شاید اون زمان که خبر از آمدن یورگن کلوپ می آمد امید هایی در دل طرفدران لیورپول به وجود آمده بود، امید هایی که با از بین رفته بودند امید هایی که با رفتن کاپیتان افسانه ای این تیم از بین رفته بود ... امیدهایی که با خرید هایی گران ولی بی مصرف از بین رفته بود... لیورپولی که براندان در فصل 2013/14 داشت دیگه چیزی از آن باقی نمانده بود از آن تیمی که در شرف قهرمانی لیگ بود و لوئیز سوارزی کفش طلای اروپا را برده بود .. رحیم استرلینگی که پسر طلایی اروپا شده بود .. و به همراه بازیکنانی خوب در همه ی پست های مختلف که بهترین بازی های خود را به نمایش میزاشتند.. و وجود بک کاپیتان عاشق به نام استیون جرارد.....
رفته رفته اوضاع این تیم بدتر شد لوئیز سوارز را با قیمتی بسیار زیاد فروختند و براندان راجرز آن پول را صرف خرید لازار مارکوویچ ، ماریو بالوتلی ، ریکی لمبرت ، دژان لوون و... کرد که هیچ کدام کارآیی لازم را نداشتند. دنیل اگر که یکی از قدیمی های این تیم بود هم رفت تا هنوز هم طرفداران لیورپول نگران اشتباهات عجیب لوورن ساخو اسکرتل و کولو توره باشند... همه ی این اشتباهات در فصل نقل و انتقالات باعث شد تیم مدعی 2013/14 ور فصل 2014/15 به زور بتواند به لیگ اروپا برود و هفته ی آخر شش گل از استوک سیتی بخورند.
در تابستان 2015 حرف از رفتن براندان راجرز بود که وقتی فهمیدند مربی خوبی در دسترس نیست راضی شدند راجرز به کارش ادامه دهند و فصل نقل انتقالات جدید را با مدیریت او شروع کنند. آغازش خوب بود و با هزینه ی کمی جیمز میلنر ، جو گومز ، آدام بوگدان و دنی اینگز را به خدمت گرفتند که کاملا منطقی و درست بود و خرید 10 ملیون پوندی کلاین هم خرید بسیار خوب به شمار می آید ولی نوبت به خرید های بزرگ که رسید مبلغ های بسیار زیادی بابت کریستن بنتکه و روبرتو فرمینیو دادند که بعد از چند بازی مشخص شد اصلا ارزش این قیمت را نداشتند.
به هر شکل که بود فصل را براندان شروع کرد و آغازش هم خوب بود با دو برد مقابل برنموث و استوک و تساوی روبرو آرسنال شروع شد.. ولی همچیز از بازی با منچستر یونایتد رقیب دیرینه به ضرر براندان شد .. باخت سه یک جلو منچستر سه صفر به وست هم و تساوی ب نورویچ ... نورویچی که هر که اسمش را میشنید یاد چهارگلی که لوئیز سوارز در یک بازی به این تیم زد میافتاد .. بعد از آن یک برد جلوی استون ویلا داشت ولی بعد از تساوی جلوی تیم همشهری (اورتون) براندان اخراج شد و یک نام از همه بیشتر به لیورپول نزدیک بود.....
بورگن کلوپ
یورگن کلوپی که دورتموند را که تیمی پر طرفدار در بوندسلیگا بود را گرفت و آنرا به اوج رساند و بازی های بسیار زیبایی را ارائه میکرد.. گفته میشد که او پبشنهاد رئال مادرید را رد کرده بود .. شرایط لیورپول بسیار شبیه بود و همه ی کوپ نشین ها امیدوار به موفقیت آن بودند ... کسانی که برای آمدن او سعی کردند مثل او لباس بپوشند.
با آمدن بورگن چیزی که از همه چیز بیشتر شده بود امیدواری بود .. بورگن مربی ای دوست داشتنی بود و ارتباطی بسیار صمیمی با بازیکنانش برقرار میکرد و عشق زیادی به که به تیمش داشت باعث میشدکه خوشحالی های عجیب غریبی داشته باشد. اولین بازی کلوپ در مقابل تاتنهام پوچنیتو بود ... بازی سختی برای شروع بود و کسی هم انتظاری از یورگن کلوپ نداشت و تیمی که رودر روی تاتنهام بازی میکرد تیم یورگن کلوپ نبود بلکه تیم راجرز در مقابل تاتنهام بازی میکرد.......
تساوی جلوی تاتنهام شروع تساوی های پی در پی یورگن کلوپ بود او در مقابل کازان و ساوتهمتون هم مساوی کرد و در بازی با ساوتهمتون میشد دید که کلوپ چه تغییری در تیم ایجاد کرد .. دوندگی بازیکنان لیورپول به طرز باورنکردنی ای زیاد شده بود.... اولین محک جدی کلوپ در مقابل چلسی بحران زده بود مورینیو به شدت به این امتیازات نیاز داشت و در اول بازی گل خوردند .. و در اینجا تفاوت اصلی کلوپ با راجرز مشخص شد .. آنها به راحتی توانستند به بازی برگردند و سه یک بازی را ببرند .. چیزی که در دوران براندان غیرممکن بود ...
در هفته ی بعد آنها به کریستال پلاس باختند ولی با برد چهار یک مقابل منچستر سیتی همه آن را فراموش کردند .. آنها سوانزی را هم بردند .. و آتش بازی یورگن کلوپ در بازی با ساوتهمتون در جام اتحادیه که با بازگشت استوریج همراه بود را شش یک بردند ............
شاید اگر به این روزها برگردیم همه ی هواداران لیورپول را خوشحال ببینیم که حتی حرف از قهرمانی امسال میزنند همه چیز برای آنها عالی بود و خوب پیش میرفت تا جایی که بد شانسی ها شروع شد استوریج به تخت همیشگی اش در بیمارستان لیورپول بازگشت و در بازی با نیوکاسل انقدر موقعیت خراب کردند که با دو گل باختند با سیون مساوی کردند ... در بازی با وست بروم ویچ کل بازی حمله کردند و رو دو کرنر گل خوردند اشتباهات عجیب مینیوله و داوری که سوپر گل آلبرتو مورنو را نپزیرفت..... و بازی با واتفورد... بازی ای که بدشانسی هم در کار نبود و انقدر بد بودند که سه گل خوردند و بک گل را هم جواب ندادند ...
چیزی که اینجا مشخص شد این بود که کلوپ به زمان و فصل نقل و انتقالات نیاز دارد و باید منتظر بود و دید میتواند لیورپولی فوقالعاده بسازد یا خیر ...
او قطعا به بک دفاع وسط شش دانگ نیاز دارد به همراه یک هافبک دفاعی و شاید هم یک دروازه بان.....
YNWA