وقتی نفس آخر هادی نوروزی، ستارههای سرخابی را به هم نزدیک میکند، وقتی قرمزها، آبیها و برادریشان را مورد ستایش قرار میدهند و کاپیتان رحمتی، با بازوبندی که تصویر کاپیتان فقید پرسپولیس را بغل کرده به چمن آزادی قدم میگذارد، تصور میشود دوران کری خوانیهای سبک سرانه میان قرمزها و آبیها حداقل تا مدتی به پایان رسیده است. آرش برهانی اما مثل همیشه توپ را توی اوت میزند. او عصبانیتاش از برنامهریزی سازمان لیگ را، بر سر هواداران تیم رقیب خالی میکنند. با مدلی از کریخوانی که با پایینترین ضریب هوشی نیز قابلیت خلق شدن را دارد!
مثل همه افراد شناخته شده دیگر، آرش برهانی قطعا از جو اینستاگرام خبر دارد. او به خوبی میداند که ایرانیها در این فضا برای اخوالپرسی با ستارهها نیز از بدترین ناسزاها استفاده میکنند. آرش بدون تردید در لحظه انتشار پستاش، از جنجالی بودن آن خبر دارد و میداند که به زودی توهینهای زیادی روانه صفحهاش میشوند. او به خوبی از عواقب کار مطلع است و حالا که کاملا افت کرده و شانس زیادی برای بازی کردن در حضور شجاد سهباززاده و حتی مهره های جوانتر تیمش ندارد، قصد دارد از این راه برای خریدن محبوبیت استفاده کند. رفتار آرش یادآور یک جمله معروف است:«وقتی عضلات از کار میافتند؛ زبان شروع به کار میکند».
برهانی برای یک عمر، سوژه هوادارهای تیمهای دیگر بوده. او دروازههای خالی زیادی را باز نکرده و فرصتهای پرشماری را از دست داده، برگردانهای زیادی را به جای توپ، به صورت بازیکنان خودی زده و حالا یک بازیکن نیمکت نشین است. او در 32 بازی اخیر در ترکیب استقلال فقط 4 گل به ثمر رسانده و طبیعتا این موضوع راه را برای هر نوع شوخی با این مهاجم شماره 9، باز می گذارد. او برای به دست آوردن اعتبار سابق در فوتبال ایران، برای سوژه شوخی نبودن و جدی گرفته شدن، باید قبل از هر چیز به دنبال اصلاح این آمار باشد. هیچکدام از این عکسها و کریخوانیها، از او بازیکن بزرگی نمیسازند. از او که حالا دیگر پیر شده اما هنوز با بزرگ شدن فاصله دارد.