کشتار شیعیان کویته در سال ۹۱
آقای بانکی مون!
این شبها هیچگاه، به آسمان نگاه کرده ای؟
ستاره های یخ زده را هیچ به چشم دیده ای؟
ماهتابی در کفن پیچیده را از نزدیک تماشا کرده ای؟
اینها، چه نشانه هایی است آقای بانکی مون؟
آقای بانکی مون!
از کشتار های کویته چیزی شنیده ای؟
میتوانی بگویی
ما با این جنازه های تازه و تکّه، تکّه خویش که هر گز سرد نمیشوند، بایدچه کنیم؟
میتوانی بگویی
تا چه شبهای باید، کنار این جنازه های خونین سر کنیم؟
میتوانی بگویی
تا کی باید این جگر های پاره پاره را بر دست و دامن خویش نگه داریم ؟
آقای بانکی مون!
تو در هیچ افسانه ای شنیده بودی
که مادری در سردترین شبهای زمستانی
سه شبانه روز، کنار تابوت جوانش، گریسته باشد و هنوز از پا نیفتاده باشد؟!
آقای بانکی مون!
آیا هر گز شنیده بودی که جسد بی روح پیر مرد بی پناه هزاره،
در چلّه زمستان چه حرارتی دارد؟!
اگر میخواهی، میتوانی از کودکی بپرسی
که سه شب، با گرمای جسد پدرش
در علمدار رود بر پای ایستاده است.
آقای بانکی مون!
هیچ تصّور کرده ای خفتن کنار تابوت یک همسر،
در شبهای سرد زمستان چه حسی دارد؟
آقای بانکی مون!
تو که همیشه بر "توسعه هزاره" تاکید میکنی
بدان که هزاره نام قوم من است که چنین با جنازههای خویش توسعه مییابند.
پس تو نیز، مانند ریس جمهور "کرزی" و پرزیدنت "اوباما"
تنها به فکر صلح با طالبان باش!
زیرا چنین صلحی توسعه هزاره را پایدار خواهد کرد.
آقای بانکی مون!
میدانم تو ریس سازمان ملتهایی
و هزاره، نامی است که هیچ دولتی، آن را جزء ملت خود نمیدانند
در افغانستان، ایرانی است
در ایران، افغانی
و در پاکستان "شیعه شیعه، کافر."
قنبرعلی تابش
http://tabesh29.persianblog.ir/post/63/