مقدمه:
دانش آموزان در بسیاری از مناطق ایران؛ علاقه و اشتیاق بسیاری به موضوعات علمی از خود نشان می دهند و درس و تحصیل در جامعه ایرانی به عنوان یک ارزش اجتماعی در نظر گرفته می شود. تشویق به یادگیری و ارزش گذاری به موضوعات علمی در بسیاری از خانواده ها فی نفسه باعث امیدواری است. اگر چه که رقابت ها گاهی حالت چشم و هم چشمی پیدا کرده و به عنوان مثال کنکور سراسری برای گزینش دانشجو؛ کیفیت آموزش را در سیستم آموزشی ایران بسیار پایین آورده است. رتبه بندی های اجتماعی در بیش از نیم قرن اخیر سبب شده خانواده ها (به ویژه طبقه متوسط) تمایل شدیدی به داشتن فرزند دکتر یا مهندس پیدا کنند. از دید بسیاری از خانواده ها رشته های دانشگاهی فقط در پزشکی یا مهندسی خلاصه می شود و از دید بسیاری؛ رشته های علوم پایه فیزیک ؛ ریاضیات؛ شیمی؛ زیست شناسی؛ یا رشته هایی مانند مهندسی کشاورزی و یا رشته های علوم انسانی جایی برای خودنمایی و سر بلند کردن در میان بستگان ندارند. آنها دوست دارند که فرزندانشان تیتر ٬دکتر٬ یا ٬مهندس٬ را یدک بکشند تا بدینوسیله حس غرور و تفاخر خود را در بین بستگان و همسایگان تقویت بکنند. باری! این مساله یکی از آسیب های جدی به توسعه علم در ایران است و برای تغییر این زمینه فرهنگی غلط بایستی اقدام عاجل به عمل آورد.
در مقابل؛ در بسیاری از کشورهای پیشرفته اروپایی در سال های اخیر نوعی بی تفاوتی به تحصیل در رشته های فنی مهندسی دیده می شود. در حالیکه کشور ما لبریز از فارغ التحصیلان رشته های مهندسی است؛ گزارش موسسه کار آلمان در کلن (Bundesagentur für Arbeit; IW Köln) در سال ۲۰۱۰ نشان می داد این کشور نزدیک به ۳۶۰۰۰ مهندس کم دارد.
۱۵۵۰۰ مهندس مکانیک و ۹۵۰۰ مهندس برق و ۵۶۰۰ مهندس عمران و معماری. در کشور آلمان به عنوان یک کشور صنعتی؛ بسیاری از دانش آموزان علاقه ای به ورود به رشته های فنی و مهندسی و یا حتی پزشکی ندارند و رشته های علوم اجتماعی؛ علوم سیاسی؛ هنر و تاریخ و فلسفه و موسیقی برای بسیاری جذاب تر است.
علاقمندی به علم یا شبه علم؟
سرانه مطالعه در کشور ما پایین است. این موضوع تلخ ؛ واقعیتی است که باید بپذیریم. در همین کشاکش اما بسیاری از مفاهیم با یکدیگر جابجا گرفته می شوند. مثلا خانواده ها تصور می کنند فرزندان شان با مطالعه کتاب های زرد و بی محتوا در خصوص مثلث برمودا یا یوفو ها و احتمالا موضوع اشیاء ناشناخته فضایی یا مثلا اسرار اهرام ثلاثه مصر ؛ به موضوعات علمی علاقمند است! چه بسا همین مطالعات زرد و بی مایه؛ زمینه بروز ایده های شبه علمی افراد در آینده شود. اما موضوع بحث ما در این مقاله مسایل شبه علم نیست. در این نوشتار به یکی از شاخه های جذاب و عمیق علم می پردازیم؛ نجوم!
چرا ترویج علم با ترویج نجوم یکی گرفته می شود؟
مرور تاریخچه ترویج علم در ایران کار مورخان علم است. اما ظاهرا اولین تلاش های رسانه ای ترویج علم در ایران با آن گروه از مروجین علم شروع شد که خود در زمینه نجوم آماتوری فعالیت می کردند.
به همین سبب میراثی بر جا گذاشته شد که باعث گردید در جامعه ایرانی معادله اشتباه ترویج علم = ترویج نجوم جا بیفتد.
ترویج نجوم بخش مهم و ارزشمندی از ترویج علم است. چه بسا به دلیل جذابیت محتوایی موجب ورود افراد علاقمند به شاخه های مختلف فیزیک نظری یا حتی زیست شناسی و ریاضیات شود.
اما مشکل اینجاست که در نظر عموم؛ مروج علم با مروج نجوم یکی گرفته می شود که این دیدگاه درست نیست. نجوم فقط یکی از دهها شاخه علمی برای فعالیت ترویج علمی است. مانند شیمی؛ زیست شناسی؛ فیزیک؛ زمین شناسی؛ دیرینه شناسی و … ؛ اینکه تمام محتوای ترویج علم را به نجوم تقلیل دهیم باعث از دست رفت فرصت های بی شمار در کار ترویج علم می شود.
آری! نجوم پرمخاطب ترین شاخه کار ترویج علم است. کار علمی با گروه های رصدی و فعالیت های گروهی در رصدخانه ها بی نهایت جذاب و ارزشمند است. عکاسی نجومی و کار با تلسکوپ در یک صحرای تاریک فوق العاده است.
اما مساله اینجاست که همه چیز را نباید در نجوم خلاصه کرد. در ایران دهها انجمن نجوم آماتوری وجود دارد و اشتیاق بسیاری در بین نوجوانان و جوانان برای کار در زمینه نجوم آماتوری وجود دارد.
اما آیا انجمن ها و گروه های علمی برای پژوهش روی زیست شناسی یا مثلا فسیل شناسی؛ فیزیک حالت جامد؛ شیمی تجزیه؛ فیزیولوژی؛ جانورشناسی یا تاریخ علم به همین میزان فعال و محبوب هستند؟ خیر!
رسانه ها در این خصوص می توانند نقش مهمی داشته باشند. اغلب برنامه های ترویج علمی رسانه های ما در ایران با پس زمینه نجوم است. تصور می کنم توزیع متقارن فعالیت ترویج علمی باید در اولویت کار مروجان علم باشد. مروج علم عمومی باید علم عمومی را ترویج کند و نه اینکه علم را به رشته تخصصی خودش تقلیل دهد. یک مروج علم ضمن اینکه فقط در حوزه تخصصی خودش کار ترویجی می کند؛ از حوزه های میان رشته ای نیز غافل نیست و اساسا هر جا که پای (علم عمومی) در میان باشد آن را تحسین می کند و همه شاخه های علم عمومی در نظرش جایگاه برابر دارند.