طرفداری- در مصاحبه ای طولانی با دیلی میل، استیون جرارد در خصوص مسائل مختلفی صحبت کرد که در ذیل می خوانید.

حضور در آمریکا.

موانع، مسائلی برای شوکه شدن و سورپرایز های بسیاری در 4 ماه اول حضورم وجود داشت. مسائلی که به آن ها عادت نداشتم. مردم فکر می کنند که به آن جا می روید که در پارک به راحتی قدم بزنید. اما اینطور نیست. هنوز مطمئن نیستم اما احتمالا 2016 آخرین سال بازی من خواهد بود. آیا این برایم ترسناک است؟ بله کمی. عاشق بازی کردن هستم. اگر اینطور نبود همین حالا بازی کردن را کنار می گذاشته بودم اما برای فصل آینده خوش بینم. 

جرارد به در تلاش است تا مدرک A مربیگری خود را دریافت کند. 

رویاهایی دارم اما در این لحظه جایی نزدیک به شروع مربیگری نیستم. این کاملا متفاوت از بازی کردن است. وقتی دوره مربیگری آغاز می شود، متوجه می شوید که این موضوع تا چه اندازه متفاوت است. وقتی بازی می کنید، نسبت به کارهایی که انجام می دهید کنترل دارید. وقتی مربی هستید، باید 25 فرد با خصوصیات متفاوت را کنترل کنید. اینکه فشار حضور در یک باشگاه بزرگ را تحمل کنید. باید تا جایی که می شود تجربه کسب کنم و به تجربیاتم بیفزایم. تجربیات زیادی از از زمان بازی دارم چون با مربیان متفاوتی کار کرده ام. با کلوپ حرف زده ام. یک پیشنهاد جدی ندارم اما می دانم که باشگاه مایل به همکاری مجدد با من است. اما اینطور نبوده که بگویند می خواهیم این کار مشخص را برایمان انجام دهی. اما به من خوش آمد می گویند. وقتی بازی ام تمام شد شغل کار (کارشناسی) در شبکه های تلویزیونی را ادامه می دهم و در تمرین باشگاه های مختلف حاضر می شوم تا با تجربه تر شوم. با مربیان مختلف حرف می زنم تا ایده هایشان را بدانم. از نوامبر و دسامبر 2016 بدون قرارداد خواهم بود. همه در دنیای فوتبال می دانند که در آن زمان در دسترس هستم. امیدوارم تا آن زمان 75 درصد راه را در زمین گرفتن مدرک مربیگری انجام رفته باشم. 

تمرین با تیم و دیدار با یورگن کلوپ.

نمی شود تیم فعلی را با زمانی که آن را ترک کردم قیاس کرد. مربی و کادر فنی تغییر کرده اند. دو هفته ای با آن ها تمرین کردم و برایم هیجان انگیز بود. خود را یک هوادار بزرگ یورگن کلوپ می دانستم اما بعد از این دو هفته، با شناخت بیشتر و با صبر می توانیم شاهد اتفاق های هیجان انگیز بیشتری در خصوص تیم باشیم. اما با این حرف ها نمی خواهم فشاری وارد بیاورم چون عادلانه نیست. 

در نوامبر پیش از بازی مقابل ژاپن بود که جرارد با بازیکنان تیم زیر 19 سال انگلستان صحبت کرد.

با اتحادیه حرف زده ام و گفتم که باید بازیکنانی که تعدادی خاص بازی در تیم های ملی  را دارند را در تیم های ملی حفظ کرد. کسانی که تجربه ای در این حدود دارند نیازی ندارند که کار را از سطوح بسیار پایین آغاز کنند. کسانی مانند جیمی کرگر و رابی فاولر؛ کسانی هستند که باید نقشی برای آن ها پیدا شود. آن ها دانشی بیش از آن دارند که رها شوند. ناراحتم که کلاس های مربیگری ام را از سنین 21-22 سالگی آغاز نکردم و به جای آن وقتم را پای دیدن (سریال های) The Office و سوپرانوز تلف کردم. با خودم می گویم که کاش مدرک حرفه ای مربیگری را حالا داشتم. 

تیم ملی و وین رونی. 

جیمی واردی خوب کار  می کند و هری کین هم همینطور اما در بازی های بزرگ کدام بازیکن بیشترین شانس را برای گلزنی دارد؟ آیا کسی هست که فکر کند آن بازیکن وین رونی نیست؟ در ده دقیقه به پایان در بازی یک چهارم نهایی اگر پنالتی به دست بیاید،  کدام بازیکن آن را خواهد زد؟ کدام بازیکن در رختکن من یونایتد و تیم ملی به مانند مثالی برای سایرین است؟ وقتی اوضاع خوب پیش نرود پشت چه کسی قایم می شوند؟ کاری که رونی انجام می دهد فراتر از به ثمر رساندن گل هاست. او روی تمام تیم تاثیر گذار است. در بهترین فرمش نیست اما باید از او حمایت شود تا به فرم بهتری برسد. راحت ترین کار این است که روی او انگشت بگذاریم و بگوییم باید بیرون برود. من زیر فشار بودن  را تجربه کرده ام و می دانم به چه شکل است. خودتان هستید که باید شرایط را تغییر دهید اما به کمک نیاز دارید. نمی گویم از او انتقاد نکنید. اما آنالیز باید صحیح باشد. وین کیفیت هایش را از دست نداده و تنها کسی است که با گل هایش می تواند موجبات صعود انگلیس را فراهم آورد.