پرده های اولدترافورد که کنار میرفت، بالاک، دروگبا و فرانکی در یک قاب وارد میشدند، نیستلروی، اسکولز و رونی در قابی دیگر ... یک جنگ واقعی در حال وقوع بود دربی بریتانیا، غوغای کریسمس را در دلهایمان آب میکرد ... وقتی سریعترین فوتبال اروپا آغاز میشد، حتی مادرهایمان در آشپزخانه سیب زمینی به دست مات بازی میشدند ... 5 - 4 شدیم را یادتان می آید؟! همین اخیرا هم بود، زمانی که که یک شوالیه روی نیمکت یونایتدها مینشت، دورانی که شیطان برای ورود به تئاتر رویاها باید از فرگی اجازه میگرفت، دوران سلطنت بر اروپا ... دوران شوا، جان، پتر، اشلی، کلودیو، مایکل و آرین ... . . . هیچکس یادش نمی آید، روزی فرگوسن و مورینیو کنار یکدیگر می ایستادن ... گویی تاریخ فوتبال بر پاهایشان سر تعظیم فرود می آورد، بهترین مربی تاریخ سه لیگ بزرگ دنیا و فرگوسنی که جزیره را به کسی نمیداد ...