1 - نمی خوام در این متن از حاشیه های سوشا بگم. کاری به سوتی هایی که در برخی از بازی هاش هم می ده ندارم. اول از همه می خوام این رو بگم که چند نفر از شما سوشا مکانی ای رو که دروازبان فیکس فولاد بود یادتون میاد ؟! چند نفر اینجا هستن که می تونن بگن سوشا تو قهرمانی فولاد در اون سال هیچ نقشی نداشت ؟ سوشا بدون شک یکی از عوامل اصلی قهرمانی فولاد در اون فصل بود. بازی های مطمئمنی که این دروازبان تو چارچوب فولاد از خودش نشون می داد، واقعا فوق العاده بود. انقدر خوب بود که علی داییِ با وجود مشکلات قبلی، اصرار به جذبش داشت و سوشا به پرسپولیس اوورد. عملکرد سوشا در فولاد در حد و اندازه های گلر اول پرسپولیس شدن بود. عملکردی که نشون می داد سوشا از لحاظ فنی دروازبان مطمئنی به حساب میاد. 2 - سوشا مکانی یک دروازبان احساسیِ ! دقیق تر بخوام بگم خیلی خیلی احساسیه. احساسی بودن یک دروازبان اصلا بد نیست. اتفاقا میشه یک پوئن مثبت به حساب بیاد. تصمیم های احساسی یک گلر گاهی می تونه شرایط یک تیم رو به کل عوض کنه البته به شرطی که در زمان و مکان مناسب خودش باشه. مثلا یک گلر احساسی مثل عابدزاده در طول بازی شروع به ملق زدن می کنه تا تیمش روحیه بگیره. گلری احساسی مثل بوفون بعد از گرفتن پنالتی تو فینال لیگ قهرمانان شروع به شادی زیادمی کنه و یک گلر احساسی مثل کان می تونه بعد از دفع توپ به سمت مدافع های تیم خودش حمله کنه و احساساتش رو خالی می کنه! اما سوشا مکانی به هیچ عنوان نمی تونه از این احساسی بودن خودش استفاده مثبت بکنه. اولین اشتباهش اینه که احساساتش رو در وظایف فنیش دخیل می کنه. یعنی تو برخی صحنه ها، به جای نشون دادن یک عکس العمل ساده و فنی، با احساس خودش حرکت می کنه و باعث شکست خوردن خودش میشه. دست مثل شیرجه ی بی دلیلش برای کسب توپ روی گل اول بازی با پدیده. سوشا حتی وقتی می خواد بیرون از چارچوب دروازه این کار رو بکنه، باز هم شکست می خوره. سوشا مثل عابدزاده نمی تونه( یا نمی خواد ) پشتک بزنه و به تیمش روحیه بده بلکه سرشون غر می زنه !! نمی تونه ( یا نمی خواد ) مثل بوفون بعد از گرفتن توپ های مهم و حیاتی شروع به خوشحالی و تشویق تیمش کنه بلکه ترجیح قیافه بگیره و ژست غرورمندانه برداره. سوشا البته مثل کان خیلی زیاد به سمت مدافع های تیمش هجوم میبره و سرشون داد می زنه، البته با یک تفاوت نسبت به کان. کان توپی رو که داشت میومد سمتش رو دفع می کرد و بعد به سمت مدافع های تیمش یورش میبرد، سوشا بعد از اینکه هیچ کار خاصی برای دفاع توپ نمی کنه و گل شدن توپ رو تماشا می کنه به مدافع های تیمش حمله می کنه ! 3 - این 2 دلیل رو گفتم تا برسم به همون تیتر مقاله. جدایی سوشا از پرسپولیس می تونه برای هر دو طرف یک معامله ی خوب باشه.اول از همه جدایی از پرسپولیس به خود سوشا کمک می کنه. تا حالا به این فکر کردید که چرا سوشایِ فولاد، یهو در پرسپولیس اینطوری شد ؟! جوابش معلومه. سوشا به دلیل همون احساسی بودنش توانایی دروزابانی کردن تو تیم بزرگی مثل پرسپولیس رو نداره. از لحاظ فنی به هیچ عنوان ضعفی تو این زمینه نداره، بلکه این حظور در مرکز دید همگان و مورد توجه بودن، باعث میشن سوشا دچار یه تغییرات غیر فنی بشه که رو مسائل فنیش هم به صورت مستقیم تاثیر می زاره. سوشا نیاز داره برای اینکه باز مثل دوران حظورش در فولاد بدرخشه، بره و تو یک تیم آروم و بدون حاشیه بازیکنه. جایی که تو هر بازی میلیون ها بیننده روش زوم نکنن. که منتظر نباشن یه حرکت خاص انجام بده. جایی که حتی اگه یک اشتباه هم کرد، افراد زیادی متوجه نشن. یک دروازه آروم و بی بدون حاشیه، همون چیزیه که می تونه مکانی رو دوباره جزء بهترین دروازبان های ایران بکنه. سوشا از اون بازیکنایی هستش که اگه تو دید و مرکز توجه باشن عوض میشن. توانایی های فنیشون میره زیر سایه ی احساسی بودنشون. این خاصیت حتی قبل از حظورش توی پرسپولیس هم همراهش بوده و خودش رو نشون داده. برای مثال حظورش تو استیل آذین و بازی مقابل همین پرسپولیس . کسی تا قبل از اون سوشا رو میشناخت ؟! 4 - اما پرسپولیس. شاید از دست دادن دروازبانی با قدرت فنی سوشا مکانی سخت باشه، اما بدون شک به کم شدن حاشیه های این تیم می ارزه. سوشا این فصل تو 5 بازی از 17 بازی پرسپولیس محروم و غایب بوده که یک آمار عجیب برای یک دروازبان به حساب میاد. حظور یک گلر با سطح توانایی سوشا - یا حتی یک لول پایین تر - و حاشیه های خیلی کمتر از سوشا همون چیزی هستش که می تونه ثبات رو تو دروازه پرسپولیس بیاره. دروازبانی که به مدافع های تیمش چشم غره نره، بعد از گرفتن توپ ها ژست طلبکارانه از مدافع های تیمش نگیره و یک زمین فوتبال رو واسه درگیر شدن با بازیکن تیم حریف ندوئه !!!! شاید حظور یک دروازبان که بتونه به خوبی با مدافع های تیمش ارتباط برقار کنه و بهشون روحیه بده تو پرسپولیس، خیلی از مشکلات این تیم رو حل کنه.