برای شروع اجازه دهید در مورد فکت یا واقعیتی که اتفاق می افتد صحبت کنیم. فکت ها مشاهداتی مانند “هی ، بیرون روشن است” هستند. هنگامی که شما شروع به تلاش برای توضیح اینکه این فکت یا واقعیت برای مثال با فرض اینکه خورشید باید بیرون باشد می کنید، شما یک فرضیه ساختید که می تواند تست شود. سپس شما فقط نیاز به راه اندازی یک آزمایش دارید که آنرا تکرار و کنترل کنید. بسیار خب ما فقط یک کار علمی انجام دادیم. بیشتر فکت ها توضیحات احتمالی متعددی و فرضیه های متعدد برای آزمایش دارند. و به تدریج شما می توانید یکی یکی رد کنید، تا زمانی که گاهی اوقات از میان همه آنها یکی باقی می ماند. این بدین معنا نیست که آن فرضیه درست است ، بلکه آن فقط توضیح ممکن است. هنگامی که یک فرضیه به اندازه کافی تایید علمی دریافت کند ، آنها می توانند برای بدست آوردن یک نظریه بالای یکدیگر قرار بگیرند. آن ایده که بصورت نظریه در می آید در واقع سخت ترین آزمایش های علمی را می گذراند و می توان گفت “نظریه” بالاترین میزان اطمینانی هست که ما میتوانیم داشته باشیم. اما قانون چی؟ قانون بیانیه ای بر پایه مشاهدات تجربی مکرر است که برخی از پدیده های طبیعت را توصیف می کند. اثبات اینکه چیزی اتفاق می افتد و چگونه اتفاق می افتد اما نه درباره اینکه چرا اتفاق می افتد ! “یک تعمیم توصیفی[۱] درباره اینکه چگونه برخی از جنبه های طبیعت تحت شرایط معینی رفتار می کنند.” بطور مثال قانون جاذبه نیوتن. در آخر می توانیم بگوییم قانون برای اینکه چه چیزی اتفاق می افتد و نظریه برای توضیح اینکه چرا اتفاق می افتد به کار می رود.