تیم های پرطرفدار آبی پوش تهران و میلان این روزها در شرایط خوبی به سر میبرند و هواداران خود را با نتایجشان امیدوار به قهرمانی و یا حداقل کسب سهمیه حضور در مسابقات قارهای کرده اند؛ اما در این میان شباهتهای زیادی بین این دو تیم محبوب به چشم میخورد که در این مقاله میخواهیم به ذکر این شباهتها بپردازیم.
برای یافتن قرابتهای دو تیم باید به اول فصل برگردیم. جایی که دو مرد از جنس تیم، از جنس غیرت به پیراهن تیم و تا حدودی از جنس محبوبیت بین هواداران در شرایطی دشوار هدایت تیمهای محبوبشان را پذیرفتند. (البته در این بین باید اشاره کرد که روبرتو مانچینی از اواسط فصل گذشته هدایت اینتر را برعهده دارد.) در اولین اقدام مشترک، مظلومی و مانچینی (در حروف اول و آخر فامیلیشان نیز مشترک هستند:)) انقلابی عظیم در ترکیب تیم به پا کردند؛ به گونهای که امروز کمتر بازیکن فصول گذشته در ترکیب اصلی تیم جای دارند. این دو، بازیکنانی که چندین فصل در تیم بودند را کنار گذاشته و بازیکنانی جدید-اعم از جوان و غیرجوان- به ترکیب تیم اضافه کردند و شاید بیشترین تغییر در بین تمامی تیمهای لیگ خود را شاهد بودند.
با آغاز لیگ شاید کمتر هواداری انتظار چنین نتایج درخشان و خیره کنندهای از تیم محبوب خود داشت، اما استقلال و اینتر هر چه از لیگ میگذشت با قدرت بیشتری ظاهر میشدند و تیمها را یکی پس از دیگری از پیش روی بر میداشتند و گویی قصد پایین آمدن از صدر جدول را نداشتند.
ذکر شباهت دو تیم از بعد فنی را میتوان از بردهای اقتصادی دو تیم شروع کرد. هر دو تیم در این فصل تبحر خاصی در پیروزیهای با حداقل گل بالاخص پیروزی 1-0 را از خود نشان دادهاند. بردهایی که در بعضی از آنها هم به هیچ عنوان چهره یک برنده را در زمین از خود نشان ندادند ولی در پایان بازی برنده مسابقه بودند. شاید در بین تیمهایی که پیروزی کسب میکنند استقلال و اینتر کمترین موقعیت گل را ایجاد کنند ولی با شایستگی به عنوان برنده از میدان خارج میشوند. این مسئله وقتی متوجه میشویم که مائورو ایکاردی مهاجم اول اینتر در بین تمامی ابرمهاجمان اروپا بیشترین بازدهی را داشته است-یعنی نسبت گلهای او به ضربات به سمت دروازه اش بالاترین درصد را داشته است-بیشتر روشن میشود. در واقع میتوان گفت استقلال و اینتر فرصت طلب ترین تیمهای کشور خود هستند. اما نکته نگران کننده در فاز هجومی این دو تیم توفیق نه چندان زیاد مهاجمان اصلی تیم است. در حقیقت در استقلال و اینتر تمامی بازیکنان گل میزنند و این مسئله به طور عمومی اتفاق بسیار فرخندهای در یک تیم محسوب میشود اما زمانی این اتفاق را میتوان به فال نیک گرفت که یکی از مهاجمان تیم بیشتر و بهتر از هر فرد دیگری نه تنها در تیم بلکه حتی در کل لیگ گلزنی کرده باشد. برای مثال سال گذشته یکی از نکات مثبت پررنگ یوونتوس آلگری گل زدن اکثر بازیکنان تیم بود ولی در همان تیم کارلوس توز در کورس آقای گلی قرار داشت و در واقع زمانی که توز و یا موراتا در گلزنی توفیق پیدا نمیکردند سایر بازیکنان به کمک تیم میآمدند. اما وقتی در تیمی تمام بازیکنان چه مدافع چه مهاجم چه هافبک به یک اندازه گل میزنند، این مسئله بیشتر نشان از هرج و مرج تاکتیکی و عدم توفیق در فاز هجومی دارد تا متعادل بودن تیم. در واقع این مسئله نشانگر این است که تقریبا در تمامی بازیها مهاجمان تیم در گلزنی ناکام هستند و سایر بازیکنان میباست جور آنها را بکشند که این موضوع بیش از آنکه ضعف مهاجمان را در بربگیرد ضعف تاکتیکی تیم در فاز تهاجمی و ضعف در طراحی حملات را نشان میدهد.
اما در فاز تدافعی بی گمان آبیپوشان یکی از بهترینهای لیگ خود هستند. که اتفاقا در این فاز هم تشابهات عجیبی یافت میشود. بدون تردید یکی از بازیکنان کلیدی هر دو تیم یکی از دو هافبک دفاعیشان است یعنی گری مدل و روزبه چشمی. دو هافبکی که هر دو در مقطعی از فصل بالاجبار به عنوان دفاع میانی نیز به کار گرفته شده اند. این دو هافبک نقش بسیار زیادی در موفق ظاهر شدن اینتر و استقلال در فاز دفاعی داشته اند و به خوبی توانستهاند میانه زمین را به قول معروف جمع و جور کنند. در حقیقت در اکثر بازیها میانه میدان برای استقلال و اینتر بوده است و در اکثر نبردهای تن به تن مدل و چشمی پیروز بوده اند. اما قطعا ستاره بی چون و چرای هر دو تیم در این فصل دروازه بانهای باتجربهشان بوده اند. دو بازیکنی که در این فصل به سوپراستارهای لیگ خود بدل شدند و چشم همه را به خود خیره کردند. هندانویچ و رحمتی علاوه بر اینکه بهترین بازیکن تیم تا این مقطع فصل بودهاند قطعا یکی از بهترینهای لیگ خود نیز محسوب میشوند(اگر نگوئیم بهترین بازیکن لیگ تا به اینجای کار بودهاند). این دو در خیلی از بازیها به قول معروف بازی را برای تیم خود درآورده اند و موجب پیروزی و یا گریختن تیم از شکست شدهاند. ولی اساسا تیمی که دروازهبانش ستاره باشد مطمئنا در فاز دفاعی با مشکل روبروست. تیمی که دفاع منسجمی داشته باشد عملا اجازه نمیدهد که تیم حریف موقعیتهای زیادی روی دروازه خلق کند و موقعیتها را درجا دفع میکند. بعنوان مثال در نیمه نهایی سال 2010 میتوان گفت ژولیو سزار کمترین نقش را در پیروزی اینتر در برابر بارسا داشت و مدافعان و هافبکهای قدرتمند اینتر اجازه ایجاد موقعیت به بارسلونا نمیدادند. باتوجه به اینکه دروازهبانها و هافبکهای دفاعی دو تیم بسیار موثر ظاهر شدهاند این ضعف را باید در خط دفاعی دو تیم جستجو کرده و رفع کرد هرچند هر دوتیم از مدافعان بسیار باکیفیتی بهره میبرند.
در جام حذفی نیز این دو تیم به سان هم علیرغم قرعه بسیار دشوار تیمهای مدعی را از پیش رو برداشتند و استقلال در خوان آخر ذوب آهن آماده را پیشرو دارد و اینتر در نیمه نهایی باید به مصاف قدرتمندترین تیم این روزهای ایتالیا یعنی یوونتوس برود. جالب اینجاست که هیچ یک از دو تیم در رقابت های قارهای حضور ندارند و امیدوارند با قهرمانی در جام حذفی به این رقابتها راه پیدا کنند؛ هرچند مطمئنا قهرمانی در جام حذفی برای استقلال مهمتر از اینتر است چرا که استقلال با قهرمانی در جام حذفی به لیگ قهرمانان میرسد ولی اینتر با قهرمانی در کوپا ایتالیا به لیگ اروپا.
شباهت دیگر را میتوان در میان رقبا جستجو کرد. این دو تیم درحالی هفتهها صدرنشینی را تجربه کردند که در تمام این هفتهها سایه سنگین تیمهای رقیب را روی سر خود احساس میکردند. هر دو تیم حداقل چهار رقیب بسیار جدی برای قهرمانی و البته کسب سهمیه دارند و باید خود را در بهترین شرایط تا پایان فصل نگه دارند تا بتوانند در آخر فصل موفقیتی کسب کنند. طعنه آمیز است که در پایان نیم فصل هر دو تیم صدرنشینی را از دست دادند، ولی مطمئنا اینترمیلان همانند استقلال دیر یا زود مجددا صدرنشین خواهد شد اما باید دید این بالانشینیها تا پایان فصل ادامه خواهد داشت یا خیر. نظر شما چیست؟
پ.ن: این مقاله رو هفته پیش نوشتم ولی متاسفانه سایت بسته بود. بعد امروز جام حذفی رو هم بهش اضافه کردم.