کت و شلوار گران قیمت خود را می پوشد . کفش های براقش را به پا می کند . جلوی آینه می ایستد و آن لبخندی را که دوربین ها دوست دارند یک بار دیگر تمرین می کند . خوشبو کننده را نزدیک دهان می برد و پاف پاف. : پرفکت . چندی قبل تر تصمیم ها گرفته شده اند . اری انها دور هم جمع شده اند و برنامه ریزی ها مطابق میلشان صورت گرفته است. فلان تیم در تیم منتخب چهار بازیکن دارد اما رقیب همیشگی هم نباید در مقابل انها کم بیاورد پس رایزنی ها برای تعادل بخشیدن به تیم منتخب شروع میشود . پس یادداشت می کنیم مدافع هفتاد میلیون یورویی و بازیکن دائم المصدوم در طول فصل هم در تیم منتخب چپانده میشوند . فلانی نباید در لیست ۵۰ نفره حضور داشته باشد . شاید انتخاب او به عنوان بهترین بازیکن در پست خود و کسب افتخاری دیگر به مذاق اقایان خوش نیاید. شاید هم حمایتش از عده ای بدبخت و آن عکس لعنتی با چفیه و پرچم فلسطین به مذاق اسپانسر های گردن کلفت صهیونیست خوش نیامده و خاطر عزیز آنان را مکدر کرده است . کسی چه می داند . به هر حال او نباید در لیست حاظر باشد . ادیداس و نایک هم مشاوره های خود را داده اند . فلان ایجنت هم باید راضی باشد . سهمیه بندی ها صورت می گیرد و لیست آماده می شود . می ماند پختن مغز رای دهندگان که آن هم به عهده رسانه هاست . انها کار خود را به خوبی بلد هستند . درسش را خوانده اند و قبلا امتحان خود را پس داده اند . قطعا انها و اسپانسرها لازم و ملزوم یگدیگر هستند پس به صورت هماهنگی در راستای منافع خود همکاری میکنند . همه چیز طبق برنامه به پیش می رود . کلیپ ها اماده می شوند . مقاله ها در وصف قهرمانان مورد نظر نوشته می شوند و مصاحبه ها و اخبار حول انها می چرخد . نظر تو آن چیزی خواهد بود که قبلا با یک هیپنوتیزم رسانه ای در مغزت فرو کرده اند . تو بیشتر از فلان دروازه بان شنیده ای . تو بیشتر هایلایت های او را دیده ای . تو راجعب ه او بیشتر خوانده ای . به تو راجع به او بیشتر خورانده اند پس انتخاب او تو را متعجب نخواهد کرد . اما شاید کمی انطرف تر فرد شایسته تری هم وجود داشته باشد . کسی که مغز تو را از او پر نکرده اند . کسی که او را به تو نقبولانده اند . بعضی انتخاب ها قطعا بدون حرف و حدیث و عادلانه هستند . انچه مسی و رونالدو در طی این سال ها انجام داده اند قطعا شایسته تشویق و احترام و ماندگار به وسعت تاریخ است . مسی و انریکه دیشب هم سزاوارانه به حق خود رسیدند . جای هیچ بحثی نیست . اما من هر گاه تصویر ریبری و اشنایدر را از صفحه جادوویی ببینم قطعا حسی از همدردی با انها را نیز تجربه خواهم کرد . اقای ریبری ایا روی ان طاقچه ای که برای توپ طلایت اماده کرده بودی خاک نشسته است ؟ ناراحت نباش ما هنوز هم به تو فکر می کنیم . زیرا ما با دیدن انچه که در لحظه و در آن مستطیل سبز اتفاق می افتد هیپنوتیزم می شویم نه با آن آونگی که فیفا و رسانه ها و اسپانسرهایش جلوی چشمانمان میرقصانند . حتی آن تمدید مهلت رای گیری هم نمی تواند نظر من متوجه به کل فصل را عوض کند . اقای اشنایدر کافی نبود . حتی اگر در آن فینال جام جهانی سه گل از فاصله چهل متری میزدی باز هم کافی نبود . تو قبلا بر سر آن میز لعنتی حذف شده بودی . شاید بعدا اگر مربی خوبی شدی . شاید بعدا . اما مشق ان را نیز از همین حالا باید انجام دهی. مربیانی مثل گواردیولا را در نظر بگیر و نت بردار . قدرت رسانه ای شان را . مصاحبه های خبرنگار پسندشان را . از الگری ها الگو نگیر انها اینقدر احمق هستند که فکر میکنند دانش مربی گری و کسب نتایج عالی در یک فصل به تنهایی برای حضور در جمع مربیان برتر کافیست . اری الگری ها را الگو قرار نده . شاید روزی به عنوان مربی توپ طلایت را پس دهند . شاید روزی ...