پوگبا ودیبالا در حال اوج گیری است و وای که چه قدر این آخری خوب است و رم حتی علی رغم اشتباهات گاه و بیگاه رودی هم چنان دارای علائم حیاتی.
نمایش های سری آ تا این جای فصل یقینا به زیبایی روزهایی که میادین شهر مزین به مجسمه بازیکنان بوده زیبا نیست ولی آن چه می بینیم جوانه زنی نهالی است که پس از سال های سربی وحشتناک اش در حال تنفسی دوباره است، می گویند ایتالیا به سرمایه گذاری نیاز دارد، چه واقعیت تلخی که زیر جرثقیل سرمایه رویاپردازی نشانی از بی آدابی است و عشق ورزی فرصتی از دست رفته، معروف است برای این که کاری به کارشان نداشته باشد، رومیان به آتیلا باج می دادند که عجالتا شمشیر معروف اش(مارس) را غلاف کند، من فکر می کنم دیگر زمان آن رسیده تا نوادگان رمی از اشتباهات شان عبرت بگیرند. ای کاش دی لورنتیس و دوستان محض رضای خدا، برای تکرار خاطرات کودکی ما هم که شده کمی دست از دندان گردی بردارند و فوق ستاره های جوان سری آ بی خیال سراب آرزوها شوند که سرزمین رویاها همان جاست، همان جا روی کوه اُلِمپ!




