به یادتیم همیشه. مگه میشه نباشیم؟ اگر نباشیم حتما حافظهمان عیبی، ایرادی داره. هر موقع تیم ملی بازی داره. هر موقع مهاجمی توپ را به ساعت ورزشگاه میکوبه. هر موقع مربیای را در حسرت یک گلزن میبینیم. هر موقع که مهاجمی خوب گل میزنه. هر موقع مهاجمی بد گل نمیزنه. هر موقع. هر موقع. همیشه به یادتیم. اما انگار آنها بیشتر به یادتند. آنها که هنوز هم فهرست اسطوره ها رو منتشر میکنند و تو هم هستی. آنها که تولدت رو تبریک میگن.
47 ساله شدی. چقدر پیر شدی. ما هم با تو پیر شدیم. پیر شدن با تو خوب بود. خوبیش این بود که لذت بردیم،افتخار کردیم،سرمان را بالا گرفتیم و پیر شدیم. می بردیم و پیر میشدیم. گل می زدی و پیر میشدیم. بگذار بی خیال گلهایت شویم. 109 گل!ما پیرشده ایم و آنقدر حوصله نداریم که از 109 گلت بنویسیم. چون حوصله نداریم، مالدیو و یمن و اردن رو حفظ میکنیم و میگیم همه گلهایت به همین تیم هابوده. دلگیر نشو. بگذار به حساب بی حوصلگیمان.
اصلا میدونی چیه؟ چون تو نیستی مالدیو و یمن و اردن و کره و عربستان الان واسه ما تیم شدن. اون موقع که تو بودی اینا عددی نبودن که. راست میگن اونایی که دوستت ندارن. تا تو بودی اینا جزء تیم حساب نمیشدن. از وقتی تو رفتی دست دعای ما هم رفت بالا جلوی اردن و عربستان و کویت و ....
راستی پاس گلت به خداداد عزیزی رو یادت هست؟ پاس گلت به مهدوی کیا جلوی آمریکا روخوب یادم هست. 4 گل به کره جنوبی رو یادت هست؟ گلی که به کویت زدی رو خیلی خوب یادم هست. بعد از گل همه نفسها در سینه حبس شد فکر کردیم گردنت،کمرت شکست. پاشدی شادی کردی و آنوقت ما نفسمان را رها کردیم و فریاد کشیدیم. گل مقدماتی جام جهانی 1994 به ژاپن؛ 2گل به عربستان یادت هست؟ دروازهبان بحرین رو یادت میاد؟ مگه میشه یادت نیاد،خودت گفتی بدترین روز فوتبالیت بود. انگار اون فهمیده بود تنها راه گل نزدنت کشتنته. انگار به همین نیت با استوکهایش به سمت تو حمله کرد. یادت هست خونت را ریخت؟ یادم هست که نمردی. بلند شدی و با طحال پاره جنگیدی. یادت هست میپریدی هوا. توپ میرفت سه جاف دروازه. یادم هست میپریدم هوا. میچسبیدم به سقف. آن موقعها که تو بودی زمین جای بهتری بود. سبکتر بود. چون بیشتر از این که روی زمین باشیم روی هوا بودیم. چند بار ما را بردی آسمان و برگرداندی.
اگر آن موقعها ویسی سرمربی تیم ملی بود حتما نمیگفت دروازهبان خوب از پدر و مادر خوب بهتره. حتما میگفت یه «دایی» خوب از «پدر و مادر» خوب بهتره. یه «دایی»باغیرت،با مسولیت. همون که به خاطر حتی یه بازی دوستانه،بایرن رو رها کنه و بیاد. همون که وقتی اسم تیم ملی بیاد خودش و تیمش و همه چیش رو یادش بره. تو پدر و مادر تیم ملی بودی.
قرار بود از گلهایت حرف نزنیم. اما آخر مگر میشود؟ از تو گفت و از گل نگفت؟ از تو گفت و از پیروزی و غرور نگفت. از تو گفت و .... گلهایت را نمیتوانیم فراموش کنیم اما شاید بتوانیم بعضی از خصوصیات دوست نداشتنیات را فراموش کنیم. شاید مصاحبههایت را دوست نداریم. شاید طلبکار بودنت را دوست نداریم. شاید راه آمدنت با بعضی از آدمها و کنار نیامدنت با بعضیهای دیگر را دوست نداریم. اما فراموش میکنیم. به حرمت گلهایت، فراموش میکنیم. 109 گل ملی خیلی حرمت داره. لوتار ماتئوس میگفت. میگفت میدونی 109 گل یعنی چند تا گل؟ حالا به هرکی که میخواد زده شده باشه.
تو برای ما راحت گل زدی. تو ما را راحت شاد کردی. تو غرور را راحت جرعه جرعه به خوردمان دادی. بخاطر تو، بخشیدن و فراموش کردن راحت است. تو هم فراموش کن. راحت برایت کاریکاتور کشیدیم،راحت برایت جوک ساختیم،راحت بهت فحش دادیم،راحت وقتی پایمان رسید به آلمان،جامجهانی، تو را یادمان رفت. یادمان رفت تا الان کی برایمان گل میزد. خیلی راحت تو را کردیم اضافه بار تیم ملی.
فراموش کن. ما هم فراموش میکنیم تو 47 ساله شدی. تو را نه با اضافه وزنهایت نه با غرغرهایت و نه با بدیهایت،نه با جام نیاوردنت؛ تو را با گلهایت،با از خودگذشتگیهایت با غیرتت همیشه و تا ابد به یاد میآوریم تا 109 سالگیات. 47 سالگیات مبارک اسطوره.
نیلوفر کنگرانی