اقای داگلاس پریرا اخرین دفاعیات خودتون اعلام کنید
چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟
من بی دفاعم
من شریف تربیت شدم
من شریف بزرگ شدم
نه کسی منو می شناخت
نه کسی بنده رو می دید
نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر
همهٔ سهم بنده از زندگی ، فوتبال بازی کردن در محلات برزیل بود با رفقا
من ساده بودم
من همه چیز رو باور می کردم
من با هیچ کس مخالفت نمی کردم
سرم به کار خودم بود و شریف بودم
من نمی خواستم به تمرین سائوپائولو برم
من نمی تونستم دفاع راست باشم
من نمی تونستم دریبل بزنم
من نمی خواستم به بارسلونا بیام
من مقاومت کردم تا حد توانم
اما من توانم کم بود
بنده ضعیف بودم
برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران
و من به همه احترام می گذاشتم
من به همه احترام می گذاشتم
و من شروع کردم به بازی کردن
و من شروع کردم به سرگرم شدن
و بعضی وقت ها یادم رفت که کجام
و همهٔ این جام هایی که تیم میاره
مال من نیست
حق من نیست
و من اشتباهی ام
من از اولش هم اشتباهی بودم
بله من یادم رفت که این ها مال من نیست
و من اشتباهی ام
تقصیر من بود
تقصیر دیگران هم بود
اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم
من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم
من از سهم کسی نزدم
من فقط اشتباهی بودم
خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم
خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم
من فقط اشتباهی بودم
چه دفاعی از خودم بکنم؟
من بی دفاعم
حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم جناب قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم
خدایا تو منو ببخش
پ.ن برگرفته از سکانس پایانی مهران مدیری در فیم مرد هزار چهره
یکی از شاهکار ترین دیالوگ هایی که بین فیلم های ایرانی دیدم